• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

روی خط

شامورتی بازی منافقین به دنبال لو رفتن مکان نگهداری از تاکسیدرمی رجوی؛ بازیگردان‌های طویله‌ مانز به فکر بستن راه جدایی نیروها هستند منافقین از این محراب وحشت داشتند گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید

روایت «فاضل فرهادی» از دوران حضور خانواده ها در کنار زندان «اشرف»

رجوی و دار و دسته‌اش ضدخلق هستند

  • کد خبر : 32555
  • 06 دی 1400 - 12:31
farhadi

فاضل فرهادی، عضو جداشده از فرقه رجوی خاطره‌ای را از زمان حضور خانواده ها در کنار پادگان اشرف روایت کرد.

به گزارش فراق، عضو انجمن نجات مرکز اراک نوشت:

 زمانی که فرقه رجوی در عراق مستقر بود، من با خانواده ها همسفر شدم و به عراق سفر کردم. در کنار پادگان اشرف؛ شهرک آزادی محلی که خانواده ها در آن شهرک مستقر بودند چند روزی در کنار خانواده ها بودم. هر چند از پادگان اشرف خاطرات خوبی نداشتم ولی فعالیت خانواده ها در کنار پادگان اشرف برای من چشم گیر بود. پدر و مادرانی را می دیدم که با ویلچر به عراق سفر کرده بودند و می خواستند بعد از چندین سال با فرزندانشان دیداری داشته باشند.

وقتی با پدران و مادران هم صحبت می شدم اشکم جاری می شد. آدم های غیر سیاسی و خیلی پاک و ساده و در مقابل آنها پشت سیم خاردار پادگان اشرف، عناصر توجیه شده فرقه رجوی آماده حمله به خانواده ها بودند. من شاهد بودم که چگونه عناصر فرقه رجوی به خانواده ها بد و بیراه می گفتند. یکی از عناصر فرقه رجوی که مرا شناخته بود، شروع کرد به بد و بیراه گفتن به من و فحش دادن.

خانواده ها در کنار پادگان اشرف در عراق با فعالیتی که داشتند صحنه های تاثیر گذاری خلق کردند. در آن ایام و با تلاش و پیگیری خانواده ها چند نفر اقدام به فرار کردند و به نزد خانواده ها آمدند و این بزرگترین ضربه برای رجوی بود. یادم می آید بعد از فرار چند نفر از فرقه رجوی، سران فرقه تصمیم گرفتند افراد بیشتری را پشت سیم خاردار جمع کنند و شروع کنند به پرتاب سنگ و اشیاء فلزی به سمت خانواده ها که صدای خانواده ها به گوش اعضا نرسد.

اما با این کار، تنها سرشان به سنگ خورد و فعالیت خانواده ها به مراتب بالاتر رفت و مجدد چند نفر دیگر از فرقه رجوی اقدام به فرار کردند. یادم می آید در حین فعالیت خانواده ها بر اثر پرتاب سنگ از سوی عناصر فرقه رجوی یکی از مادران زخمی شد که وقتی بالای سر او رفتم، پای او بد جوری زخمی شده بود و با خودم می گفتم رجوی این همه در نشست ها دم از خلق می زد مگر این ها جزیی از خلق نیستند. در واقع رجوی و دار و دسته اش ضد خلق هستند. در پادگان اشرف شعارهای پوشالی در رابطه با خلق به خورد ما می دادند. روزی که می خواستم از خانواده های متحصن جدا شوم و به ایران برگردم احساس خوبی نداشتم، دلم برای خانواده های خون گرم در کنار پادگان تنگ می شد، خانواده هایی با فرهنگ های متفاوت.

من فقط آرزو می کنم که در آینده نزدیک تمامی خانواده های درد کشیده از ظلم رجوی فرزندان خود را در آغوش بگیرند.

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=32555

نوشته های مشابه

10شهریور
جریان فاسد
روایتی مستند از فسادهای اخلاقی منافقین پیش از انقلاب اسلامی

جریان فاسد