• امروز : سه شنبه - ۹ تیر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 30 June - 2026

مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی می‌چرخد

  • کد خبر : 56084
  • 09 تیر 1405 - 14:15

ساعت یک بعد از ظهر روز شنبه ۶ تیرماه ۱۳۶۰، بین نماز ظهر و عصر، آیت‌الله خامنه‌ای، امام جمعه تهران، نماینده امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، در پشت تریبونی در مسجد اباذر، برای انبوهی از جمعیت، درباره «شایعه و نقش تخریبی آن» به صورت ایستاده، مشغول سخنرانی و روشنگری بودند و مردم را به هوشیاری دربرابر ترفند‌های دشمنان انقلاب فرا می‌خواندند. در چنین جلساتی، پاسخگویی به سئوالات، بیشتر وقت را به خود اختصاص می‌دهد و این رویه‌ای است که از هنگام حضور مستمر ایشان در اجتماعات دانشجویی شکل گرفته بود.

Ashraf ghadiri

آیت الله خامنه‌ای در حال پاسخگویی به سئوالات، و ضبط صوت‌ها جز یکی، در حال ثبت و ضبط کردن سخنان ایشان بود. ناگهان صدای انفجاری مهیب، خبر از عملی شدن توطئه‌ای شوم می‌داد. نماینده امام، جراحتی عمیق بر می‌دارد و محراب به خونش رنگین می‌گردد. مردم هراسان و نگران در پی نجات جان امام جمعه و جماعت خویش بر می‌آیند. اشک‌ها بر گونه‌ها جاری و دست‌ها به دعا بلند می‌گردد.

آیت‌الله بهشتی از نخستین افرادی بود که برای بررسی اوضاع و خبرگیری از احوال آیت‌الله خامنه‌ای، از اعضای مؤسس حزب جمهوری اسلامی، به بیمارستان بهارلو رفت.

پس از انفجار، محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز ۵۰- ۵۰»؛ این رمزِ آماده باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده است. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه. محافظ یک دفعه توی بیسیم گفت: «با مجلس تماس بگیر.» اسم دکتر فیاض‌بخش و چند نفر دیگر از پزشک‌های مجلس را هم گفت؛ «منافی، زرگر، … بگو بیایند بیمارستان بهارلو.»

بیرون از مسجد، آیت‌الله خامنه‌ای لحظاتی به هوش آمدند، اما بلافاصله از هوش رفتند. در بین راه بیمارستان هم، چند باری به هوش آمدند و دوباره از هوش رفتند؛ ایشان هر وقت به هوش می‌آمدند، شهادتین می‌گفتند. لب‌ها و چشم‌ها تکان می‌خوردند؛ خیلی کم البته. ابتدا ایشان را به درمانگاهی در همان نزدیکی‌ها در خیابان قزوین بردند. اما کاری از دست کسی بر نمی‌آمد و باید ایشان را به جای دیگر می‌بردند.

وضعیت آیت‌الله خامنه‌ای با تلاش پزشکان و بعد از انجام عمل جراحی و تزریق ۳۷ واحد خون تثبیت شد و ایشان را برای ادامه درمان و تأمین امنیت بیشتر به بیمارستان قلب شهید رجایی انتقال دادند.

برابر اخبار منتشره در همان زمان، آیت الله خامنه‌ای «از نقطه بالای کتف راست و بالای ران سمت راست» مجروح شد و «استخوان ترقوه» او شکست و چند رگ و عصب دست راست وی نیز قطع شده بود.

یکی از اعضای سپاه که به بازرسی محل پرداخته بود، در این رابطه اعلام کرد فقط چاشنی بمب، منفجر شده است و چنانچه تمام بمب منفجر می‌شد، آسیب بیشتری به ایشان وارد می‌آمد.

«در سال ۶۰ که آن حادثه‌ی کذایی برای بنده اتّفاق افتاد در مسجد ابوذر، خب بیهوش شدم. بعد من را بلند کرده بودند و در حینی که من را از داخل مسجد میبردند به طرف ماشین، دو بار سه بار به هوش آمدم و دوباره از هوش رفتم تا بعد بالاخره یکسره بیهوش شدم. در این دو سه باری که به هوش آمدم، یک بار احساس کردم که این لحظه‌ی آخر است، یعنی کاملاً احساس کردم که لحظه‌ی مرگ است.

ناگهان همه‌ی زندگیِ گذشته در مقابل چشمم مجسّم شد. با خودم فکر کردم که خب، حالا چه دارم برای عرضه کردن؟ هرچه فکر کردم، دیدم همه‌اش قابل مناقشه است. خب مبارزه کردیم، زندان رفتیم، کتک خوردیم، درس دادیم، زحمت کشیدیم -این چیزهایی است که آدم به ذهنش می‌آید دیگر- در آن لحظه دیدم همه‌ی اینها را میشود با من مناقشه کنند؛ [بگویند] در فلان قضیّه ممکن است یک نیّت غیر الهی مخلوط این نیّت شما شده؛ هیچّی؛ از بین رفت! ناگهان احساس کردم که بین زمین و آسمان معلّقم، مثل آدمی که اصلاً به هیچ‌جا دستش بند نیست. گفتم پروردگارا! وضع من این‌جوری است، میبینی دیگر، من ظاهراً هیچ‌چیز ندارم؛ آن‌طور که حساب میکنم میبینم هیچ‌چیز دستم نیست، یک‌جوری مگر خودت رحم کنی. این حالت برای انسان پیش می‌آید. سعی کنیم از این موقعیّتها استفاده کنیم.»

بخش وسیعی از مردم در مقابل بیمارستان جمع شدند و برای سلامتی امام جمعه تهران، دست به دعا برداشتند. آیت الله بهشتی، رئیس دیوانعالی کشور، آیت الله منتظری، محمد علی رجائی، نخست وزیر، مجلس شورای اسلامی و نهاد‌های انقلابی با صدور پیام‌ها و اطلاعیه‌های جداگانه، به محکوم کردن سوء قصد به آیت الله خامنه‌ای پرداختند.

گروهک منافقین که به دلیل این سوء قصد، از سوی شخصیت‌ها و نهاد‌های انقلابی محکوم شده بود، ابتدا از پذیرش مسئولیت انفجار مسجد خودداری و ادعا کرد که این سوء قصد، قبل از شروع مبارزه مسلّحانه آن‌ها، از سوی گروه فرقان انجام شده! و هیچ ربطی به مجاهدین نداشته است اما معاون وقت دادستان انقلاب بعدها فاش کرد که جواد قدیری، از سرکردگان منافقین یکی از طراحان انفجار مسجد اباذر بود.

مدت‌ها بعد از این واقعه نیز وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه‌ای که درباره‌ منافقین منتشر ساخت، مجروح شدن آیت الله خامنه‌ای را از اقدامات تروریستی آن سازمان دانست.

به گزارش فراق، محمد جواد قدیری مدرس متهم ردیف ۳۸ دادگاه محاکمه منافقین، همسر زهره عطریانفر و یک عنصر نفوذی در کمیته انقلاب اسلامی بوده است.

قدیری مدرس (کفرانی) با نام تشکیلاتی و پاسپورتی علی سعادتی متولد سال ۱۳۲۹ اصفهان و فرزند شیخ علی قدیری بود.

وی دارای سابقه ارتباط با نفاق قبل از انقلاب و با مسعود رجوی هم بند بود. نامبرده که مورد اعتماد سرکرده تروریست‌ها یعنی رجوی بود، در دهه ۶۰ یکی از مهره‌های شبکه نفوذ در نهادهای حساس کشور شد.

قدیری در اداره دوم ارتش معروف به رکن دو که به دست نیروهای انقلابی افتاده بود نفوذ کرد. اداره دوم به نوعی سازمان اطلاعات نظامی ارتش محسوب می‌شد. وی از طریق آشنایی قدیمی با یکسری افرادی که عضو اداره رکن دو شده بودند توانست به آن محل نفوذ کند و با خیانت آشکار به اعتمادی که به او شده بود یک سری اسناد فوق محرمانه را از آن جا به داخل گروهک انتقال داد. به گفته مهدی منتظری رئیس اسبق حفاظت اطلاعات ارتش، جواد قدیری در کمیته اداره دوم مسئول قسمت شنودها بود.

قدیری تقریبا یک سال بعد از ضربه ساواک در شهریور ۵۰ به مرکزیت مجاهدین دستگیر شد و هنگامی که رجوی در زندان بود، قدیری به اصطلاح یکی از نوچه ها و ایدئولوگ‌های گرد رجوی در زندان قصر بود که در برقراری هژمونی بر اعضای مسئله دار، نقشی پر رنگ ایفا کرد. پس از آزادی از زندان به واسطه سرسپردگی ماموریت ویژه نفوذ را به عهده گرفت.

وی به همراه همسرش زهره عطریانفر در شهریور ۶۰ همراه هم از ایران گریخت. جواد قدیری تا سال ۱۳۶۴ در فرانسه بود. در پی گسترش فعالیت ها در عراق به کمپ اشرف منتقل شد و در بخش آموزش کار می‌کرد. در سال ۱۳۶۴ به عنوان شورای مرکزی انتخاب شد و در لیست منتشره شورای مرکزی نامش چاپ شد. سپس در سال۱۳۶۸ عضو هیئت اجرایی شد.

به نظر می‌رسد بعد از استیضاح و عزل بنی‌صدر و شروع فاز مسلحانه سازمان علیه نظام، اولین هدفی که برای ترور در نظر گرفته می‌شود آیت‌الله خامنه ای بوده است. ایشان در مراسم تصمیم‌گیری در مورد عزل بنی صدر سخنرانی مهم و پرشوری در رد صلاحیت او انجام داده بود.

بر اساس اسناد گفته می‌شود قدیری یکی از طراحان انفجار مسجد اباذر و رابط منافقین با عاملین انفجارهای ۷ تیر و ۸ شهریور۶۰ نیز بوده و بمب‌های پیچیده ساخته شده را در اختیار عوامل ترور قرار داده است.

طی چهار دهه گذشته وی داخل گروهک از افراد نزدیک سرکرده گورخواب و عضو کلیدی آموزش بود. او مسئول چک و تایید کلیه تیم های عملیاتی بود که به ایران اعزام می شدند. در آموزش های نظامی و خرابکاری به عنوان کارشناس فعالیت می کرد. اغلب طرح های عملیاتی در ستادی موسوم به آموزش و به دست تیمی به سرپرستی او چک و بررسی می شد. قدیری به عنوان تایید کننده طرح‌های نظامی و عملیاتی طرف حساب رده های بالا و رجوی بود. او در کمپ عراق به عنوان معاون ستادآموزش تحت مسئولیت حمیده شاهرخی به عملیات خرابکاری علیه ایران ادامه می‌داد.

وی در حال حاضر ساکن کمپ‌های منافقین در آلبانی بوده و بسیار عجیب است که دولت این کشور با وجود اینکه تروریست مذکور تحت تعقیب اینترپل به شماره A-۴۹۰/۶-۲۰۰۲ بوده، توجهی به این اعلان قرمز نمی‌کند.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=56084

نوشته های مشابه

09تیر
علت عربده‌کشی‌ نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران
بازخوانی سخنرانی تاریخی شهید بهشتی به بهانه سالگرد هفتم تیر و انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی

علت عربده‌کشی‌ نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران

24خرداد
بازی کشورهای میزبان‌ تروریست‌ها با واژگان / تاریخ شاهد مبارزه بی‌وقفه جمهوری اسلامی ایران با تروریسم است
سندی از شکست راهبردی غرب در مقابل ایران؛ چرا اتهام‌زنی جای تجلیل را گرفت؟

بازی کشورهای میزبان‌ تروریست‌ها با واژگان / تاریخ شاهد مبارزه بی‌وقفه جمهوری اسلامی ایران با تروریسم است