در پی اجرای حکم اعدام دو نفر از عوامل شهادت چهار مأمور پلیس در اصفهان، منافقین و سایر تروریستها با انتشار پیامهایی ضمن حمایت از معدومین، سعی داشتند با داستانسرایی جای شهید و جلاد را عوض کنند.

به گزارش فراق، همسر شهید «علی خشوعی» یکی از این چهار مأمور پلیس در روایتی از روز این حادثه تلخ که دل میلیونها ایرانی را فسرده ساخته، میگوید: همیشه این ترس را داشتم، روزی شود که وقتی با علی تماس میگیرم، شخص دیگری گوشی را جواب دهد، نهایتاً این دلهره به واقعیت تبدیل شد. آن روز با خانمهای همکاران علیآقا در ارتباط بودم و هر چند لحظه یک بار به هم اطلاع میدادیم. مثلاً یکی میگفت همسرم زنگ زده و گفته ما فلانجا هستیم و حالمان خوب است، نگران نباشید. وقتی اینطور خبر میدادند، کمی آرام میشدیم، اما در آن زمان دقیقاً هیچکدام از همسرانمان خبر نداشتیم و همه ما نگران و دلآشوب بودیم. بعدها متوجه شدم همسران همکارانش از شهادت علی مطلع بودند و به خاطر شرایط پیش آمده به من حرفی نزدند.
بی خبری از علی نگرانم کرد. قبل از قطع شدن خطوط تلفن، چندین بار با علی تماس گرفتم تا جویای احوالش شوم. اما موفق نشدم. بعد با همکارانش تماس گرفته و پیگیر علی شدم، آنها هم میگفتند اوضاع خوب نیست، فقط دعا کنید، اما اصلاً نگفتند چه اتفاقی برای علی افتاده؟!
مجدداً با گوشی مادرم با علی تماس گرفتم، آن طرف کسی گوشی را پاسخ داد، سلام کردم، اما صدای آن طرف اصلاً برایم آشنا نبود! آن لحظه همان دلهره همیشگی به سراغم آمد، دیگر نتوانستم ادامه بدهم، چون فهمیدم صدای علیآقا نیست! مادرم گوشی تلفن را از من گرفت و پرسید: «گوشی پسر من دست چه کسی است؟» او در پاسخ پرسید: «شما نظامی هستید؟» مادرم گفت: «نه، ما نظامی نیستیم. پسر من آنجا بود، حالا گوشیاش دست شما چه کار میکند؟ پسرم کجاست؟» آنها ابتدا شروع کردند به دادن فحش و ناسزاهایی که تاب شنیدنش را نداشتیم. مادرم مجدداً پرسید: «پسرم کجاست؟!» و نفر پشت خط گفت: «ما اینجا یک مأمور را زدیم، با چاقو تکهتکهاش کردیم و بعد هم او را سوزاندیم.» وقتی این حرفها را شنیدم، مادرم سریع پخش صدای گوشی را قطع کرد و رفت آنطرف خانه تا دیگر ادامه صحبتها را نشنوم. در آن لحظه فقط به خدا پناه بردم و گفتم شاید علیآقای من نباشد، امیدوار بودم که این ماجرا مربوط به علی نباشد، شاید دروغ باشد و…، اما دروغ نبود. علی من به دست آشوبگرانی به شهادت رسید که برای اجرایی کردن نقشههای شوم امریکا و اسرائیل وارد میدان شده بودند.
به گزارش فراق، حکم اعدام دو نفر از عوامل جنایت منجر به شهادت مظلومانه چهار مأمور پلیس در اصفهان دو روز پیش اجرا و علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی به دار مجازات آویخته شدند.
علیرضا سپاهی بیشترین نقش را در به شهادت رساندن مظلومانه مأموران پلیس داشته و به گفته شاهدان عینی، بنزین روی مأموران ریخته و آنها را زنده آتش زده است. علیرضا رئیسی نیز در این جنایت نقش ایفا کرده و در تماسها و پیامهایی که از گوشی وی استخراج شده به اقدامات جنایتکارانه خود اقرار کرده و بر آنها صحه گذاشته است.
پس از اجرای حکم این دو جنایتکار، منافقین و مزدوران بیگانگان که از عوامل اصلی اغوا و تحریک افراد در کودتای دی سال گذشته بودند که منجر به شهادت رسیدن تعداد زیادی از هموطنان شد و در پی آن تجاوز آمریکا و اسرائیل را به همراه داشت، در پیامهای مختلف ضمن حمایت از این جنایتکاران، ادعاهای دروغی را در رابطه با این پرونده مطرح کردند.
نوه رضا چاخان که به واسطه نوع شخصیت سادهاش سابقه طولانی در انتشار اخبار جعلی و دروغین دارد، مدعی شد علیرضا سپاهی پیشتر نیز در معرض اجرای حکم قرار داشت، اما به دلیل حمله قلبی اجرای حکم او به تعویق افتاد و مجدداً اجرا شد. این ادعای دروغین و کذب در همان زمان انتشار تکذیب شد و موضوع حمله قلبی علیرضا سپاهی از اساس دروغ و ساخته و پرداخته رسانههای ضدانقلاب است.
همچنین منافقین نیز در ادعای دیگر عنوان کرده بودند که «علیرضا سپاهی در زندان با مهشاد کشانی در سایه اعدام و پشت میلههای زندان ازدواج کرده بود.» که این ادعا هم کذب بود.
بنابر اعلام مرجع قضایی، این دو نفر هیچ ملاقاتی با یکدیگر در زندان نداشتهاند. یک مرتبه محکومعلیه زن مورد اشاره که به جرم تحریک مردم به کشتار یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور به حبس محکوم شده است، درخواست ملاقات با علیرضا سپاهی داشته است.
بر اساس سوابق و مدارک موجود مهشاد کشانی در بدو ورود به زندان وضعیت تأهل خود را مجرد اعلام کرده و در زمان ارائه درخواست ملاقات نیز هیچگونه مدرک یا مستند رسمی دال بر وجود رابطه زوجیت میان این دو نفر وجود نداشته است.
تمام داستانسراییهایی که منافقین و سایر وطن فروشان در این خصوص داشتند برای سفیدشویی این جنایات هولناک و عوض نمودن جای شهید و جلاد بوده است.
انتهای پیام

































