دوران ریاستجمهوری ابوالحسن بنیصدر، ایامی پرآشوب و سرشار از تنش و توطئه علیه نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی، بهویژه حزب جمهوری اسلامی و شهید محمدعلی رجایی نخستوزیر وقت بود.

به گزارش فراق، پس از آنکه مجلس شورای اسلامی در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ به دلیل ناتوانی، خیانت، خودکامگی و قانونگریزی، رأی به عدم کفایت سیاسی بنیصدر داد، دومین انتخابات ریاستجمهوری برگزار شد و محمدعلی رجایی بهعنوان رئیسجمهور منتخب ملت ایران برگزیده شد. اما این خادم ملت تنها ۲۸ روز مجال خدمت یافت و در انفجار تروریستی دفتر نخستوزیری در هشتم شهریور ۱۳۶۰ به همراه نخستوزیر شهید محمدجواد باهنر به فیض شهادت رسید.
در حالی که ملت ایران و همه آزادگان جهان این جنایت هولناک تروریستی را محکوم میکردند، ابوالحسن بنیصدر معزول و فراری که پس از خلع از قدرت، بهجای پاسخگویی به ملت، بزدلانه مخفی شده بود، در هفتم مرداد ۱۳۶۰ همراه مسعود رجوی سرکرده گروهک خائن و تروریستی منافقین با ظاهر و شرایطی ذلتبار از کشور گریخت. این عنصر خودباخته و پناهنده به دامان دشمنان قسمخورده ملت، یک ماه پس از فرار و در اقدامی بیشرمانه، نهتنها انفجار تروریستی و شهادت رئیسجمهور و نخستوزیر منتخب مردم را تسلیت نگفت، بلکه در مصاحبه با خبرگزاری رویتر در پاریس و در کنار مسعود رجوی، ترور رجایی و باهنر را «طبیعیترین پاسخ مردم ایران» خواند و این کشتار کور را به ملت ایران شادباش گفت!
اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی نشان میدهد که بنیصدر گریخته از کشور، در تداوم همان ادبیات نفاقآمیز و ضدخلقی، شهادت همکاران پیشین خود را ناشی از عملکرد خود آنان دانست و حتی مردم ایران را به تشکیل دولت جدید فراخواند؛ دعوتی که چیزی جز پیشبرد پروژه براندازانه خود و گروهک تروریستی منافقین نبود. او در مصاحبه با مجله نیوزویک نیز گستاخانه به حضرت امام خمینی (ره) اهانت کرد و از آنچه «انحراف انقلاب» مینامید، سخن گفت؛ ادعایی که از سوی رئیسجمهوری مطرح میشد که حتی شناختی از جامعه ایران و اراده ملت در دفاع از انقلاب اسلامی نداشت و بهاصطلاح جامعهشناسبودنش در برابر واقعیت حمایت مردمی از نظام اسلامی رسوا و پوچ بود.
سخنگوی گروهک منافقین نیز در پاریس همصدا با بنیصدر، این بمبگذاری را پاسخی طبیعی به اعدام عناصر این گروهک تروریستی توصیف کرد؛ اظهاراتی که ماهیت مشترک و وابستگی کامل بنیصدر به این شبکه دشمن پرست را آشکار کرد. نه بنیصدر و نه سخنگوی منافقین البته جرئت نکردند آشکارا مسئولیت مستقیم این جنایت را بپذیرند، اما پایکوبی آنان بر خون شهیدان رجایی و باهنر و شادمانی از یک ترور کور ماهیت پست و جایتکارانه این عناصر را اثبات کرد.
انتهای پیام

































