• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

روی خط

گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید ماده خفاشی به نام «مهناز» به سمت دربان اولی برای محافظت از تاکسیدرمی رجوی رسید / منافقین «مردار سیاسی» هستند حساب‌های اینستاگرام فعالان آلبانیایی در بحبوحه اعتراض‌های«ضد دولتی» بسته شد 

روایت یک نجات یافته از اسارتگاه رجوی از مسابقات جهانی کشتی‌ در آلبانی

  • کد خبر : 49181
  • 16 آبان 1403 - 11:37

«من با افتخار این را می‌گویم که از روزی که عضو انجمن نجات آلبانی شدم، حس جمع بودن و حس ایرانی بودن خودم را بهتر و بهتر پیدا کردم.»

nejat asila 3

به گزارش فراق، محمدرضا صدیق، عضو نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی در بیان روایتی از احساسات خود در جریان مسابقات جهانی کشتی‌ در آلبانی نوشت: راستش را بخواهید، در جریان مسابقات کشتی که در کشور آلبانی و در پایتخت آن، یعنی تیرانا، برگزار شد، احساسات عجیبی داشتم. چرا که در ۲۰ سالی که در تشکیلات کثیف رجوی بودم، همیشه حسرت دیدن بازی‌های تیم ملی را در دل داشتم؛ از فوتبال و والیبال گرفته تا بسکتبال و باارزش‌ترین آن‌ها، یعنی کشتی که یک ورزش ملی و قدیمی ایران است. تشکیلات کثیف رجوی، که خود مزدوری بیش نیست، تماماً در ذهن ما این را فرو کرده بود که این ورزشکاران مزدور حکومت هستند و ما با آن‌ها مرز سرخ داریم، در حالی که اول و آخر مزدور خود مسعود و مریم هستند.

وقتی برای اولین بار وارد سالن ورزشی در تیرانا شدم تا کشتی‌گیران را تماشا کنم، احساس کردم در یک دنیای دیگر هستم. وقتی کشتی‌گیران ایرانی برای کشتی گرفتن روی تشک می‌آمدند، بی‌اختیار و بدون هیچ فرمانی، فقط با فرمان قلبم و حس وطن‌پرستی، آن‌ها را تشویق می‌کردم. به خدا که این لحظات واقعاً لحظات ملی برای هر کس است. لعنت خدا بر مسعود و مریم که با لجن‌پراکنی بر روی این بچه‌ها تلاش می‌کردند این کار ارزشمند و مدال‌آوران را کمرنگ نشان دهند.

ما وقتی درباره آزادی و زندگی آزاد صحبت می‌کنیم، یعنی در کشوری که مهمان یا پناهنده هستی، فرقی نمی‌کند. وقتی تیم ملی کشورت می‌آید و با افتخار مدال می‌آورد، حق است که بروی و آن‌ها را تشویق کنی و مورد عنایت قرار دهی. در طی چند بار که به سالن ورزشی رفتم و تیم کشورم را تشویق کردم، به ندرت دیدم کسانی که اسم و رسم داشتند، حتی دو یا سه نفر هم برای تشویقشان نیامده بودند. مثلاً در تیرانا چینی‌ها خیلی زیاد هستند و فامیل و خانواده دارند، اما در سالن کشتی فقط تیم خودشان بود؛ یعنی تیم کشتی چین. هیچ تشویق‌کننده‌ای از جامعه چینی ساکن آلبانی نیامده بود.

من با افتخار این را می‌گویم که از روزی که عضو انجمن نجات آلبانی شدم، حس جمع بودن و حس ایرانی بودن خودم را بهتر و بهتر پیدا کردم. برای من باعث افتخار بود که این لیاقت را داشتم که در کنار بچه‌های کشتی‌گیران عزیز کشورمان را تشویق کنم و برایشان آرزوی سلامتی و پیروزی‌های هر چه بیشتر دارم.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=49181

نوشته های مشابه

10شهریور
جریان فاسد
روایتی مستند از فسادهای اخلاقی منافقین پیش از انقلاب اسلامی

جریان فاسد