• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

روی خط

گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید ماده خفاشی به نام «مهناز» به سمت دربان اولی برای محافظت از تاکسیدرمی رجوی رسید / منافقین «مردار سیاسی» هستند حساب‌های اینستاگرام فعالان آلبانیایی در بحبوحه اعتراض‌های«ضد دولتی» بسته شد 

روایت «علی زمانی» از ماجرای بردن ۳۰ عضو فرقه رجوی به کلیسایی در تیرانا

  • کد خبر : 49901
  • 06 دی 1403 - 12:26

علی زمانی، عضو جداشده از فرقه رجوی در تیرانا در یادداشتی به بهانه میلاد حضرت مسیح نوشت: اوایل که به آلبانی آمده بودیم، مسئولین سازمان در کمپ «اشرف ۳» به اعضای سازمان وانمود می‌کردند که ورود سازمان به آلبانی باعث رونق اقتصاد این کشور شده است. حتی احمد واقف به اعضای سازمان می‌گفت که تا چند سال دیگر نصف خاک آلبانی را خریداری خواهند کرد و با دبدبه و کبکبه خاصی به این باور بودند که مانند دوران صدام در عراق، دستشان در آلبانی نیز بسیار باز است.

kilisa

یکی از مسئولین ارشد سازمان، ظاهراً با یک کشیش صحبت‌هایی کرده بود که در شب میلاد حضرت مسیح، اعضای سازمان به کلیسایی در تیرانا بیایند و در مراسم شرکت کنند. اتوبوسی آماده کردند و با تلاش‌های زیاد، چند نفر را راضی کردند که سوار اتوبوس شوند. ما که حدود ۳۰ نفر بودیم، راهی مراسم شدیم.

وقتی جلو کلیسا از اتوبوس پیاده شدیم، مسئولین و اعضای بالای سازمان ما را وارد کلیسا کردند. در داخل کلیسا، فضای روحانی حاکم بود و اهالی در حال دعا و نیایش‌های خاص خود بودند که ناگهان ما با لباس‌ها و کاپشن‌های سیاه وارد کلیسا شدیم. مردم آلبانیایی که داخل کلیسا بودند، با دیدن ما شوکه شدند و به نظر می‌رسید که فکر کردند داعش حمله کرده است.

مسئولین سازمان تصور می‌کردند که در کلیسا برای ما فرش سرخ انداخته و نیمکت‌ها را در جلو خالی کرده‌اند و همه ما را به جلو هدایت کردند. اما به سرعت متوجه شدند که هیچ جای خالی وجود ندارد و حتی برخی از اهالی به صورت ایستاده در حال نیایش بودند. مسئولین سازمان ناچار شدند ما را، البته به صورت کنترل شده، در کلیسا پراکنده کنند تا دقایقی بایستیم. من از این فضایی که ایجاد کرده بودیم، بسیار خجالت می‌کشیدم و واقعاً برای ما خجالت‌آور بود.

مسئولین ما را قبل از اتمام مراسم مجبور کردند که کلیسا را ترک کنیم و سوار اتوبوس شویم. نکته جالب این خاطره برای من این بود که ما و مسئولین سازمان فکر می‌کردیم که کلیسا برایمان فرش سرخ انداخته است و حتی تصور می‌کردیم که این مکان در روز میلاد مسیح به سازمان تعلق دارد. این نتیجه انزوای چندین ساله ما از جامعه بود که مسئولین و ما هماهنگ با عرف جامعه نبودیم و مسئولین سازمان با کنکاش به این واقعیت پی بردند که کلیسا مکانی برای نیایش و دعاست و به سیاست‌های رجوی هیچ توجهی ندارد.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=49901

نوشته های مشابه

10شهریور
جریان فاسد
روایتی مستند از فسادهای اخلاقی منافقین پیش از انقلاب اسلامی

جریان فاسد