«از سال […] سیوچهار، سیوپنج، […] قبل از ازدواج ایشان[حجتالاسلام شهید سید عبدالکریم هاشمینژاد]، ما با ایشان آشنا بودیم، دوست بودیم، هنوز قم بود ایشان و اینها؛ هر وقت مشهد میآمدند ما انس داشتیم» از سال پنجاه و نمیدانم چند بود که ایشان در اصفهان زندان بودند […] از آن سال ما ارتباطمان تام و تمام شد، یعنی جوری شد که ما در هیچ فرصتی نبود که پیش بیاید و ما یک کار مشترک با یکدیگر نداشته باشیم.»(۱)
به گزارش فراق، آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر شهید انقلاب، در مورد شهیدسیدعبدالکریم هاشمینژاد است. به بهانه فرا رسیدن ماه مهر و ایام شهادت ایشان، فراق به نقل از رسانه رهبر شهید انقلاب به ابعاد مختلف ارتباط امام شهید و شهید هاشمینژاد میپردازد.

* یک ارتباط همهجانبه
در میان روابطی که در جریان مبارزات سیاسی و اجتماعی روحانیون مشهد در دهههای پیش از انقلاب شکل گرفت، ارتباط میان آیتالله شهید سیدعلی خامنهای رضواناللهعلیه و شهید سیدعبدالکریم هاشمینژاد جایگاه ویژهای دارد. این ارتباط صرفاً به همکاری دو روحانی در چند مقطع سیاسی محدود نبود، بلکه در طول سالها، از فعالیتهای علمی و فرهنگی و جلسات خصوصی تا مبارزه با حکومت پهلوی، زندان، سازماندهی اعتراضات سال ۱۳۵۷ و سپس فعالیتهای تشکیلاتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ادامه پیدا کرد.
رابطه این دو را نمیتوان صرفاً بر اساس همکاری سیاسی توضیح داد. آنچه در خاطرات نزدیکان آنها دیده میشود، نوعی همفکری و همراهی مستمر است که از فضای علمی حوزه آغاز شد و در جریان مبارزه سیاسی عمق پیدا کرد. آیتالله واعظ طبسی در خاطرات خود از شهید هاشمینژاد و آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه بهعنوان دو چهرهای یاد میکند که در کنار او، جلسات مشترک و خصوصی برگزار میکردند و درباره مسائل اجتماعی و سیاسی به بحث میپرداختند. از همین جلسات، بهتدریج شبکهای از همکاری شکل گرفت که در سالهای بعد یکی از محورهای فعالیت نیروهای مذهبی مشهد شد.(۲)
* آشنایی در فضای علمی و حوزوی
بخشی از زمینه شکلگیری این رابطه را میتوان در فضای علمی و حوزوی مشهد و ارتباطات میان چهرههای روحانی آن دوره دنبال کرد. آشناییها و رفتوآمدهای علمی که در سالهای پیش از انقلاب شکل گرفت، در ادامه با فعالیتهای تبلیغی و مبارزاتی پیوند خورد. آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه سابقه آشنایی و دوستی خود با شهید هاشمینژاد اشاره را مربوط به سالهای پیش از آغاز مبارزات عمومی دانستهاند: «از سال […] سیوچهار، سیوپنج، […] قبل از ازدواج ایشان، ما با ایشان آشنا بودیم، دوست بودیم، هنوز قم بود ایشان و اینها؛ هر وقت مشهد میآمدند ما انس داشتیم با ایشان و تا بعد از ازدواجشان و تا بعدها یک خردهای مبارزات پیشآمد کرد و اینها قبلِ آن ایشان آمده بودند مشهد مانده بودند. ما با هم مأنوس بودیم، اما از سال پنجاه و نمیدانم چند بود که ایشان در اصفهان زندان بودند […] از آن سال ما ارتباطمان تام و تمام شد، یعنی جوری شد که ما در هیچ فرصتی نبود که پیش بیاید و ما یک کار مشترک با یکدیگر نداشته باشیم.»(۳)
این فضای علمی، بعدها به یکی از ویژگیهای مهم همکاری آن دو تبدیل شد. هاشمینژاد از توانایی قابل توجهی در سخنرانی و مناظره برخوردار بود و آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نیز در عرصه سخنرانی و فعالیت فکری حضور فعالی داشت. در مشهد، جلسات علمی و مذهبی تنها محل طرح مباحث سنتی حوزه نبودند و مسائل سیاسی و اجتماعی نیز به آنها راه پیدا میکرد. در چنین فضایی، گفتوگو میان روحانیون جوان درباره شرایط جامعه و نسبت دین با سیاست، زمینهای برای شکلگیری همکاریهای سیاسی آینده فراهم کرد.(۴)
* از همفکری تا همکاری سیاسی
با آغاز فعالیتهای سیاسی روحانیون در سالهای دهه ۱۳۴۰، رابطه آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه و شهید هاشمینژاد از سطح آشنایی و همکاری علمی فراتر رفت. آنان در مشهد در کنار دیگر روحانیون مبارز، از جمله آیتالله واعظ طبسی، در طرح مسائل سیاسی و اجتماعی فعال بودند. در خاطرات آیتالله واعظ طبسی، شهید هاشمینژاد شخصیتی معرفی میشود که به مبارزه علنی اعتقاد داشت: «ایشان به مبارزه علنی اعتقاد داشت و معتقد بود برای جذب مبارزین باید تلاشهایی نظیر سخنرانیها، تألیف کتاب و تشکیل محافل رسمی و علنی را ادامه داد. شهید هاشمینژاد به نسل جوان بسیار توجه داشت و معتقد بود که بیشتر باید با جوانان کار و مواضع اسلام و انقلاب و افکار امام را برای آنان تشریح کرد. علاوه بر آن به تشکل و تحزب بسیار معتقد بود.»(۵)
یکی از ویژگیهای این همکاری آن بود که مبارزه صرفاً به اقدامات اعتراضی مستقیم محدود نمیشد. هاشمینژاد و آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه در کنار فعالیت سیاسی، بر کار فکری و فرهنگی نیز تأکید داشتند. سخنرانی، تدریس، جلسات بحث و ارتباط با جوانان از ابزارهایی بود که برای ایجاد آگاهی مذهبی و اجتماعی مورد استفاده قرار میگرفت. در این چارچوب، مبارزه سیاسی بخشی از فعالیت گستردهتری بود که هدف آن ایجاد زمینه فکری و اجتماعی برای تغییر شرایط موجود تلقی میشد.(۶)
* شکلگیری جمع سهنفره
یکی از مهمترین جلوههای ارتباط امام شهید و شهید هاشمینژاد، شکلگیری جمع سهنفره آنان در مشهد است. شهید خامنهای رضواناللهعلیه، شهید هاشمینژاد و آیتالله واعظ طبسی سه نفری بودند که در بسیاری از فعالیتهای مبارزاتی و اجتماعی با یکدیگر هماهنگ بودند. آیتالله واعظ طبسی در این باره میگوید: «ما در مشهد سه نفر بودیم که در حقیقت یک فرد را تشکیل میدادیم. سالش دقیقاً یادم نیست. آقای هاشمینژاد و آقا (رهبر معظم انقلاب) سالها قم بودند، اما جلسات مشترک ما گاهی اینجا، در مشهد، تشکیل میشد، گاهی منزل آقا، گاهی منزل مرحوم مهامی و گاهی هم منزل شهید هاشمینژاد. شبهای پنجشنبه اول هر ماه، ما روضه داشتیم. تمام دو اتاق خانه و هال پر میشد. آقای هاشمینژاد مرتباً میآمدند و آقا هم معمولاً شرکت میکردند.»(۷)
آیتالله واعظ طبسی در ادامه پیرامون جلسات مذکور نکات دیگری اضافه کرده و درباره سوگند سهنفرهای سخن میگویند که مابین خود، شهید خامنهای رضواناللهعلیه و شهید هاشمینژاد برقرار شده بود: «در این جلسات بحثهای مهمی درباره مسائل اجتماعی مطرح میشد. یکی هم جلسات خصوصی خودمان بود که قبل از ظهرهای پنجشنبه با حضور من، آقا (رهبر معظم انقلاب) و شهید هاشمینژاد در منازلمان تشکیل میشد. در این نشستها حساسترین مطالب عنوان میشدند که تأثیر تعیینکنندهای در تلاشها و فعالیتهای سیاسی ما در حوزه و خارج حوزه داشت. در یکی از این جلسات، آقا مطلبی را فرمودند و به دنبال آن من این بحث را مطرح کردم که برای اینکه انگیزه ما صددرصد خالص باشد و دنبال هیچچیز جز مسائل مربوط به مبارزات نباشیم، خوب است سوگندی یاد بکنیم که این سوگند کاملاً تعهدآور باشد. اولین بار این سوگند بین من و آقا بود. ما سوگند یاد کردیم که در این قسم، قصد انشاء داشته باشیم و متعلق سوگندمان هم این بود که برای تشکیل حکومت اسلامی و مرجعیت امام (ره) تلاش کنیم. مذاکرهای شد بین من و «آقا» مبنی بر اینکه با جناب آقای هاشمینژاد صحبت کنیم. ما نظراتی درباره روش سیاسی ایشان داشتیم که قرار شد به ایشان منتقل کنیم و به دنبال آن ایشان هم در سوگند ما وارد بشوند. همین اتفاق هم افتاد و شهید هاشمینژاد هم با ما همقسم شدند.»(۸)
آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نیز از جلسات و فعالیتهای مشترک خود در دوران مبارزه و ارتباط نزدیک سه نفره با شهید هاشمینژاد و آیتالله واعظ طبسی چنین یاد کردهاند: «در آن شبها هر سه با هم، با ایشان و آقای طبسی، […] منزل نمیرفتیم. […] یک شب هم منزل ایشان یک مسألهای پیشآمد کرده بود، مثل اینکه […] یک چیزی توی خانه انداخته بودند. به قول آقای دکتر روحانی که آن وقت ایشان هم با ما اینجا آنجا میآمد، گروه الفرار تشکیل داده بودیم. روزها مسجد کرامت […] مینشستیم و به حل و فصل کارهای مردم در مسائل انقلاب و نمیدانم راهپیمایی و فلان و اینها میپرداختیم و شب که میشد حدود غروب و بعد از غروب یواشکی سوار یک ماشین میشدیم سه چهار نفری و دِ در رو خانهی یکی. هر شب خانهی یکی.»(۹)
* مبارزه در مشهد و تقسیم نقشها
در جریان مبارزات، هر یک از این افراد بخشی از فعالیت را برعهده داشتند، اما مرزهای فعالیت آنها کاملاً جدا از یکدیگر نبود. هاشمینژاد از سخنرانان پرنفوذ و فعال بود و از منبر و جلسات مذهبی برای طرح مسائل سیاسی استفاده میکرد. آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نیز در مشهد از طریق سخنرانی و ارتباط با جوانان و نیروهای مذهبی فعالیت میکرد. آیتالله واعظ طبسی نیز در کنار آنها حضور داشت و این همکاری، امکان ارتباط میان فعالیتهای فرهنگی، حوزوی و اجتماعی را فراهم میکرد. یکی از وجوه مهم فعالیت مشترک آنها، استفاده از ظرفیت حوزه علمیه برای انتقال مباحث سیاسی بود. بنا بر خاطرات آیتالله واعظ طبسی، شهید هاشمینژاد مسائل سیاسی را در درسها و محافل حوزوی مطرح میکرد و این مباحث از طریق طلاب به دیگر محافل منتقل میشد. چنین روندی سبب میشد بحثهای سیاسی تنها در اجتماعات عمومی مطرح نشود و در شبکههای علمی و حوزوی نیز گسترش پیدا کند. آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نیز در همین دوره در فعالیتهای آموزشی و تبلیغی حضور داشت و این فضای مشترک حوزوی، ارتباط آنان را تقویت میکرد.(۱۰)
* ورود به مرحله تازه مبارزه
پس از آغاز موج جدید اعتراضات در سال ۱۳۵۶، همکاری میان نیروهای مبارز مشهد وارد مرحله تازهای شد. درگذشت آیتالله سیدمصطفی خمینی و برگزاری مجالس بزرگداشت، فرصتی برای گسترش اجتماعات سیاسی و مذهبی فراهم کرد. شهید هاشمینژاد، آیتالله خامنهای و دیگر روحانیون مبارز در این دوره در ارتباط با اجتماعات و فعالیتهای اعتراضی قرار داشتند و شبکهای که طی سالهای گذشته ایجاد شده بود، در شرایط جدید امکان بسیج اجتماعی بیشتری پیدا کرد.(۱۱)
در سال ۱۳۵۷، نقش این همکاری در هدایت مبارزات مشهد بیش از گذشته آشکار شد. در روایتهای منتشرشده، آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه، شهید هاشمینژاد و آیتالله واعظ طبسی سه چهره اصلی هماهنگکننده مبارزات و راهپیماییهای مشهد معرفی شدهاند؛ اما اهمیت این ارتباط را میتوان در چند واقعه مشخص آن دوره مشاهده کرد.
یکی از این نمونهها به اعتصاب فرهنگیان در ورزشگاه تختی مشهد بازمیگردد. بنا بر این روایت، شهید هاشمینژاد در آن اجتماع سخنرانی تأثیرگذاری داشت و پس از آن، مردم مجسمه شاه را که در ورزشگاه قرار داشت، پایین کشیدند و سپس سر مجسمه را با طناب در خیابانها کشیدند.(۱۲)
نمونه دیگر، تظاهرات زنان در ۱۷ دی ۱۳۵۶ بود. در سالهای پیش از انقلاب، در سالروز اعلام کشف حجاب، تجمعی در میدان مجسمه مشهد برگزار میشد. گروهی از زنان از خیابان خسروی با پارچهای با مضمون اعتراض به «روز زن» بهصورت بیکلام به سمت میدان شهدا حرکت کردند. این حرکت نیز از جمله اقداماتی دانسته شده که با اتکا به هماهنگی و نقش این سه چهره شکل گرفت.(۱۳)
در ۱۹ دی ۱۳۵۷ نیز قرار بود آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه در استانداری مشهد سخنرانی کند. همزمان، نیروهای ارتش با تانک وارد خیابان شدند و جمعیتی که برای حضور در این مراسم گرد آمده بود با آنها مواجه شد. در ادامه، مردم روی تانکها رفتند و درگیری میان مردم و نیروهای نظامی شدت گرفت. شهید هاشمینژاد ابتدا مردم را از نزدیکشدن به تانکها برحذر داشت، اما با ادامه ماجرا، خود نیز بر یکی از تانکها ایستاد.(۱۴)
این نمونهها نشان میدهد که ارتباط سهنفره آنان صرفاً به جلسات خصوصی محدود نبود، بلکه در مقاطع مختلف مبارزه، از اعتصاب فرهنگیان و سخنرانیهای اعتراضی تا راهپیماییها و مواجهه با نیروهای نظامی، خود را در عرصه عمومی نیز نشان میداد. محور مشترک این فعالیتها، بنا بر همین روایت، مبارزه برای تحقق اهداف انقلاب و وحدت حول رهبری امام خمینی رحمهاللهعلیه بود.
روزهای پایانی
با پیروزی انقلاب اسلامی، آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه و شهید هاشمینژاد، در کنار آیتالله طبسی، در تحولات مشهد همچنان در کنار یکدیگر فعالیت داشتند. علیاصغر نعیمآبادی، از مبارزین انقلابی مشهد، درباره روزهای پایانی حکومت پهلوی و ارتباط این سه نفر با برخی نیروهای ارتش نیز در نکاتی را بیان کرده و میگوید: «من خودم در مسجد کرامت شاهد بودم که سرهنگ سهرابی با این سه بزرگوار در تماس بود و مسائل ارتش را موبهمو به آنها گزارش میداد. […] از طریق همین ارتباطات شهید هاشمینژاد متوجه نقشه منافقین در مورد بردن اسلحههای ارتش شدند و اینکه میخواهند اسلحههای ارتش و لشکر ۷۷ خراسان را بدزدند. ایشان خیلی ظریف و زیرکانه با برنامههای خاصی مانع این کار شدند.»(۱۵)
* پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب، همکاری آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه و شهید هاشمینژاد همچنان ادامه یافت، اما ماهیت آن تغییر کرد. مسئله اصلی دیگر مبارزه با حکومت پهلوی نبود، بلکه فعالیت سیاسی در ساختار جدید، سازماندهی نیروهای مذهبی و مواجهه با اختلافات سیاسی داخلی بود.(۱۶)
شهید هاشمینژاد پیش از پیروزی انقلاب نیز به مسئله تشکل سیاسی توجه داشت و در جلسات مربوط به تشکیل حزب مشارکت میکرد. پس از انقلاب، همین نگاه باعث شد در حزب جمهوری اسلامی نقش فعالی برعهده بگیرد. آیتالله واعظ طبسی در خاطرات خود از حضور شهید هاشمینژاد در جلسات مربوط به اساسنامه و تشکیلات حزب یاد کرده و توضیح میدهد که او پس از تشکیل رسمی حزب، مسئولیت اداره آن در خراسان را پذیرفت.(۱۷)
ارتباط شهید هاشمینژاد با آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه در این دوره نیز ادامه داشت. هر دو از نیروهای فعال در جریان حزب جمهوری اسلامی بودند و در فضای سیاسی سالهای نخست انقلاب در ارتباط با مسائل مختلف قرار داشتند. با این حال، این مرحله از رابطه آنان را نباید صرفاً ادامه همان همکاری دوران مبارزه دانست؛ زیرا پس از انقلاب، مسائل جدیدی مانند تشکیل نهادهای سیاسی، تدوین قانون اساسی، جنگ، اختلافات سیاسی و نحوه اداره کشور در برابر آنان قرار گرفته بود.(۱۸)
حضور هاشمینژاد در حزب، زمینهای دیگر برای استمرار ارتباط او با آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه فراهم کرد. اگر در دهههای پیش از انقلاب، مسجد، حوزه، منبر و جلسات خصوصی مهمترین بستر همکاری آنان بود، پس از انقلاب تشکیلات سیاسی و نهادهای تازهتأسیس نیز به این مجموعه افزوده شد. در نتیجه، رابطهای که ابتدا بر پایه دوستی و همفکری حوزوی شکل گرفته بود، در سالهای پس از انقلاب در قالب مسئولیتهای سیاسی و اجتماعی نیز ادامه یافت.(۱۹)
* شهادت
در صبح روز ۷ مهر ۱۳۶۰، هاشمینژاد در دفتر حزب جمهوری اسلامی در مشهد بر اثر انفجار نارنجک به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی رخ داد که فضای سیاسی کشور بهشدت متشنج بود و ترور شخصیتهای سیاسی و مذهبی در نقاط مختلف کشور ادامه داشت. واکنش امام خمینی رحمهاللهعلیه به این شهادت، سریع و با تأثر عمیق بود. ایشان که هاشمینژاد را از نزدیک میشناخت و فضل، تعهد و مجاهدت او را لمس کرده بود، در همان روز، با اشاره به تقارن این حادثه با سالروز شهادت امام جواد (ع)، چنین فرمودند: «در روز شهادت امام جواد -سلام الله علیه- یکی از فرزندان و تبار آن خانواده به شهادت رسید؛ شهید هاشمی نژاد که من از نزدیک با او آشنا بودم و خصال و تعهد آن شهید را لمس کرده بودم و مراتب فضل و مجاهدت آن بر اشخاصی که او را میشناسند پوشیده نیست. امروز در روز شهادت سلف صالح، این خلف صالح و متعهد از دست ما گرفته شد.»(۲۰)
* ثلمهای بزرگ
با شهادت هاشمینژاد، آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نیز یکی از نزدیکترین همراهان خود در دوران مبارزه و سالهای نخست انقلاب را از دست داد. ابعاد شخصی این رابطه را میتوان در سخنان آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نیز مشاهده کرد. ایشان با اشاره به جایگاه شهید هاشمینژاد در مبارزات انقلاب اسلامی، از او بهعنوان «دوست دیرین» خود یاد کرده و گفتند: «حقیقتاً یکی از ضایعات بزرگ ما از دست رفتن آقای هاشمینژاد بود؛ یعنی آن ثلمهای که به این آسانیها سد نخواهد شد و جبران نخواهد شد از دست رفتن شهید هاشمینژاد هست قطعاً. بنده از دو نظر از شهادت این دوست دیرین عزیزمان ناراحتم و ناراحت بودم و شدم و هنوز هم هستم و خواهم بود. یکی از جنبههای کلی است، که ایشان یک موجود بسیار بسیار مفید برای این انقلاب بود؛ از جملهی کسانی بودند که سودشان برای این انقلاب و برای جمهوری اسلامی یک سود کمنظیر بود.»(۲۱)
اهمیت این رابطه پس از شهادت هاشمینژاد نیز در سخنان آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه بازتاب یافت. ایشان چند سال بعد، در دیدار با اعضای حزب جمهوری اسلامی در مشهد، با اشاره به شهادت هاشمینژاد گفتند: «الحمدلله دفتر حزب مشهد یکی از آن دفاتری است که با خون شهیدِ عالیقدر عزیزی مثل شهید عزیزمان مرحوم شهید هاشمینژاد که جای او پر نمیشود در حزب ما و در انقلاب ما و در میان شخصیتهای کشور، واقعاً خب جای این عزیز همیشه خالی است. ما از آن ثُلمههایی که «لا یَسُدّها شیء» یکیاش ثلمهی هاشمینژاد بود.»(۲۲)
(۱) دیدار امام شهید با خانواده شهید هاشمینژاد، ۱۳۶۲/۰۷/۰۶.
(۲) پژوهشکده تاریخ معاصر، «با آقا برای برقراری حکومت اسلامی همقسم شدیم»، گفتوگو با آیتالله عباس واعظ طبسی، ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
(۳) دیدار امام شهید با خانواده شهید هاشمینژاد، ۱۳۶۲/۰۷/۰۶.
(۴) جلالی عزیزیان، حسن. (۱۳۸۲). زندگینامه سیاسی شهید هاشمینژاد. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی. صص. ۱۱۷ و ۱۳۷.
(۵) پژوهشکده تاریخ معاصر، «با آقا برای برقراری حکومت اسلامی همقسم شدیم».
(۶) زندگینامه سیاسی شهید هاشمینژاد. صص. ۱۱۷ و ۱۳۷.
(۷) ویژهنامه یادمان شهید حجتالاسلام والمسلمین سید عبدالکریم هاشمینژاد، شماره ۳۵، مهر ۱۳۸۷، ص ۸.
(۸) همان، ص ۸ و ۹.
(۹) دیدار امام شهید با خانواده شهید هاشمینژاد، ۱۳۶۲/۰۷/۰۶.
(۱۰) پژوهشکده تاریخ معاصر، «با آقا برای برقراری حکومت اسلامی همقسم شدیم».
(۱۱) زندگینامه سیاسی شهید هاشمینژاد، صص. ۲۰۵–۲۰۷.
(۱۲) پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای، «محور فعالیتشان امام بود؛ خاطراتی از همراهی آیتالله خامنهای و شهید هاشمینژاد»، ۸ مهر ۱۳۸۹. قابل مشاهده در:
https://farsi.khamenei.ir/others-memory?id=10194
(۱۳) همان.
(۱۴) همان.
(۱۵) همان.
(۱۶) پژوهشکده تاریخ معاصر، «با آقا برای برقراری حکومت اسلامی همقسم شدیم».
(۱۷) همان.
(۱۸) زندگینامه سیاسی شهید هاشمینژاد، صص. ۲۴۸–۲۵۲.
(۱۹) همان.
(۲۰) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. (۱۳۹۹). صحیفه امام خمینی، ج۱۵. تهران: نشر عروج، ص ۲۵۷.
(۲۱) دیدار امام شهید با خانواده شهید هاشمینژاد، ۱۳۶۲/۰۷/۰۶.
(۲۲) بیانات آیتالله خامنهای در جمع اعضای حزب جمهوری اسلامی در مشهد، ۱۳۶۳.
انتهای پیام
































