زمانى که در سال ۱۳۶۰، منافقین علنا مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهورى اسلامى را اعلام کردند، آیتاللّه قدوسى با بسیج نیروها و امکانات به تعقیب سرکردگان و اعضاى گروهک اقدام کرد و عرصه را به اندازهاى به آنان تنگ کرد که سرکردگان گروهک مجبور به فرار از کشور شدند.

به گزارش فراق، آیتالله علی قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی در نیمه شهریور ۱۳۶۰ طی عملیات تروریستی منافقین به شهادت رسید. شهید قدوسى طى دوره مسئولیتش به عنوان دادستان کل انقلاب، همواره با منافقین درگیر بود. در آستانه پیروزى انقلاب، منافقین با سوءاستفاده از موقعیّت و با حمله به کلانترىها و پادگانها توانست مقدار زیادى سلاح و مهمات در اختیار بگیرد، از سوى دیگر در شرایطى که تمامى مردم و گروههاى انقلابى سرگرم مبارزه براى ساقط کردن رژیم پهلوی بودند، سرکردگان این جریان خائن اقدام به سازماندهى نیروها در سطح کشور کردند.
پس از پیروزى انقلاب، منافقین درصدد احیای خانههاى تیمى برآمدند. این عناصر خائن در آشوبهایى که پس از پیروزى انقلاب به وجود آمد، نقش داشتند؛ سرکردگان آن با حمایت از افرادى، چون بنىصدر تلاش کردند با سهیم شدن در ساختار سیاسى و امتیازگیرى، موقعیّت خود را تثبیت کنند.
در چنین وضعیتى شهید قدوسى، به دادستانى انقلاب منصوب شد. ایشان در مصاحبهاى که پس از انتصاب به سمت دادستانى انجام داد، اظهار داشت: «عملکرد دادگاه انقلاب و دادستانى کل پیش از این به گونهاى بود که در تشخیص دشمنان اصلى انقلاب دچار خطا شده است و با این فرض که افراد طاغوتى و وابستگان دستگاه پهلوى اصلىترین دشمن انقلاب هستند، مجازات و مصادره اموال این افراد را تنها وظیفه دادستانى و دادگاههاى انقلاب قلمداد کردهاند، در صورتى که دشمنان اصلى انقلاب با غفلتى که از آنها شده است، توانستهاند خود را سازماندهى و براى ضربه وارد کردن به انقلاب آماده کنند و شناسایى و مقابله با این دشمنان مسلما وقت زیادى را خواهد گرفت.»
آیتالله قدوسى مبارزهاى پىگیر و همهجانبه را علیه منافقین آغاز کرد. با تلاشهای او، خانههایى که توسط آنها غصب شده بود، بازپس گرفته شد و برخی نشریات وابسته به منافقین که به تشویش اذهان عمومى مىپرداختند توسط دادستانى تعطیل شدند.
پس از مواضع آشکارى که سازمان در ضدیّت با نظام جمهورى اسلامى و مردم ایران اتخاذ کرد، مسؤولین جمهورى اسلامى مصمم شدند موضع سرسختانهاى را در مقابل منافقین اتخاذ کنند. از این رو در جلسهاى که در ادارهى نخستوزیرى و با شرکت دادستانى کل انقلاب، فرمانده سپاه و جمعى از مسؤولین قضایى تشکیل شد، اطلاعیهاى ۱۰ مادهاى دربارهى گروهک منافقین صادر شد که چگونگى مقابله با آنها را تعیین مىکرد. بعد از صدور اعلامیه، ستادى تحت عنوان «ستاد پىگیرى اطلاعیه دادستانى کل انقلاب» تشکیل شد و شهید قدوسى پس از آن مبارزه قاطعانهاى را با منافقین آغاز کرد و زمانى که در سال ۱۳۶۰، آنها علنا مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهورى اسلامى را اعلام کرد، آیتاللّه قدوسى با بسیج نیروها و امکانات به تعقیب سرکردگان و اعضاى گروهک اقدام کرد و عرصه را به اندازهاى به آنان تنگ کرد که سرکردگان گروهک مجبور به فرار از کشور شدند و فعالیتشان به صورت مخفیانه و زیرزمینى و انجام ترورهاى کور محدود شد.
ضرباتى که آیتالله قدوسی به منافقین وارد کرد، باعث شد تا ساختار تشکیلاتى منافقین در داخل کشور از هم بپاشد. پس از آغاز مبارزه مسلحانه سازمان علیه نظام جمهورى اسلامى، یکى از اهداف منافقین، ضربه زدن به ساختار رهبرى نظام جمهورى اسلامى بود. از این رو، ترور مسؤولان رده اوّل کشور، هدف اصلى گروهک تعیین شد. اقدام سازمان در بمبگذارى مقر حزب جمهورى اسلامى در ۷ تیرماه ۱۳۶۰ و انفجار دفتر نخستوزیری در هشتم شهریورماه همان سال از آن جمله است. موج بمبگذارىها باعث شد تدابیر امنیتّى براى محافظت از جان مقامات عالىرتبه کشور تشدید شود. آیتاللّه قدوسى که تا به این زمان، با تعیین محافظ براى حفظ امنیتشان مخالفت مىکردند، به توصیّه امام خمینى موافقتشان را براى تعیین افرادى جهت محافظت از جانشان اعلام کردند. پیش از این مرحوم قدوسى در استدلالشان براى مخالفت با تعیین محافظ اظهار مىداشت که منافقین بدین وسیله مىخواهند بین مسؤولان و مردم فاصله ایجاد کنند.
سرانجام در جریان انفجار بمبى در روز ۱۴ شهریورماه ۱۳۶۰ در اتاق زیرین دفتر آیتاللّه قدوسى در ساختمان دادستانى کل انقلاب، ایشان به شدت از ناحیه پا و سینه مجروح شد و در نهایت بر اثر شدت جراحات در بعدازظهر همان روز، به شهادت رسید. پیکر ایشان فرداى آن روز در مراسم باشکوهى با حضور انبوه جمعیّت عزادار و علاقهمندان ایشان از مقابل مدرسه عالى شهید مطهرى تهران تشییع شد.
پس از شهادت آیتاللّه قدوسى، امام خمینى پیامى را به شرح زیر صادر کردند:
بسماللّه الرحمنالرحیم
اناللّه و اناالیه راجعون
با کمال تأسف و تأثر، حجتالاسلام شهید قدوسى به دوستان شهید خود پیوست. شهید عزیزى که سالیان دراز در خدمت اسلام بود و اخیرآ مجاهدات او در راه انقلاب بر همگان روشن است. اینجانب سالیان طولانى از نزدیک با او سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مىشناختم. شهادت بر او مبارک، وقود اِلَىاللّه و خروج از ظلمات به سوى نور بر او ارزانى باد. راهى است که باید پیمود و سفرى است که باید رفت، چه بهتر که در حال خدمت به اسلام و ملّت شریف اسلامى شربت شهادت نوشیدن و با سرافرازى به لقاءاللّه رسیدن و این همان است که اولیاى معظم حقّ تعالى آرزوى آن را مىکردند و از خداى بزرگ در مناجات خود طلب مىکردند.
گوارا باد شربت شهادت بر شهداى انقلاب اسلامى و خصوص شهداى اخیر ما که با دست جنایتکار منفورترین عناصر پلید به جوار رحمت حقّ شتافتند و افتخار براى اسلام و ننگ و نفرت براى دشمنان دژخیم ملّت شریف، آفریدند.
اینجانب شهادت دادستان کل انقلاب و سرهنگ وحید دستگردى که در رأس شهربانى و قواى انتظامى در حال انجام وظیفه بودند و بدین تحفه الهى نایل شدند را به ملّت ایران و به حوزه علمیّه قم و به قواى مسلّح تبریک و تسلیت عرض مىکنم و از خداى تعالى، رحمت براى آنان و صبر و شکیبایى براى خانوادهى محترمشان خواستارم.
ننگ و خسران بر کسانى که گمان مىکنند با این شرارتها ملّت شریف ایران را که براى اقامهى عدل اسلامى قیام نمودهاند از صحنهى مبارزه با کفر خارج مىنمایند و تن به عار و ذلّت ابرقدرتهاى جنایتکار مىدهند. این کوردلان شکستخورده نمىبینند که مادران و پدران و فرزندان و همسران این شهدا، چون قهرمانان صدر اسلام به شهادت اینان افتخار مىنمایند و، چون کوهى در مقابل حوادث ایستادهاند. گویى اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدهاند و، چون خود را مطرود ملّت مسلمان مىبینند از ملّت ایران انتقام مىکشند. از خداوند تعالى هدایت براى جوانان گولخورده و خذلان براى سران از خدا بىخبر آنها خواستارم.
سلام و درود بر شهیدان راه حق. رحمت بر شهداى اخیر اسلام.
والسلام على مناتبعالهدى
روحاللّهالموسوىالخمینى.
انتهای پیام

































