• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

روی خط

شامورتی بازی منافقین به دنبال لو رفتن مکان نگهداری از تاکسیدرمی رجوی؛ بازیگردان‌های طویله‌ مانز به فکر بستن راه جدایی نیروها هستند منافقین از این محراب وحشت داشتند گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید

خاطره گویی فؤاد بصری از زمان آزادی مریم رجوی در فرانسه

زهره قائمی می‌خواست در آیندهِ ایران خرخره مرا بجود

  • کد خبر : 30393
  • 15 تیر 1400 - 12:36
basari 1

عضو نجات یافته از فرقه رجوی در بخشی از خاطره گویی خود از زمان آزادی مریم رجوی در فرانسه گفت: زهره قائمی معدوم می گفت آرزو دارم در آیندهِ ایران، فواد بصری به چنگ من بیفتد و خرخره او را بجوم.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق به نقل از انجمن نجات مرکز اراک، خاطره فؤاد بصری را در ادامه می خوانید: «یادم می آید به آن روزهایی که مریم قجر در زندان بود در مقر ما فضای خوبی حاکم نبود. یک سری از چاپلوسان پشت سر هم درخواست به آتش کشیدن خودشان را می دادند اما من از خدا می خواستم که دولت فرانسه حکم زندان را برای مریم قجر به اجرا بگذارد و از شر او خلاص شویم.

یک سری هم که می گفتند ما لب به غذا نمی زنیم ولی در پشت پرده آنقدر می خوردند که تا مرز ترکیدن می رفتند. این واقعیاتی بود که به عینه می دیدم.

غروب بود که از طریق بلند گو ابلاغ کردند همه می رویم زمین صبحگاه (محلی که چند روز پیش حشد الشعبی رژه خودش را انجام داد.)

همه ما را سوار خودروهای آیفا کردند و به زمین صبحگاه بردند. به زمین صبحگاه رسیدیم. بعد از یک ساعت یکی از زنان رده بالای فرقه رفت پشت میکروفن و گفت همه گوش کنید، همین الان خبری به دست ما رسید که خواهر مریم آزاد شد و شروع کردند به شادی و ترانه گذاشتن و یک سری کاسه داغ تر از آش، شروع کردن به رقصیدن. من هم که ماتم برده بود با خودم می گفتم حیف شد او را آزاد کردند .

اما این داستان تمام نشد. بعد از چند روز شادی مجدد مسئول مقر ما مرضیه نشست گذاشت و می خواست گوش مرا در نشست بکشد. نشست با توزیع شیرینی شروع شد؛ شیرینی آزادی مریم، مرضیه شروع کرد به صحبت کردن و در ادامه گفت فیلم را دیدید که در خارجه هوادارهای ما چکار کردند. خودشان را به آتش کشیدند و این کارشان جهانی شد و ما در اشرف چکار کردیم؟ چه بهایی را پرداختیم؟ فواد، بیا پشت میکروفن. من هم رفتم پشت میکروفن، در اینجا بگویم که من خیلی زود می خواستم فرقه را ترک کنم و ترسی نداشتم. مرضیه در ادامه گفت یکی مثل این فؤاد جرئت نکرد یک چوب کبریت روشن کند و زیر انگشت خود بگیرد و به خواهر مریم دهن کجی کرد. این را که گفت اکثر افراد حاضر در نشست شروع کردند به بد و بیراه گفتن به من. من هم داشتم جوش می آوردم. مرضیه همه را ساکت کرد و گفت فؤاد حرفی داری بزنی؟ من هم گفتم کدام زندان؟ برادر گفته بود که زندان های اروپا هتل است خواهر مریم زندان نبود در هتل بود. وانگهی این همه مسئول در مقر ما هستند چرا به آتش زدن خود اقدام نکردند؟ این را گفتم و سقف سالن را روی سرم خراب کردند. مجددا مرضیه همه را ساکت کرد و به من گفت می دانی چیه؟ تو ضد انقلابی. ضد خواهر مریم هستی. ضد برادر هستی، باید زبانت را از حلقومت بیرون کشید. من هم در دلم به او گفتم باش تا صبح دولتت بدمد .

در ادامه گفت فعلا دست به هیچ کاری نزن. من هم از خدا خواسته در اختیار خود بودم و برای خودم می چرخیدم. خدا لعنت کند مریم قجر را. وقتی از فرقه جدا شدم و به تیف رفتم یکی از نفرات که با من محفل داشت از فرقه جدا شد و به تیف آمد. مرا که دید، گفت در مقر زهره قائمی معدوم، مسئول مرضیه برای ما نشست گذاشت و گفت آرزو دارم در آینده ایران فواد بصری به چنگ من بیفتد و خرخره او را بجوم. کار خدا را دریابید. زهره قائمی به سزای اعمالش رسید و فواد بصری در وطن خودش ایران زندگی می کند.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=30393

نوشته های مشابه

10شهریور
جریان فاسد
روایتی مستند از فسادهای اخلاقی منافقین پیش از انقلاب اسلامی

جریان فاسد