ضجه و سوزش منافقین از حضور جهان در بدرقه رهبر شهید ایران
ضرورت پیوند خوردن دو مطالبه مردم آلبانی در خیابانها / تا زمانی که لانه تروریستها در مانز فعال است، آلبانی در معرض تهدید دائمی قرار دارد
قیام خونخواهان امام شهید در جهان علیه تروریستِ قمارباز / هیچ پناهگاهی در این کره خاکی نداری
امامجمعه اردبیل: تشییع رهبری، همهپرسی مقبولیت جمهوری اسلامی / مراسم باشکوه رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که اردوگاه ترور شکست خورده است / به تروریستها میگوییم که به اقیانوس جمعیت نگاه کنید، دق کنید و بمیرید
آیا پاریس به میزبانی از تروریستها پایان میدهد؟
آشنایی با کارگاه تولید آشغالهای رسانهای در لانه موشهای تیرانا / گدایی یک تکه استخوان از سفره موساد، تنها هنر تهماندگان منافقین در آلبانی است
مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی میچرخد
علت عربدهکشی نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران
ظاهرا منافقین تحت فشار شدید اعضا در داخل و خارج گروهک درباره اینکه سرنوشست مسعود رجوی و این که او کجاست؟ چه می کند؟ و چرا درباره مهمترین تحولات مربوط به ایران و گروهک حرفی نمیزند یا موضع نمی گیرد مجبور شده است که چنین نمایش مضحکی را اجرا کند.
عکس پدری که لحظه های پایانی عمر را به عشق دیدن روی فرزند دلبندش در پشت سیاج های زندان اشرف به انتظار نشسته. چراغ عمر را بر درختی آویخته و ازدحام افراد بی اندیشه که از مرگ می هراسند به تماشا نشسته است.
سند اول: در تاریخ ۳۰ آبان سال ۱۳۸۶ سایت شبکه تلویزیونی فاکس نیوز مقالهای به قلم یکی از سرکردگان منافقین منتشر نمود که در این مقاله آمده است: «متخصص اتمی عالیرتبه محسن فخری زاده و فریدون عباسی، برنامه تحقیقاتی اتمی نظام را در دانشگاه موسوم به امام حسین اداره میکنند.
که در سال۱۳۸۰ ناگهانی و پنهانی از خانواده ام جهت کار و مهاجرت به اروپا، ابتدا به کشور ترکیه عزیمت نمودم و در کارواشی دراستانبول مشغول به کار شدم تا بتوانم به مقصد برسم و همانجا بود که با فردی آشنا شدم به نام بهزاد که ایرانی بود و وقتی علت آمدنم را جویا شد وعدۀ ردیف شدن کارهای مهاجرتم را داد سپس ملاقات های روزانه شروع شد
بعد از سرنگونی صاحب خانه (صدام حسین) مسعود رجوی دل به آمریکا سپرد تا شاید کشتی به گل نشسته جنگ آزادیبخش نوین و تحلیل های غلط را با ناوگانهای جنگی به ساحل نجات برساند و حال این دکل سرنگونی که مسعود رجوی در سال ۶۷ آنرا دیده بود با این توافق دود شد و به هوا رفت .
بله قطعاً من تا حال حاضر همچنان عضو فرقه رجوی و در بیخبری و تحت القائات ذهنی و کنترل روانی فرقه بودم و امکان خلاصی و نجات نداشتم. در ضمن در زندان در سوریه با ترفندی به ما قرص ظاهراً کاهش فشار خون دادند که البته قرص روانگردان بود و ما تقریباً هنگام انتقال بیهوش بودیم و نمیدانستیم چه اتقافی دارد میافتد و قرص سیانور هم در مأموریت سوریه به همراه نداشتیم. اگر داشتم و امکانش بود حتماً از آن استفاده میکردم چون زنده تحویل ایران داده شدن برایمان مرز سرخ بود.
منصورشعبانی درجمع خانواده های چشم انتظارگیلک جلسه سوم – قسمت اول برغم درخواست مکرر شمار زیادی ازخانواده های چشم انتظارگیلک درخصوص دیدارشان با آقای منصورشعبانی عضوجدیدالورود به خاک وطن و کانون پرمهرخانواده درماه مبارک رمضان بخاطرروزه داربودن مخاطبین محترم آنهم درگرمای شدید ؛ جلسه مذکوربه تاریخ شنبه مورخه سوم مردادماه ۱۳۹۴ بعدازماه نازنین وپربرکت رمضان […]
و از همین وضع معلوم که همه اعضاء نگون بخت باید بشینند سر توافق اتمی و عبور از نقطه عطف گزارش بنویسند و اعتراف کنند که جز برادر مسعود هیچ کس این بند نگرفته و از نقطه بند عطف عبور نکرده و فقط برادر مسعود توانسته عبور کند ! خخ
من در مصاحبه اول موفق نشدم نظر آنها (فهیمه اروانی) را جلب کنم به همین دلیل مرا به بخش اطلاعات ارتش (حمید آراسته- عبدالرضا- خسرو ملک پور) تحویل دادند.
خبر آزادی عیسی اکبرزاده را به برادر برزگوار و زحمت کش خانواده های متحصن چهارساله،
آقای محمداکبرزاده و تمامی خانواده های چشم انتظار تبریک می گوئیم .
ماحصل ۲۵ سال مغزشویی وکنترل ذهن دریک دستگاه دروغپردازمافیای تشکیلات مجاهدین به نقطه ای رسیده بودم که بازگشت به ایران مطلق برایم غیرقابل باوروپذیرش بود وانتخاب گزینه بازگشت به ایران را مترادف پذیرش آگاهانه ومختارانه شکنجه واعدام می دیدم. لذا در میانه طوفانی ازشک وتردید ازهمان کمپ تحت حمایت آمریکایی ها (TIPE) درمصاحبه با مسول وکارشناس کمپ گزینه انتقال به خارج کشورومشخصا کشورسوئد که پناهندگی اش را داشتم ؛ انتخاب کردم .