• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

روی خط

شامورتی بازی منافقین به دنبال لو رفتن مکان نگهداری از تاکسیدرمی رجوی؛ بازیگردان‌های طویله‌ مانز به فکر بستن راه جدایی نیروها هستند منافقین از این محراب وحشت داشتند گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید

روایتی کوچک از خیانت فرقه رجوی و خودفروشی آنان به صدام بعثی

«پیشمرگان صدام»

  • کد خبر : 23613
  • 28 آذر 1398 - 12:04
9809 4

فرقه رجوی گذشته از ترور هزاران نفر از مردم بی‌گناه ایران، در طول ۸ سال دفاع مقدس، خیانت‌های بسیار زیادی در حق هم‌وطنان خود، مرتکب شده است.

خیانت‌های آنها آن قدر زیاد بود که گروه‌های ضدانقلاب خارج‌نشین هم آنان را خائن به وطن خطاب می‌کردند.

نیروهای اجیر شده رجوی با استقرار در خاک عراق و بهره‌برداری از سلاح و تجهیزات اهدایی صدام، به عنوان «پیشمرگان صدام»، گاهی در حمله به خاک ایران، از عراقی‌ها جلوتر بودند!

این‌جا نمونه‌ای کوچک از خیانت فرقه رجوی و خودفروشی آنان به صدام بعثی را می‌خوانیم.

بهمن ماه ۱۳۶۴ جمهوری اسلامی ایران با عملیات والفجر ۸، توانست شهر و بندر فاو عراق را تصرف کند.

فاو فاقد هرگونه سکنه شخصی بود و فقط یگان‌های نظامی در آن مستقر بودند. در آن‌جا چند پایگاه موشکی قرار داشت که با موشک‌های ۹ متری، شهرهایی مثل دزفول را هدف قرار می‌دادند و مردم بی‌گناه را به خاک و خون می‌کشیدند.

با فتح فاو، دزفول از بُرد موشک‌های صدام خارج شد.

یکی‌دو هفته‌ای از فتح فاو می‌گذشت. هرکدام از واحدها به‌خصوص واحد اطلاعات عملیات نیروهای ایرانی، در ساختمانی در شهر فاو مستقر بودند و فقط تابلویی جلوی آن نصب بود که مثلا نوشته بودند «موقعیت شهید حسین کریمی». هر روز واحد تدارکات با وانت، ناهار نیروهای مستقر در شهر را می‌آورد و توزیع می‌کرد.

یکی از روزها، پیرمرد رزمنده‌ای که اتفاقا پسرش از نیروهای اطلاعات و عملیات بود، پسر خود را دید و به او گفت:

-شما جدیداً در فلان جای شهر مقر زده‌اید؟

پسر با تعجب گفت: نه. ما اون‌جا نیرو نداریم. مقر ما در فاو، فقط همین جاست که ما هستیم. چطور مگه؟

پیرمرد با تعجب گفت: وقتی برای پخش غذا می‌رویم، یک نفر از ساختمانی که جلوی آن تابلو زده‌اند موقعیت شهید عباسی، با قابلمه می‌آید و برای ۱۰ نفر غذا می‌گیرد.

-خب شاید بچه‌های واحدهای دیگر باشند؟

– نه. چون وقتی ازش پرسیدم شما از کدام واحد هستید، عین شماها سرش رو انداخت پایین و از جواب دادن طفره رفت.

آن شب، بچه‌های اطلاعات سپاه ساختمان را محاصره کردند و توانستند ۱۰ نفر از نیروهای فرقه رجوی را بازداشت کنند.

آن‌ها که نیروهای نفوذی بودند، از همان روزهای اول عملیات، در آن جا مستقر شده بودند و با لباس و تیپ و لباس‌های ایرانی، از رزمندگان اسلام اطلاعات کسب می‌کردند و با بی‌سیم به عراق اطلاع می‌دادند.

روایت از: حمید داوودآبادی

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=23613

نوشته های مشابه

10شهریور
جریان فاسد
روایتی مستند از فسادهای اخلاقی منافقین پیش از انقلاب اسلامی

جریان فاسد