ضجه و سوزش منافقین از حضور جهان در بدرقه رهبر شهید ایران
ضرورت پیوند خوردن دو مطالبه مردم آلبانی در خیابانها / تا زمانی که لانه تروریستها در مانز فعال است، آلبانی در معرض تهدید دائمی قرار دارد
قیام خونخواهان امام شهید در جهان علیه تروریستِ قمارباز / هیچ پناهگاهی در این کره خاکی نداری
امامجمعه اردبیل: تشییع رهبری، همهپرسی مقبولیت جمهوری اسلامی / مراسم باشکوه رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که اردوگاه ترور شکست خورده است / به تروریستها میگوییم که به اقیانوس جمعیت نگاه کنید، دق کنید و بمیرید
آیا پاریس به میزبانی از تروریستها پایان میدهد؟
آشنایی با کارگاه تولید آشغالهای رسانهای در لانه موشهای تیرانا / گدایی یک تکه استخوان از سفره موساد، تنها هنر تهماندگان منافقین در آلبانی است
مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی میچرخد
علت عربدهکشی نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران
نامۀ گروهی از جداشدگان مجاهدین در اروپا
به کمیساریای آلبانی در اعتراض به قطع حقوق جداشدگان
چرا وبه چه دلیل ارتش عراق توپ و تانک و زره پوش و انبوهی امکانات و تجهیزات وادوات نظامی دراختیارفرقه رجوی گذاشت چه قبل و چه بعد ازعملیات مروارید ویا به عبارتی درست ترعملیات کرد کشی؟
نجات یافتگان در آلبانی را دریابید. “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است حدود یکسال و نیم قبل سایت نجات یافتگان در آلبانی شعار بالای صفحه اینترنتی خود را به متن زیر اختصاص داده بود: اجازه ندهید در آلبانی قلعه اشرف ساخته شود http://www.iran-azadi-albania.com/ اما متأسفانه به دلیل مماشات کمیساریای عالی پناهندگان با فرقه مجاهدین و […]
در همان روز های اول علی با شخص رجوی در افتاد او فکر نمی کرد که رجوی سر قدرت با کسی شوخی دارد یک تصوری از سازمان اولیه در ایران داشت که می توانستی حرف بزنی
توطئه های سازمان مجاهدین برعلیه جداشده ها در آلبانی
“صوت العراق” نامۀ خانم ایران پور در پاسخ به مقالۀ یاسری مزدور فرقۀ رجوی را منتشر ساخت
بازهم حرف مفت و بی مالیات مریم رجوی! خوب گفته اند که حرف وادعای مفت ، بی مالیات است وخانم مریم رجوی، به نیابت ازسوی مسعود رجوی ودراصل با اشاره ودستوراو، هرچه حرف مفت به مغزش میآید و یا ادعایی که به ذهنش خطور میکند، به سادگی آب خوردن و درمعافیت ازمالیات، مطرح میکند! با […]
منافقین به دنبال ایجاد قلمرو مخصوص خود در آلبانی هستند
یک روز در خانه نشسته بودیم که از گروه نجات که یک گروه مردمی و متشکل از افراد جداشده از سازمان مجاهدین بود تماس گرفتند و گفتند قرار است یک گروه از خانواده ها از سرتاسر ایران برای دیدار با افراد در بند رجوی به عراق و اشرف بروند آیا حاضرید شما هم کاروان انجمن نجات را همراهی کنید.
نیروهای عراقی متاثر از این همه شور با ما همدل شده اند، به پایین می آیم و به پشت دیوار حایل باز میگردم، نیروی عراقی، نرگس بهشتی و برادرش را به نزدیک ترین نقطه فرستاده، در یک قدمی مجاهدین خلق. با دیدن من به زبان عربی میگوید تو هم بیا. می روم و رو در رو و چشم در چشم می گویم: برادر مجاهدم، محبوبان بلند بالای شیرازیم را بیاور ببینم. اما او نه تنها توجهی نمی کند بلکه سرباز عراقی را فرا میخواند و به زبان عربی می گوید، این ها را عقب بران. خون در رگهای غیرتم به جوش می آید، به مقابل او میروم و می گویم، من ناموس احمدرضا و محمدرضا ایرانپورم، شرف و غیرت تو را چه شده است که با زبان مادری با من سخن نمی گویی و از سرباز اجنبی می خواهی مرا عقب براند. دلاور مردی مازندرانی خود را به جلو رسانده و از میان پرده دست دوستی به سوی یکی از مجاهدین خلق دراز می کند. او دستش را گرفته، دست داده و می بوسد.