افشای خیانتهای تاریخی جریان بهائیت؛ از همکاری با نظام سلطه تا دعوت رسمی از ترامپ برای حمله به ایران / هشت میلیون نفر در دنیا آلوده به فکر مسموم بهائیت هستند
روایت یک زن بازنشسته از فریب منافقین در کرج / فکر میکردیم به جشن تولد میرویم!
مسئولیت تاریخی ایرانیان در جنگ تمدنی با شیطان بزرگ
دو جریان مزدور، یک ارباب / وقتی خائنی به خائن دیگر خاک بر سر میگوید
بررسی اهداف احتمالی منافقین از حضور در مقابل مدارس آلبانی؛ از محتمل بودن ارتباط با مراکز کودکآزاری «اپستین» تا تلاش برای جلوگیری از اخراج / دولت آلبانی پیش از آنکه دیر شود باید اقدام کند
سکوت در برابر تروریسم عریان به چه معناست؟
پشت نقاب دینیِ جریان باطل منافقین چیست؟ /مذهب، ابزاری برای نمایش و فریب
پرسهزنی پیرمادههای منافقین بازهم در مقابل مدارس آلبانی / تفالههای شیطان طرح سوءاستفاده از نوجوانان آلبانیایی را کلید زدند
بیجار رحیمی، عضو نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی که برای خرید عید کریسمس به همراه دوستانش به بازار تیرانا رفته است، از حال و هوای این روزهایش و از روزهای تلخ اسارت میگوید.
علیمحمد رحیمیآلاشتی، عضو انجمن نجات آلبانی در گفتوگویی از خاطرات اسارت در فرقه رجوی و نجات خود روایت کرد.
آیتالله شیخ علی حسن شریفی از شاگردان و همراهان حضرت امام در نجف اشرف در گفتوگویی از ماجرای نپذیرفتن درخواست ملاقات مجاهدین خلق توسط امام روایت کرد.
محمدرضا ترابی، از نجات یافتههای فرقه تروریستی رجوی، روایتی از شرایط زندگی خود در کمپ پناهندگان آلمان و شیرینی پس از آن منتشر کرد.
«من با افتخار این را میگویم که از روزی که عضو انجمن نجات آلبانی شدم، حس جمع بودن و حس ایرانی بودن خودم را بهتر و بهتر پیدا کردم.»
«الان بیش از دو دهه است از واقعه حمله به برجهای دوقلومی گذرد و نه تنها رویای خیالی رجوی برای رفتن به ایران و سرنگونی محقق نشد بلکه تمامیت فرقه با خفت و خواری به فرسنگها فاصله از مرزهای ایران واقع در کشور آلبانی و در مکانی ایزوله شده منتقل شدند […]
«روی حرفم با جوانان وطنم در کشورهای مختلف است که گول حرفها و وعدههای پوشالی اینها را نخورند و گول مادههای مریم قجر را نخورند. اینها فقط برای بیرون از تشکیلات است.»
محمدرضا ترابی در روایتی از ماجرای خودسوزیهای سال1382 گفت: وقتی که درخواست خودسوزی ندادم تا چند سال احساس شرم داشتم. دست آخر در یک نشست جمعی با مسعود رجوی رفتم پشت میکروفن و به نوعی از وی طلب بخشش کردم.
رجوی در سال 1380 نشستهای بزرگ برگزار کرد چون میخواست از همه زهر چشم بگیرد. وی میدانست کسانی که عزم جزم کرده بودند بروند، مقابل او و دیگر سران ایستادند و کوتاه نمیآیند.
گرفتن تعهدهای رنگارنگ، سیاق ثابت و روش جاری فرقه رجوی برای بدهکار کردن همیشگی اعضا و بستن دست و پای افراد در هر شرایطی است.
جان انسانها برای رهبری سازمان ارزشی نداشت، ما همچون سربازان یک بار مصرف، مهره رجوی در بازی شطرنج بودیم.