• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

روی خط

شامورتی بازی منافقین به دنبال لو رفتن مکان نگهداری از تاکسیدرمی رجوی؛ بازیگردان‌های طویله‌ مانز به فکر بستن راه جدایی نیروها هستند منافقین از این محراب وحشت داشتند گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید

شامورتی بازی منافقین به دنبال لو رفتن مکان نگهداری از تاکسیدرمی رجوی؛ بازیگردان‌های طویله‌ مانز به فکر بستن راه جدایی نیروها هستند

  • کد خبر : 56589
  • 22 شهریور 1405 - 15:22

بازیگردان‌های طویله‌ مانز هر ازگاهی به اسم نحس رجوی پیامی را صادر می‌‌کنند تا بلکه چند روز بیش‌تر به زیست انگلی خود ادامه دهند.

k rajavi 12

به گزارش فراق، عیسی آزاده، از نجات‌یافته‌های گروهک منافقین به بهانه انتشار پیامی کذایی از طرف سرگروه زیرخاکی تشکیلات ورشکسته‌ و آواره منافقین به منظور بستن راه جدایی نیروها یادداشتی نوشته است که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانیم:

بازیگردان‌های طویله‌ مانز هر ازگاهی به اسم نحس رجوی پیامی را صادر می‌کنند تا بلکه چند روز بیش‌تر به زیست انگلی ادامه دهند.

بررسی و تحلیل پیام زیرخاکی منسوب به رجوی تاکسیدرمی شده نشان می‌دهد:

پیام کذایی، در سه محور تنظیم شده؛ دو محور نخست، مقدمه‌ چینی‌‌ها را تشکیل می‌دهند. در ظاهر، موضوع پیام حول سیرک انتصاب مسئول اول غار خفاشان و مسائل سیاسی پیرامون این سیرک می‌چرخد؛ اما با نگاهی به ادبیات، کدهای تشکیلاتی و تأکیدهایی که به اسم مومیایی رجوی تنظیم شده، می‌توان دریافت که بخش مهم‌تر پیام، متوجه درون تشکیلات و وضعیت نیروهای فلک‌ زده‌ سازمان است.

یکی از محورهای اصلی پیام جعلی، جنگ و درگیری با دارودسته پسر شاه، سلطنت‌طلب‌ها و سایر مخالفان اوست. تشکیلات ورشکسته، نسبت به موجی که پس از جریان ز.ز.آ شکل گرفته بود، به‌شدت پاسیو شد. از طرف دیگر، نسبت به زنان داخل تشکیلات نیز احساس خطر می‌کرد که مبادا این موج به درون تشکیلات سرایت کند و آنان نیز طغیان کنند. به همین دلیل، بازیگردانان گروه، در این رابطه سکوت خبری را انتخاب کردند و تقریباً لام تا کام سخنی نگفتند.
در مواردی نیز که قجر در بعضی محافل از سوی خبرنگاران تحت فشار قرار می‌گرفت که چرا زنان در تشکیلات به اجبار ملزم به رعایت حجاب هستند، بر اساس خط تعیین شده وارد چالش با رسانه‌ها نمی‌شد و موضوع را به‌عنوان انتخاب خود زنان در تشکیلات جا می‌زد.

یکی از درگیری‌های مستمر «سطلی‌ها» با تشکیلات ورشکسته نیز بحث زنان و حجاب اجباری بوده است.
منافقین در مقابل شعار سطلی‌ها و سایرین، برای القای تفاوت با دیگر آواره‌ ها، شعار «زن، مقاومت، آزادی» را در بوق کردند؛ اما موفق نشد.

در همین بخش، از پیام زیر خاکی، یونیفرم زنان، را به رخ دارودسته پسر شاه می‌کشد. این اقدام از یک طرف حامل این پیام به آن جناح است که «با ما طرف هستی» و از طرف دیگر، سیلیِ محکمی به زنانی است که در داخل تشکیلات نسبت به مسئله حجاب غر و لند دارند.
اگر به یاد داشته باشید، هنگام حمله پلیس آلبانی به کمپ، یکی از زنان نسبت به تذکر رعایت حجاب اعتراض کرد و کلیپ آن در فضای مجازی حسابی وایرال شد.
بنابراین، به نظر می‌رسد پرداختن به موضوع زنان و نمایش یونیفرم نظامی زنان، تنها یک پاسخ تبلیغاتی به مخالفان بیرونی نیست، بلکه هم‌زمان پیامی درونی برای کنترل و مهار زنان داخل تشکیلات نیز محسوب می‌شود.

ما سال‌هاتجربه کردیم که در تشکیلات ورشکسته، بحث انتخابات یک شو مسخره و بی‌محتواست. از بالا تا پایین تشکیلات می‌دانند که موضوع مسئول اولی سازمان و سایر تغییرات سازماندهی، از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی شده است.

تشکیلات موسوم به ستاد مرکزی، فرد مورد نظر و همچنین معاونین و جانشین مسئول اول را از چند ماه قبل انتخاب می‌کند. معمولاً چند هفته پیش از نشست‌های عمومی، عجوزهی قجری موضوع را با سالمندان شورای مرکزی مطرح می‌کند و در گام بعدی، نشستی با مردان مسئول، یعنی معاونان ستادها و مراکز، برگزار می‌شود.

تا این مرحله، موضوع به‌صورت مخفیانه پیش می‌رود. در مرحله آخر، نشست نمایشی عمومی برگزار می‌شود و به‌صورت شکلی چند نفر را به‌عنوان کاندیدا معرفی می‌کنند. این نامزدها نیز از قبل مشخص و توجیه شده‌اند.

در مواردی، در همان نشست اول همه چیز تعیین تکلیف می‌شود؛ اما در اکثر اوقات، برای اینکه پیاز داغ آن را بیشتر کنند، انتخاب مسئول اول را طی چند نشست ادامه می‌دهند تا در نهایت، انتخاب او به‌صورت نهایی اعلام شود.
از این منظر، آنچه «انتخابات» نامیده می‌شود، در واقع بیشتر یک سیرک طراحی‌شده برای اعلام تصمیمی است که دلقک‌ها در سطوح بالاتر به ذهن علیلشان رسیده است.

 پیام فریبکارانه، آن‌گاه از «آتش‌باری»، دادن تعهد، صحبت کردن و گزارش نوشتن سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که در هفت مرکز، بیش از هزار نفر خواهان صحبت بودند.
این نکته نشان می‌دهد که یگان پایه در سازماندهی، «مرکز» است. بر اساس آماری که داده، هر مرکز حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ نفر آمار پرسنلی دارد. بنابراین، مرکز را می‌توان بخش نیرویی و کاری سرای سالمندان دانست و بخش‌های دیگر نیز عمدتاً موسوم به ستاد هستند.

اما اهمیت اصلی این قسمت، صرفاً در آمار نیروها نیست. گردانندگان تشکیلات مضمحل، در پیامشان به نکاتی اشاره کرده‌ اند که بیانگر وضعیت بحرانی تشکیلات است. آن‌ها می‌خواهند تشکیلات را در برابر ناراضی‌ها، افراد خواهان جدایی، «قلوس‌های تشکیلات» و کسانی که تمارض می‌کنند، همه‌جانبه آب‌بندی کنند.
با این ترفند، در واقع قصد دارند خفقان را در مناسبات افزایش دهند تا نوپالان‌‌ها بار خود را ببندند و تشکیلات را وارد مرحله‌ای کنند که در آن امکان اعتراض و آزادی از شر آنان غیرممکن شود.

در پیام همچنین با تعریف و تمجیدهای بی‌محتوا، اجباری کردن دادن تعهد، گزارش‌خوانی و سوژه کردن دانه‌درشت‌های خواهان جدایی، تلاش می‌کنند نسق بکشند.
تاکسیدرمی، اشاره کرده است که تمام تعهدات باید به خودش داده شود؛ شبیه همان دوره‌هایی که به زور تعهد می‌گرفتند و چند کیف سامسونت را از این تعهدات پر می‌کردند.

از این منظر، «انتخابات» در این پیام بیش از آنکه موضوع اصلی باشد، بهانه‌ای برای بستن منافذ اعتراض و جدایی است.

آنچه از این پیام استنتاج می‌شود، این است که پیرانِ خرفت، دل به جنگ خوش کرده‌‌اند و تمام تخم‌مرغ‌ها را در سبدی در جزیره‌ ی اپستین گذاشته اند.
از طرفی، به‌شدت می‌ترسند که در انتخابات میان‌دوره‌ای ترامپ، قافیه را ببازند و عمو ترامپ‌ شان پایان رسمی جنگ را اعلام کند. آن‌وقت است که باقیمانده‌ تشکیلات پوسیده، جر واجر می‌شود.
درکل این‌طور به نظر می‌رسد این باصطلاح پیام می‌خواهد در هر دو وضعیت، یعنی چه در شرایط آمادگی و ادامه جنگ و چه در شرایط شکست و پایان آن، تشکیلات را به زعم خودش آب‌ بندی کند.

اما در این پیام، بجز آن موارد «الدروم‌بلدروم»‌هایش در برابر سطلی‌ها، پیام درون‌ سازمانی از موضع قدرت نیست. در عوض، بیشترین فشار را متوجه افراد داخل تشکیلات کرده است.

تأکید اصلی این است که ته نشست‌ها باید باز باشد؛ و تا هروقت لازم بود ادامه داشته باید یعنی باید تک به تک تعهد داده و از این بحث عبور کنند. همه باید صحبت کنند، موضع‌گیری کنند و تعیین تکلیف کنند، که این از محالات است. در بدترین نشست های خفه کننده در زیر چکمه صدام هم نمی توانستند اعتراضات را خفه کنند افرادی بودند که زندان بدنام ابو غریب را بر ماندن در تشکیلات کثیف سازمان ورشکسته مجاهدین خلق ترجیح دهند.

این تأکید را نمی‌توان صرفاً یک اقدام تشکیلاتی عادی تلقی کرد. در شرایطی که از تعداد بالای افرادی که خواهان صحبت هستند سخن می‌گویند، به نظر می‌رسد نگرانی اصلی کنترل فضایی است که در آن ناراضیان بتوانند دیدگاه خود را مطرح کنند.
۵٫ بازگشت به الگوی دیگ و طعمه

بحث «کوره گدازان» اشاره به نشست‌های معروف به «دیگ و طعمه» در عراق و در قرارگاه باقرزاده دارد؛ نشست‌هایی که در آنها، ، هرچه آدم قلوس در تشکیلات بود، به زور وادار به اعتراف کردند و نسق همه را کشیدند. البته نشست که نبود دادگاهی بود که افراد حاضر در ان با با مشت و لگد و تف کردن و تهدیدات افراد را وادار به اعترافات دروغین و انصراف دادن از خروج از سازمان بود.

بنابراین، وقتی امروز از صحبت کردن، گزارش دادن، تعهد دادن و باز بودن نشست‌ها سخن گفته می‌شود، این سابقه تشکیلاتی نیز در پس‌زمینه آن قرار دارد.
پس می‌توان نتیجه گرفت که کفگیر تشکیلات ورشکسته، علیرغم همه عر و تیزهایی که می‌کنند، به ته دیگ خورده و تشکیلات اوضاع و احوال بدی دارد.
در این پیام بیشترین تمرکز، با زبان تشکیلاتی و با کدهای تشکیلاتی، رو به داخل است.

در پایان پیام نیز اشاره شده است که هدف، «آب‌بندی» و «لم یرتابوا» است؛ یعنی چشمتان کور و دنده‌ تان نرم، دیگر جداشدن نداریم و دیگر همه‌چیز باید غیرقابل بازگشت باشد.

به عبارت دیگر، پیام اصلی در این قسمت روشن است: راه خروج باید بسته شود و تعهد باید گرفته شود.

اگر بخواهیم پیام سرگروه زیر خاکی را از میان کدها و ادبیات تشکیلاتی آن رمزگشایی کنیم، به نظر می‌رسد مسئله اصلی آن نه انتخابات مسئول اول است و نه حتی درگیری لفظی با مخالفان بیرونی بلکه وضعیت درونی تشکیلات و ضرورت آب‌بندی آن برای عبور از یک مرحله بحرانی است.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=56589