این محتوا برای نخستین بار در سال ۱۳۹۱ توسط یک روزنامه مشهور عراقی به نام «مراقب العراقی» انجام شد که بازتاب گسترده ای در این کشور داشت. انتشار این افشاگریها در آن سال، به خصوص افشای کمکهای نجومی نفتی صدام به منافقین، نقطه عطفی در افشاگری های جامعه جداشدگان از این گروهک بود زیرا به دنبال آن مسعود رجوی جنون گاوی گرفت و با لجن پراکنی های مفتضحانه، ذات خود را بیشتر نمایان کرد که به دنبال آن عده زیادی حتی از سرکردگان منافقین جدا شدند.

قربانعلی حسیننژاد روایت میکند: در آخرین نشستی که مسعود رجوی با ما داشت و من خودم در آن نشست حضور داشتم او بسیاری از برنامههای دولت عراق در مقابله با آمریکا را برای ما تشریح کرد. این آخرین نشست رجوی با ما بود و بعد از آن نشست ما دیگر مسعود رجوی را ندیدیم. این نشست در ماه محرم و پنج یا شش ماه قبل از شروع جنگ بود. او گفت، جنگ نزدیک است و دولت عراق سلاحها و مهمات را بین مردم و محلات شهرها تقسیم و توزیع کرده و هر محله شورای خاصی دارد که محله را اداره میکند و این جنگ، جنگ ارتش با ارتش نخواهد بود بلکه جنگ یک ملت علیه ارتش آمریکا خواهد بود و ارتش آمریکا نمیتواند همه مردم عراق را بکشد لذا نمیتواند رژیم عراق را سرنگون کند.
ما میدانستیم که حرف او غیر منطقی است ولی میکوشد به ما روحیه بدهد. او اینجا یک ضرب المثل فارسی را به کار برد که میگوید: «تغاری بشکند، ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان». رجوی در این نشست گفت: دولت عراق سلاحها و مهمات زیادی تا دلتان بخواهد به ما داده است تا آنها را موقع جنگ آمریکا در حمله به داخل ایران به کار ببریم و ما به دولت عراق گفتهایم که اگر آمریکاییها به شما حمله کردند ما به ایران حمله خواهیم کرد و شما را از آنجا پشتیبانی خواهیم نمود.
آنها به همین بهانه انبوهی سلاح و مهمات از دولت عراق گرفتند ولی همه آنها را تحویل اشغالگران آمریکایی دادند و بدینگونه آنها در حقیقت عراق را هم در مقابل آمریکاییها خلع سلاح کردند.
انتهای پیام

































