• امروز : دوشنبه - ۴ آبان - ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 26 October - 2026

مروری بر نقش «بنی‌صدر» در جنایات دهه ۶۰ / نقشه ترور «شهید آیت» در دفتر رئیس جمهور گرفته شد

  • کد خبر : 56935
  • 03 آبان 1405 - 9:18

به مناسبت سالمرگ ابوالحسن بنی‌صدر، باید پرونده این خائنِ فراری و همدستی‌اش با زباله‌های خلق را بی‌پرده گشود.

banisadr rajavi

به گزارش فراق، بنی‌صدر تنها یک رئیس‌جمهور معزول نبود؛ او کسی بود که از نیمه اسفند ۱۳۵۹ ارتباط علنی و آشکار خود را با جریان منافقین آغاز کرد و در سال‌های بعد، این همراهی به همدستی آشکار در تجهیز و تقویت مزدوران غرب رسید. اولین مرحله از این خیانت، تجهیز نظامی زباله‌های خلق با کمک رئیس‌جمهور وقت بود.

یکی از کمک‌های بنی‌صدر به زباله‌های خلق، تجهیز این گروهک تروریستی بود. مزدوران غرب به دلیل کمک‌های مالی بنی‌صدر توانسته بودند مقدار قابل توجهی سلاح از طریق واسطه‌های عراقی و از راه کردستان وارد کنند. به گفته حسن غفوری‌فرد، در بهمن ۱۳۶۰ پس از محاصره و پاکسازی یک خانه تیمی در محله زعفرانیه تهران که طی آن ۲۰ تن از سرکردگان منافقین از جمله موسی خیابانی و مریم ابریشمچی کشته شدند، تجهیزاتی کشف شد که همه آن تجهیزات را بنی‌صدر در اختیار آن‌ها گذاشته بود. غفوری‌فرد می‌گوید: «وقتی که موسی خیابانی کشته شد، وزیر اطلاعات گفت که [منافقین] ماشین‌هایی داشتند که حتی آرپی‌جی ۷ هم به این‌ها اثر نمی‌کرد و شیشه‌هایش نرم می‌شد، ولی نمی‌شکست. یعنی بسیاری از وسایلی که آنجا بود با اشاره بنی‌صدر و مجوز او وارد مملکت شده بود.»

اندکی قبل از اعلام علنی مبارزه مسلحانه علیه نظام از سوی منافقین، بنی‌صدر با مسعود رجوی، سرکرده مزدوران غرب، دیدار می‌کرد. هاشمی رفسنجانی با اشاره به یکی از این دیدارها در خاطرات روز سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ خود نوشته است: «خبر دادند که روز یکشنبه آقای بنی‌صدر در خانه خواهرش دو ساعت با مسعود رجوی ملاقات داشته است. همکاری رئیس‌جمهور با سران گروهی که در صدد مبارزه مسلحانه با جمهوری و تحت تعقیب مقاماتند، عجیب و غیرقابل تحمل است.»

پس از اینکه بنی‌صدر با فرمان امام خمینی در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ از فرماندهی کل قوا عزل شد، زباله‌های خلق با صدور اطلاعیه‌ای حمایت خود را از بنی‌صدر اعلام کرده و خواستار حراست از جان رئیس‌جمهور شدند.

این مزدوران غرب همچنین در روزهایی که مسئله کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس مطرح شده بود، بار دیگر اعلامیه‌ای تهدیدآمیز صادر کردند و طی آن به نمایندگان درباره عواقب عزل بنی‌صدر هشدار دادند.

از این به بعد با ورود منافقین به فاز نظامی، علاوه بر شهادت مردم بی‌گناه، بسیاری از سران نظام نیز هدف قرار گرفتند. در همان تابستان ۱۳۶۰ سه ترور بسیار مهم در مسجد ابوذر، دفتر حزب جمهوری و دفتر نخست‌وزیری با فواصل زمانی نزدیک به هم صورت گرفت که حداقل دو مورد آخر، از طریق نفوذی‌های این جریان نحس به انجام رسید. اما حلقه مفقوده ترورهای دهه ۶۰، ابوالحسن بنی‌صدر بود؛ خائنی که شواهد حاکی از نقش او در این جنایات داشت.

همکاری نظامی و تروریستی بنی‌صدر و منافقین از اواخر خرداد ۶۰ آغاز شد. روز ۳۰ خرداد، تنها دو روز بعد از انتشار بیانیه سیاسی-نظامی شماره ۲۵ منافقین و درست در روزی که مجلس شورای اسلامی طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر را در دست بررسی داشت، زباله‌های خلق که براساس گزارش روزنامه جمهوری اسلامی در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ اعضای آن مجهز به سلاح سرد و گرم بودند، اقدام به راه‌اندازی اغتشاش در سطح شهر تهران کردند که طی آن چند تن از مردم عادی و تعدادی از اعضای سپاه پاسداران به شهادت رسیدند و بیش از صد تن دیگر زخمی شدند. براساس شواهد و مدارک موجود، در آن شب همسر بنی‌صدر در یک اتومبیل ضدگلوله به همراه سودابه سدیفی، مشاور بنی‌صدر، و چند نفر از نزدیکان رئیس‌جمهور معزول، این درگیری را رهبری می‌کردند.

همراهی بنی‌صدر و زباله‌های خلق در کشتار مردم از دید حضرت امام خمینی نیز پنهان نماند و ایشان در سخنرانی روز اول تیر، از بنی‌صدر خواستند که موضع خود را روشن کند. ایشان فرمودند: «کراراً من [به بنی‌صدر] گفتم که بیا برو از این گروهک‌های فاسد، از این منافقین تبری کن، حیثیت خودت را از دست نده. بیا برو در ملا عام و این‌ها را از خود بران. این‌ها تو را به تباهی می‌کشند… من کراراً به آن آقا [بنی‌صدر] گفتم که حساب خود را از این منافقین جدا کن و اعلام کن به اینکه شماها [منافقین] از اسلام نیستید و شماها به من ارتباط ندارید، نپذیرفت و دید آنچه دید و من امیدوارم که توبه کند…»

پس از رأی مجلس مبنی بر عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر، وی مخفی شد و در این مخفیگاه ضمن تماس با سرکردگان منافقین، تصمیمات نهایی درباره ترور سران نظام گرفته شد. سودابه سدیفی، مشاور و از اعضای دفتر بنی‌صدر، درباره نقش وی در ترور سران نظام در دهه ۶۰ به ارتباط بنی‌صدر و رجوی در روزهای اختفای رئیس‌جمهور معزول اشاره می‌کند و می‌گوید: «… بنی‌صدر به وسیله نواب [حسین نواب صفوی] با منافقین در ارتباط بود. روزی من و عده‌ای در حضور بنی‌صدر بودیم، نواب در ارتباط با منافقین دو پاکت و یک روزنامه، که فکر می‌کنم در آن دفاع از بنی‌صدر مطرح بود، آورد. یکی از نامه‌ها از منافقین بود، نامه دیگر هم اعلامیه چاپی از ناحیه همان جریان بود. همه را به بنی‌صدر داد. نواب اصرار داشت که بنی‌صدر با یکی از سرکردگان تماس حاصل کند. بنی‌صدر پافشاری می‌کرد که با خود رجوی رودررو گفت‌وگو کند. نواب گفت: ترتیب یک تماس تلفنی را با رجوی خواهد داد، ولی بنی‌صدر معتقد بود که تماس تلفنی دردی را دوا نمی‌کند و جز سلام‌علیک پشت تلفن حرف دیگری نمی‌شود زد و این مثمر ثمر نیست. نواب استدعا کرد که اگر پیامی به رجوی دارد او می‌تواند حامل پیام باشد و بنی‌صدر پیامش را چنین اعلام کرد: باید شروع به زدن رأس‌های آن‌ها کرد، چاره دیگری نیست.»

در همین رابطه حسین نواب صفوی، یکی از رابط‌های اصلی بنی‌صدر و زباله‌های خلق، بعد از بازداشت اعتراف کرد که در مذاکرات درونی، بنی‌صدر صریحاً اعلام کرده بود که «اگر نتوانیم مردم را بسیج کنیم، باید این‌ها [نظام] را فلج کرد و باید سران را از بین برد.» بدین ترتیب طی روزهای بعد، همان‌طور که بنی‌صدر تأکید کرده بود، «زدن رأس‌های نظام» در دستور کار قرار گرفت.

حسن غفوری‌فرد نیز با اشاره به نقش بنی‌صدر در ترورهای دهه ۶۰ می‌گوید: «من یقین دارم که بنی‌صدر برنامه‌ریز انفجار و ترورهای ششم تیر [بمب‌گذاری در مسجد ابوذر و ترور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]، ۷ تیر [انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از یاران امام] و ۸ شهریور [انفجار دفتر نخست‌وزیری و شهادت محمدجواد باهنر و محمدعلی رجایی] بوده است… بنی‌صدر دست به دست منافقین داد و آن جنایت‌ها را رقم زدند…» وی ادامه می‌دهد: «از یک منبع موثق شنیدم که بنی‌صدر گفته بود: من بالاخره آقای بهشتی و آقای رفسنجانی و … را می‌کشم. من نمی‌توانم آن منبع را ذکر کنم، ولی صد در صد مطمئنم که بنی‌صدر چنین دیدی نسبت به این افراد داشت و به دنبال حذف فیزیکی آن‌ها بود.»

به گفته علی‌محمد بشارتی، ترور شهید حسن آیت در ۱۴ مرداد ۱۳۶۰ نیز با دستور بنی‌صدر و توسط منافقین صورت گرفت. وی در این رابطه می‌گوید: «من شنیدم که طرح ترور [شهید آیت] در دفتر بنی‌صدر تهیه شده بود و عمده آن‌هایی که در تدارک ترور او بودند خودی‌ها بودند، یعنی کسانی که وجود او را برنمی‌تابیدند؛ اما چیزی که روشن است و به‌طور مشخص می‌شود گفت این است که ترورکننده‌ها منافقین بودند و دستور را هم خود بنی‌صدر داده بود. آن‌ها در دفتر روزنامه انقلاب اسلامی [روزنامه بنی‌صدر] پرونده‌هایی علیه مخالفینشان داشتند که برجسته‌ترین آن‌ها آقای آیت بود.»

علاوه بر این شواهد، با واکاوی سخنان سرکرده مزدوران غرب نیز می‌توان به نقش بنی‌صدر در ترورهای سال ۶۰ پی برد؛ مسعود رجوی به‌طور صریح اشاره می‌کند که: «آقای بنی‌صدر به خوبی به یاد دارند که در آن اوایل، رفسنجانی را … واجب‌القتل دانسته و به تأکید خواستار آن بودند که در ردیف بهشتی که هر دو نفر به اضافه سه نفر دیگر دستشان تا مرفق به خون و جنایت آلوده بود، مهدورالدم و شایسته مجازات شناخته شود.» بدین ترتیب، با اطمینان می‌توان گفت که بنی‌صدر با تأکید بر ترور مسئولان بلندپایه نظام، با زباله‌های خلق در ترور سران نظام همراهی می‌کرد.

این نکته که بنی‌صدر و مسعود رجوی در یک روز و همراه با هم از ایران فرار کردند نیز حائز اهمیت است؛ نقشه فرار قطعاً یک‌شبه طراحی نشده بود و طراحی آن مستلزم ارتباط‌های قبلی بوده است. تمامی موارد فوق حکایت از آن دارد که ابوالحسن بنی‌صدر علاوه بر اینکه در تجهیز زباله‌های خلق نقش داشت، در ترورهای سال ۱۳۶۰، به‌خصوص انفجار حزب جمهوری و انفجار دفتر نخست‌وزیری که منجر به شهادت آیت‌الله شهید بهشتی، شهید باهنر و شهید رجایی شد، نقش داشته است.

این بود پرونده خائنی که با مزدوران غرب و وطن‌فروشان دست داد و نام خود را در سیاهه دشمنان ملت ایران ثبت کرد. امروز دختر وی و همسر سابق رجوی سعی دارد با برگزاری نمایش‌های رسانه‌ای، پدر خیانتکار خود را تبرئه کند اما چهره منفور این افراد هیچ گاه از ذهن ملت مبعوث شده ایران پاک نخواهد شد.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=56935