ضجه و سوزش منافقین از حضور جهان در بدرقه رهبر شهید ایران
ضرورت پیوند خوردن دو مطالبه مردم آلبانی در خیابانها / تا زمانی که لانه تروریستها در مانز فعال است، آلبانی در معرض تهدید دائمی قرار دارد
قیام خونخواهان امام شهید در جهان علیه تروریستِ قمارباز / هیچ پناهگاهی در این کره خاکی نداری
امامجمعه اردبیل: تشییع رهبری، همهپرسی مقبولیت جمهوری اسلامی / مراسم باشکوه رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که اردوگاه ترور شکست خورده است / به تروریستها میگوییم که به اقیانوس جمعیت نگاه کنید، دق کنید و بمیرید
آیا پاریس به میزبانی از تروریستها پایان میدهد؟
آشنایی با کارگاه تولید آشغالهای رسانهای در لانه موشهای تیرانا / گدایی یک تکه استخوان از سفره موساد، تنها هنر تهماندگان منافقین در آلبانی است
مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی میچرخد
علت عربدهکشی نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران
طی روزهای گذشته فعالیتها و نامه های سری سوم خانواده های متحصن در جلوی کمپ لیبرتی در بغداد در تلاش برای دیدار با عزیزان اسیرشان در دست فرقۀ رجوی که سران آن اجازۀ دیدار خانوادگی به افراد را نمی دهند به طور گسترده ای در سایتها و مطبوعات عراق همراه با تصاویری از این خانواده ها انعکاس یافت.
اینجانب نرگس بهشتی، خواهر مصطفی بهشتی، و درحال حاظر در پشت دروازه اردوگاه لیبرتی هستم. بعد از ۱۵ سال فراق، برادر عزیزم مصطفی بهشتی را از فاصله دور دیدم، شروع به صدا زدن کردم: “برادر عزیزم!” او با ترس به من نگاه می کرد، ولی پس از اینکه من برادرم را شناختم و او را صدا کردم و دلتنگی ۱۵ساله ام را ابراز داشتم و او نیز مرا شناخت، برادرم را از آنجا دور کردند.
احتراما مایلیم به اطلاع برسانیم که بعد از گذشت بیش از ۱۲ سال از سقوط صدام حسین، و تأکید مستمر بر خروج اعضای سازمان مجاهدین خلق از کشور عراق طی این مدت، هنوز بیش از دو سوم از این اعضا همچنان در عراق در شرایط ناامنی بسر می برند.
استمداد برای نجات جان برادرم مصطفی بهشتی خانم نرگس بهشتی که هم اکنون در میان جمع خانواده های مستقر در مقابل اردوگاه لیبرتی می باشد نامه زیر را در صفحات اجتماعی خود منعکس نموده و درخواست استمداد کرده است. از تمامی فعالان در خارج از کشور تمنا داریم تا این صدا را به گوش افراد […]
سری سوم خانواده ها در لیبرتی – گزارش دوم همانطور که اطلاع داده شد تعدادی از خانواده های دردمند و رنج کشیده ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق جهت تلاش برای دیدار و کسب خبر از عزیزان گرفتارشان به این اردوگاه مراجعه نمودند که همچون دو نوبت قبلی با درهای بسته و بی توجهی مقامات محلی […]
ما اعضای کمپین رهایی ، خانواده های اعضای گرفتار در زندان لیبرتی و کمپ آلبانی ، پدران و مادران ، برادران و خواهران و فرزندان تعدادی از شهروندان این سرزمین که در خارج از ایران و در عراق و آلبانی دچار سردرگمی و پریشان حالی شده و در مدت بیشتر از سه دهه زندانی در مجموعه اشرف ، لیبرتی و در آلبانی ما حتی یک دقیقه اجازه ملاقات با عزیزانمان نداشته ایم بعنوان یک اقدام انسانی از شما تقاضای ورود به این موضوع و نجات فرزندانمان را داریم.
رجوی به ما می گفت فقر و فلاکت در ایران بیداد می کند، همه ی مردم در ایران منتظر ورود ما هستند و چشم و امیدشان به ما مجاهدین هست. در مورد خانواده ها می گفت همه ی آن ها زندانی رژیم هستند و خیلی هاشان اعدام شده اند .این ها که پشت درب اشرف آمده اند با فشار رژیم آمده اند و یا مزدور هستند و می خواهند شما را فریب بدهند که بروید و اعدامتان کنند.
س- با عرض خوشآمد گویی، لطفا درمورد سفر اخیرتان به عراق توضیحاتی بدهید.
ج- سفر اخیر من همراه با تعدادی ازدوستان وهموطنان به عراق، درآبانماه سال جاری اتفاق افتاد.
به محض اینکه در مقابل ورودی لیبرتی حاضر شدیم، آدم های رجوی بدون اینکه سئوالی ازمابکنند، بنای فحاشی وسنگ پراکنی برعلیه ما را نمودند.
از مسولین سوال کردم چی شده است چکار می شود کرد؟ گفت یکی از بچه در برج تیر خورده دنبال بالابر هستیم که آن را پائین بیاوریم .
با سلام آقا و خانم عزیز اینجانب میر باقر صداقی به شماره پرونده ۷۶۱-۰۶C00087 در پنج می دوهزاروز شش طبق قانون کمیساریای پناهندگان سازمان ملل متحد شهر ژنو بعنوان پناهند شناخته شدم و با کمک و حمایت شما توانستم زندگی آرامی را در سوئیس آغاز کنم اما متاسفانه برادر من میر واقف صداقی بدلیل سن بالا و مشکلات جسمی و نامیدی ترجیج داد(مریضی در پای راست مشکل در راه رفتن دارد) در مقر ام کا او در عراق بماند تا در آینده تحت حمایت ارگانهای حقوق بشری بین المللی خود را به دنیای آزاد برساند و زندگی آرامی را شروع کند یازده سال از رهائی من از فرقه رجوی میگذرد هم اکنون ۷ سال است که در کشور سوئیس زندگی میکنم , از تصمیمی که برای جدائی و رهائی از این فرقه مخوف گرفته ام خوشحال هستم و برای رهائی تمامی نفرات از چنگال خون آلود مسعود رجوی دعا می کنم.