گروهک تروریستی و وطنفروش منافقین، سالهاست با ایجاد یک فرهنگ منحط و لمپنی، اعضای خود را به ابزارهای بیاراده تبدیل کرده است.

به گزارش فراق، هر فرد وارد شده به این جریان خائن، در یک فرآیند طولانی و نرم، فرهنگ، ارزشها و هویت پیشین خود را کاملاً کنار گذاشت و زبان و رفتارهای جدیدی را آموخت که دقیقاً برخلاف هنجارهای انسانی بود. این رفتارها در نهایت آنها را در بدترین شکل ممکن به بردگی کشاند و آزادیهای فردیشان را از بین برد.
این وطنفروشان مانند هر جریان پوچ دیگری، اصطلاحات خاصی را در مناسبات داخلیشان رواج دادهاند که در هیچ فرهنگ بشری نمونه آن وجود ندارد.
این واژگان کثیف، ابزار هویتزدایی و تبدیل انسان به وسیلهای برای اهداف مرگبار و خودویرانگر این پسماندهاست. شاخص پیشرفت هر عضو در این تشکیلات خائن، دقیقاً میزان جذب و اجرای همین رفتار گلهای است. فاجعهبارتر آنکه سرکردگان این جریان باطل حتی برای زمان مرگ اعضا هم برنامهریزی میکنند؛ عکس و فیلم تهیه میکنند تا پس از مرگ نیز از اجساد آنان برای تبلیغات سوءاستفاده کنند. به همین دلیل، خانوادههای اعضا حتی صاحب پیکر فرزندانشان هم نمیشوند.
نمونههایی از این اصطلاحات بردهساز که عمق ایدئولوژی کثیف این وطنفروشان را نشان میدهد، به شرح زیر است:
– زیر مینیمم: خصلتهای زشت فردی مانند پرخاشگری، عصبانیت، قهرکردن یا راحتطلبی که باید سرکوب شود.
– حلقه ضعیف: کسانی که با بندهای انقلاب ساختگی مریم قجر همراه نبودند و مستحق نشستهای وحشیانه «دیگ و دیگچه» بودند.
– همزاد: وجه منفی درون هر عضو که باید دائماً با آن جنگید و سرکوب کرد تا فقط دستورات سرکردهها اجرا شود.
– تناقضات جنسی و نشستهای غسل: جلسات اجباری که در آن افراد مجبور بودند جزئیات افکار جنسی خود را با صدای بلند در جمع بخوانند.
– عملیات جاری (جنگ در لحظه): نشستهای روزانه تفتیش عقاید که اعضا باید تمام کمکاریها و تناقضات خود را اعتراف کنند و زیر فشار جمع خرد شوند.
– حمل تناقض: اگر کسی تناقضاتش را گزارش نمیداد، متهم به حمل تناقض میشد و زیر انتقادهای شدید قرار میگرفت.
– دیگ و دیگچه: نشستهای چندساعته با حضور دهها نفر که در آن سوژه با فحش، کتک، گرفتن یقه و فشار روانی شدید مواجه میشد تا کاملاً تسلیم شود. این یکی از غیرانسانیترین ابزارهای شکنجه روحی در تشکیلات این پسماندهاست.
– کارت رژیم را بازی کردن: اتهام به هر منتقد داخلی.
– سنگ قبر: ادعای مریم قجر که اعضا در وجود خود قبر ساختهاند و باید سنگ آن را کنار بزنند تا نور انقلاب ساختگیاش بتابد.
– نشستهای حوض: مراسم سوگند اجباری که رجوی آن را «حوض» نامید تا اعضا خود را از گناهانشان «پاک» بپندارند.
– امضای معاصی و طلاق علیالدوام: مکانیسمهایی برای وادار کردن اعضا به طلاق دائمی همسران و تصور تعلق همسران به رهبر، تا راه بازگشت بسته شود و مقدمات حرمسرای شخصی فراهم گردد.
– کسر رهایی: ادعای مالکیت خون اعضا توسط مسعود و نفس آنان توسط مریم قجر.
– استفراغ خشکشده: اصطلاح تحقیرآمیز مریم قجر برای همسران سابق اعضا.
– مغزهای کلهگنجشکی: تحقیر افراد عملیاتی که فهم آنان را در حد تاکتیک میدانستند و میگفتند فقط دستورات رجوی را اجرا کنید.
– کلفت دوم (K2) و نوکر دوم (N2) : اصطلاحاتی برای اعضای شورای زنان (زنان حرمسرا) و مسئولان مرد، که اطاعت محض را تحمیل میکرد.
– عنصر نرینه وحشی و متجاوز: ادعای رجوی درباره تمام مردان، در حالی که خود او از اعضای مونث تشکیلات سوءاستفاده جنسی میکرد.
– یک گرم عنصر مجاهدی: اصطلاح دوگانهای برای انگیزهدهی یا تهدید کسانی که میخواستند جدا شوند.
– و دهها اصطلاح دیگر مانند «برو گم شو»، «شاغول»، «تیغ و تیغکشی»، «افقی شدن»، «غذای ملی» و «غذای آرشیوی» که همگی ابزار کنترل، سرکوب و نابودی شخصیت بودند.
همه این واژگان و نشستها تنها یک هدف داشتند: نگه داشتن اعضا در قید و بند دستورات گروهک خائن، نفی هرگونه هویت فردی و تبدیل آنان به بردگان بیاراده. هر کس که حتی ذرهای مخالفت میکرد، متهم به «گم کردن شاغول» یا «بازی کردن کارت رژیم» میشد و در نشستهای عملیات جاری زیر هجمه روانی و جسمی قرار میگرفت.
این فرهنگ لمپنی و بردهساز، نه تنها هویت اعضای گروهک تروریستی منافقین را نابود کرد، بلکه آنان را وادار به خیانت آشکار علیه ملت ایران و تمام ارزشهای انسانی نمود. منافقین خائن با این ابزارها، اعضای خود را به ابزار تبلیغاتی و برده کامل تبدیل کردهاند و حتی از مرگ آنان نیز نزد اربابانشان کاسبی میکنند.
انتهای پیام
































