• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

روی خط

گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید ماده خفاشی به نام «مهناز» به سمت دربان اولی برای محافظت از تاکسیدرمی رجوی رسید / منافقین «مردار سیاسی» هستند حساب‌های اینستاگرام فعالان آلبانیایی در بحبوحه اعتراض‌های«ضد دولتی» بسته شد 

روایت رضا مزگی‌نژاد از نحوه برخورد با بیماران در فرقه رجوی

میدان دادن به مریضی نشان از زندگی طلبی دارد / دکتر «صالح» کپسول را با نمک پر می‌کرد!

  • کد خبر : 39263
  • 13 اردیبهشت 1402 - 12:36
reza mazagi

رضا مزگی‌نژاد، عضو نجات یافته از فرقه رجوی با بیان روایتی از سال‌های حضور خود در مناسبات این فرقه و نحوه برخورد با افراد بیمار نوشت: من سالیان سال مشکل کلیه داشتم و یک بار هم زیر عمل کلیه رفتم. وقتی به دکتر داخل تشکیلات فرقه مراجعه می‌کردم می گفتند که چیزی نیست. همه مشکل کلیه دارند. چرا این قدر به خودت سخت می گیری و دست باز به مریضی خودت می دهی. اگر ۴۰ درجه تب هم داشتی نباید به مریضی خودت میدان بدهی. میدان دادن به مریضی نشان از زندگی طلبی دارد.

یکسری هم زمانی که من در اشرف بودم، زمستان بود و من سرمای سختی خورده بودم و گلودرد شدیدی داشتم. از فرمانده ام اجازه گرفتم تا پیش دکتر صالح بروم و دارو دریافت کنم. در ابتدا فرمانده قبول نکرد و با بیان این که همه سرما خورده ایم و چیز خاصی نیست از من خواست تا به سر کارم برگردم.

من اصرار کردم که حالم خوب نیست و نمی توانم بروم سرکار. گفتم اول می روم پیش دکتر بعد اگر توانستم می آیم سر کار. فرمانده گفت باشه اما سریع برگردی سرکار. نروی بخوابیا.

پیش دکتر صالح که رفتم گفت بله سرما خوردی. آب نمک غرغره کنی خوب می شود.

گفتم دکتر صالح گلویم خیلی درد می کند و سر و بدنم بی حال است. اگر می شود یک قرص سر درد به من بدهید. من نمی توانم آب نمک غرغره کنم. دکتر صالح قبول کرد و چند عدد کپسول به من داد. یکی از کپسول ها را که خوردم بعد از نیم ساعت بالا آوردم. یکی از دوستان که باهم بودیم گفت چرا حالت این طوری شد؟ گفتم نمی دانم. بعد از این که قرص خوردم حالم بد شد. دوستم گفت ببینم چه قرصی خوردی؟ قرص را که دید گفت دکتر صالح به تو کپسول نمک داده. بله دکتر صالح کپسول ها را پر از نمک کرده بود و به من داده بود. شما نگاه کنید این تازه یک نمونه از جنایت های این فرقه است. آدم جرأت نمی کرد به دکتر خودشان مراجعه کند. سران سازمان معتقد بودند که افراد تمارض می کنند که پیش دکتر می روند.

در یک نمونه دیگر در اشرف بودیم یکی از بچه ها که اسمش را نمی برم، مسئولیت باغچه را داشت. او در حین کار با داس دست خودش را پاره کرده بود اما از ترس این که شب در نشست زیر انتقاد قرار نگیرد، خودش رفته بود و انگشتش را با نخ معمولی دوخته بود. وقتی از او پرسیدند که چرا به دکتر مراجعه نکردی در جواب گفته بود از ترس حسابرسی فرمانده ام، ترسیدم بروم دکتر.

او ترسیده بود که در نشست عملیات جاری به خاطر مراجعه به دکتر مورد انتقاد قرار بگیرد.
مزگی نژاد با بیان این که از این فاکت ها در داخل تشکیلات مجاهدین خلق بسیار زیاد بوده است، می گوید: این فرقه ای است که دم از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر می زند.

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=39263

نوشته های مشابه

10شهریور
جریان فاسد
روایتی مستند از فسادهای اخلاقی منافقین پیش از انقلاب اسلامی

جریان فاسد