مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی میچرخد
علت عربدهکشی نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران
مبارزه با «بورژوازی» در حمامهای آلبانی / منافقین از دایره شمولیت انسان خارج شدند
تبیین تاریخی شهید بهشتی درباره انتظار خیر و کمک داشتن از دشمن
منافقین یک مشت تروریست فاقد هرگونه مبنای ذهنی و اعتقادی هستند
حضرت مهدی(عج) منتقم تمام خونهای بهناحق ریختهشده در عالم / منافقین در لباس مسلمانان با امام حسین(ع) جنگیدند
پاریس خرمهره منافقین را دادگاهی کرد
وقتی ماستی ریخت ولی جهان به کام کاسهلیسان نجاستخوار نگشت / سرکرده منافقین چطور به عراقیها خیانت کرد؟
محمدرضا ترابی، از نجات یافتههای فرقه تروریستی رجوی، روایتی از شرایط زندگی خود در کمپ پناهندگان آلمان و شیرینی پس از آن منتشر کرد.
«من با افتخار این را میگویم که از روزی که عضو انجمن نجات آلبانی شدم، حس جمع بودن و حس ایرانی بودن خودم را بهتر و بهتر پیدا کردم.»
«الان بیش از دو دهه است از واقعه حمله به برجهای دوقلومی گذرد و نه تنها رویای خیالی رجوی برای رفتن به ایران و سرنگونی محقق نشد بلکه تمامیت فرقه با خفت و خواری به فرسنگها فاصله از مرزهای ایران واقع در کشور آلبانی و در مکانی ایزوله شده منتقل شدند […]
«روی حرفم با جوانان وطنم در کشورهای مختلف است که گول حرفها و وعدههای پوشالی اینها را نخورند و گول مادههای مریم قجر را نخورند. اینها فقط برای بیرون از تشکیلات است.»
محمدرضا ترابی در روایتی از ماجرای خودسوزیهای سال1382 گفت: وقتی که درخواست خودسوزی ندادم تا چند سال احساس شرم داشتم. دست آخر در یک نشست جمعی با مسعود رجوی رفتم پشت میکروفن و به نوعی از وی طلب بخشش کردم.
رجوی در سال 1380 نشستهای بزرگ برگزار کرد چون میخواست از همه زهر چشم بگیرد. وی میدانست کسانی که عزم جزم کرده بودند بروند، مقابل او و دیگر سران ایستادند و کوتاه نمیآیند.
گرفتن تعهدهای رنگارنگ، سیاق ثابت و روش جاری فرقه رجوی برای بدهکار کردن همیشگی اعضا و بستن دست و پای افراد در هر شرایطی است.
جان انسانها برای رهبری سازمان ارزشی نداشت، ما همچون سربازان یک بار مصرف، مهره رجوی در بازی شطرنج بودیم.
ساعت ۱۹:۴۵ شب محل کارم در ساختمان قلعه را ترک کردم و وقتی به سمت سالن غذاخوری ستاد سر رشته داری می رفتم، سر و صدایی از داخل کتابخانه نظرم را جلب کرد. صدا و فریاد چند نفر با ضجه و شیون نفر دیگری در هم آمیخته بود! «پدر سوخته، نامرد، باز رفتی سراغ آن […]
فرقه تروریستی منافقین، بلندگویی بد صدا از ادعاها و شعارهاست که با هیچ متر و معیاری به تن این فرقه اندازه نمیشود؛ مهمترین ادعای مضحک فرقه رجوی، دموکراسیخواهی است، آن هم در شرایطی که کارنامه سیاه این فرقه مملو از جنایت علیه مردم و مخالفت با ساختارهای حاکمیتی است.
اشتباه راهبردی منافقان و دشمنان انقلاب در عین شناسایی دقیق قلبهای نهضت این بود که گمان کردند نظام وابسته به شخص است، غافل از آن که امام راحل بنیانی بنا کرد که اساسش بیداری و آگاهی همه است و حتی اشخاص هم وابسته و متکی به انقلاب و اصول اسلام هستند.