اختصاصی فراق: سازمان اطلاعات سپاه، نیروی قدس و وزارت اطلاعات در طول چهار دهه گذشته، سازههای بازدارنده و شبکههای هوشمندی ایجاد کردهاند که توانسته است روند مداخلهگری غرب در منطقه را مختل کند.
به گزارش فراق، در روزهای اخیر، بیانیه مشترک آمریکا و سه کشور اروپایی (انگلیس، آلمان و فرانسه) علیه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، نیروی قدس و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر یک الگوی تکراری غرب وحشی اما پرمعنا را بازتولید کرد: اتهامزنی به نهادهای نظامی و امنیتی کشوری که قهرمان مبارزه با تروریسم است، همزمان با فاجعهبارترین جلوههای تروریسم غربی در منطقه.
این بیانیهها را نمیتوان فارغ از زمینههای ژئوپلیتیکی و شکستهای میدانی غرب تحلیل کرد. واقعیت آن است که محور غربی-صهیونیستی سالهاست با راهبرد «تجزیه غرب آسیا» از طریق جنگهای نیابتی و گروههای تروریستی تکفیری، به دنبال بازتعریف نقشه منطقه بوده است. اما در این مسیر، موانعی سرسخت وجود داشته که مهمترین آنها، نهادهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران بودهاند.

مرورِ یک حقیقت میدانی: اگر ایران مقتدر نبود، تجزیه منطقه کلید خورده بود
اواسط دهه ۱۳۹۰ خورشیدی، داعش نه فقط یک گروه تروریستی، بلکه یک پروژه تمامعیار ژئوپلیتیک بود که با حمایت مالی و تسلیحاتی برخی دولتهای غربی و حاشیه خلیج فارس، پایتختهای منطقه را نشانه گرفته بود. سقوط زنجیرهای موصل، دمشق و بغداد دور از انتظار نبود. در آن مقطع تاریخی، حضور مستشاری نیروی قدس در خاک عراق و سوریه بود که معادلات میدانی را به نفع ثبات و امنیت تغییر داد.
بیش از چهار دهه است که کشورهای غربی حامی گروهکی مزدور و تروریستی به نام منافقین هستند که ۱۷ هزار شهروند ایرانی را به شهادت رسانده و هنوز هم از آنها پذیرایی میکنند. بر اساس قوانین کشورهای آلبانی، فرانسه و انگلیس و نیز معاهدات داخلی و بینالمللی، این کشورها مکلف به استرداد متهمان یا لغو پناهندگی آنان هستند؛ اقدامی که تاکنون محقق نشده است.
تحلیلگران غربی در نهادهای امنیتی غرب اذعان کردهاند که «ایران بیشترین هزینه انسانی و مالی را در مبارزه با تروریسم تکفیری پرداخت کرده است.» اذعانی که البته هیچگاه در بیانیههای سیاسی آنها منعکس نمیشود.
کشورهایی که امروز مدعی «مبارزه با تروریسم» و «دفاع از حقوق بشر» هستند، در طول ۱۵ ماه گذشته، بیوقفه از یک رژیمی حمایت نظامی و سیاسی کردهاند که در غزه مرتکب جنایات جنگی، نسلکشی، بمباران بیمارستانها و کشتار سیستماتیک زنان و کودکان شده است.
این تناقض به خوبی نشان میدهد که تعریف غرب از تروریسم، کاملاً ابزاری و وابسته به منافع نامشروع خودش است: در نگاه غرب اگر گروهی مسلح در خدمت منافع غرب باشد، نامش «اپوزیسیون معتدل» است، اگر نهادی در برابر تجزیه منطقه بایستد، لقبش «تهدید جهانی» میشود.
چرا برچسبزنی علیه سپاه و وزارت اطلاعات؟
سازمان اطلاعات سپاه، نیروی قدس و وزارت اطلاعات در طول چهار دهه گذشته، سازههای بازدارنده و شبکههای هوشمندی ایجاد کردهاند که توانسته است روند مداخلهگری غرب در منطقه را مختل کند. دستاوردهای این نهادها، فراتر از مرزهای ایران، امنیت پایدار را برای کشورهای همسایه و محور مقاومت به ارمغان آورده است.
به همین دلیل، حمله تبلیغاتی به این نهادها، خود نوعی ادامه همان جنگ نیابتی علیه امنیت منطقه است. غربیها به خوبی میدانند که تا این نهادها فعال و کارآمد هستند، نقشه تجزیه غرب آسیا به سرانجام نخواهد رسید.
جنگهای اخیر آمریکای تروریست و رژیم صهیونیستی در منطقه، چهره واقعی حامیان تروریسم دولتی را بیش از پیش آشکار کرد. غربیها در حالی از «نظم بینالملل مبتنی بر قواعد» سخن میگویند که با وتوهای مکرر خود، قطعنامههای شورای امنیت علیه کشتار کودکان فلسطینی را وتو کردهاند.
این دوگانگی رفتاری امروز دیگر بر هیچکس پوشیده نیست. مردم منطقه و ملتهای آزاده جهان به خوبی درک کردهاند که مدعیان دروغین حقوق بشر، خود بزرگترین مانع تحقق عدالت و امنیت واقعی هستند.
بیانیه اخیر علیه سپاه و وزارت اطلاعات نیز سندی از عصبانیت و ناتوانیغرب در برابر واقعیتهای میدانی منطقه است. این بیانیهها هیچ تأثیری بر اراده این نهادهای انقلابی برای حفاظت از امنیت منطقه نخواهد داشت.
تاریخ شاهد است: اگر مبارزه بیوقفه جمهوری اسلامی ایران با تروریسم نبود، امروز نه تنها نقشه غرب آسیا، بلکه معادلات امنیتی اروپا نیز به شکلی کاملاً متفاوت و خطرناک رقم خورده بود. البته که اتهامزنی از سوی شیاطین تمامی ندارد، اما حقیقت مبارزه ایران و محور مقاومت، در میدان، روشن و غیرقابل انکار است.
انتهای پیام

































