در آخرین روزهای اسفند ۱۳۸۰، سردمداران جنگطلب آمریکا و انگلیس به عراق لشکر کشیدند و هدف خود را خلع سلاح عراق از جنگافزارهای کشتار جمعی، پایان دادن به حمایت صدام از تروریسم و آزادسازی مردم عراق اعلام کردند.

به گزارش فراق، سه ادعایی که سرنوشتشان را امروز میدانیم: جنگافزار کشتار جمعی هرگز یافت نشد، پیوندی میان صدام و القاعده اثبات نشد، و مردمی که قرار بود آزاد شوند، از چاله صدام بیرون آمدند و در چاه درگیریهای فرقهای و تروریستی افتادند؛ بیش از یک میلیون قربانی، حاصل همان تجاوز بود.
همه آن ادعاها ویترینی بود برای پنهان کردن نیت اصلیِ کوبیدن میخ نظم آمریکایی در غرب آسیا، افزودن حاشیه اطمینان برای رژیم صهیونیستی، و در نهایت زدن مهر پایان بر مسئله فلسطین بود. آمریکای مست از قدرتنمایی در جنگ اول خلیج فارس و همزمان با فروپاشی رقیب دیرینه شرقیاش، آمده بود تا متوهمانه تکلیف منطقه را برای همیشه یکسره کند. طرح عراق قرار بود در سوریه و ایران امتداد پیدا کند اما همان ایستگاه نخست گلوگیر شد؛ رزمندگان بدون مرز مقاومت، پروژه توسعهطلبی آمریکا را در همان قدم اول متوقف کردند.
آتشی که خودشان برافروختند
جان گرفتن تروریسم تکفیری و درگیریهای فرقهای در زیر سکوت حمایتآمیز آمریکاییها، انتقام آمریکا از مقاومت بود. در ادامه همین فرآیند، همزمان با پروژه آشوب در شام، هستههای مهیب خلافت اسلامی از چراغ استعمار بیرون آمدند؛ تروریستهایی که در قیاس با آنها، القاعدهایها پاپ محسوب میشدند اما آتش این فتنه هم با حمایت مرجعیت دینی عراق، ارتش چندملیتی مقاومت و پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران خاموش شد.
امروز، در دهه اول مهرماه ۱۴۰۵ و بیستوچهار سال بعد از آن ستونکشی نظامی، هیچیک از اهداف اعلامشده محقق نشده است:
– قرار بود غرب آسیا برای رژیم صهیونیستی امنتر شود؛ نشد.
– قرار بود کمر جمهوری اسلامی و متحدان مقاومت شکسته شود؛ نشد.
– قرار بود حکومتی غربگرا در بغداد بر سر کار بیاید؛ نشد.
– و قرار بود آمریکا در عراق بماند و تکلیف منطقه را یکسره کند؛ حالا از این کشور خارج میشود، دستخالی.

در عوض، عراق امروز از دست صدام خارج و توسط کسانی اداره میشود که یک وجه مشترک دینی مستحکم با همسایه فارسیزبان خود دارند و با او پیمانهای امنیتی و اقتصادی میبندند. کسانی که هرگز خواستار آن نیستند که بخشی از ماشین جنگی و ضدامنیتی آمریکایی و صهیونیستی علیه ایران باشند.
سرنوشت آمریکا در عراق، آثار نحوه جنگیدن جبهه مقاومت است: جبههای که صبورانه به سمت هدف خود حرکت میکند و با شهادت و رفتن انسانها متوقف نمیشود. دست امروز مقاومت، چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی، بسیار پرتر از روزهای تهاجم به عراق است. این همان چیزی است که قدرت منطقهای ایران را نه در شعار، بلکه در میدانِ نتیجه نشان میدهد؛ توانی که توانست پروژهای با این حجم از سرمایهگذاری نظامی و سیاسی را در همان ایستگاه اول زمینگیر کند و بیستوچهار سال بعد، مهاجم را وادار به عقبنشینی کند.
انتهای پیام

































