• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

روی خط

گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید ماده خفاشی به نام «مهناز» به سمت دربان اولی برای محافظت از تاکسیدرمی رجوی رسید / منافقین «مردار سیاسی» هستند حساب‌های اینستاگرام فعالان آلبانیایی در بحبوحه اعتراض‌های«ضد دولتی» بسته شد 

روایتی از غلامعلی میرزایی، عضو نجات یافته از فرقه رجوی

سرِ «فرهاد رهبر» به دستور «نسرین سپهری» رنگ ساختمان ریختند

  • کد خبر : 36452
  • 24 آبان 1401 - 13:17

به دستور نسرین سپهری دو تن از زنان فرقه رجوی قوطی های رنگ ساختمان را روی سر فردی به نام فرهاد رهبر که نمی خواست در نشست های طلاق فرقه شرکت کند ریختند و او را با همان سر و وضع به نشست آوردند.

mirzaee

به گزارش فراق، غلامعلی میرزایی از انجمن نجات مرکز لرستان در روایتی به بهانه دروغ های فرقه رجوی در مورد آزادی های فردی و اجتماعی نوشت:

در سال ۷۳ یکی از زنان فرقه به نام (مرضیه . ق) که در حال حاضر زندگی آزادی را در بیرون از این سازمان انتخاب کرده، یک روز در محل استراحت مخصوص زنان یک ترانه از خانم مرضیه با این مضمون: الهی خیر نبیند آن کس که مرا از تو جدا کرد، در حال گوش کردن بوسیله ضبط صوت بود که به مهوش سپهری (نسرین) خبر می دهند که این خانم دارد ترانه گوش می کند و شعر این ترانه به طلاق بر می گردد. مهوش سپهری هم بلافاصله به محل رفته و دستور کتک کاری را صادر نمود. این خانم تا چند هفته در اتاقی زندان بود و بعد از چند هفته که در محوطه ما او را دیدیم هنوز کبودی زیر چشمانش از بین نرفته بود .

فرد دیگری به نام فرهاد رهبر را می شناختم که نمی خواست در نشست های طلاق شرکت کند. او را در یک نشست جمعی بردند و حسابی کتک زدند و سپس با فحش های رکیک او را از نشست بیرون انداختند به شرط اینکه تا فردا فکرهایش را بکند و بیاید جواب مثبت بدهد. روز بعد او تصمیم خود را برای جدایی از سازمان گرفته بود در محوطه نزدیک پارک کودکان نشسته بود که به دستور نسرین سپهری دو تن از زنان سازمان قوطی های رنگ ساختمان را روی سر او ریختند و او را با همان سر و وضع به نشست آوردند. نسرین سپهری فریبکارانه و چون می دانست تصمیم او چیست، در آن نشست گفت ما به انقلاب چنین فردی نیاز نداریم و او را ببرید. بعد از نشست دیگر هیچکس فرهاد رهبر را ندید و معلوم نشد چه بلایی بر سر او آوردند. این بود سرنوشت کسانی که با سازمان در افتادند و به دنبال آزادی بودند. آزادی در سازمان مجاهدین خلق این چنین است.

انتهای پیام / فراق

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=36452

نوشته های مشابه

10شهریور
جریان فاسد
روایتی مستند از فسادهای اخلاقی منافقین پیش از انقلاب اسلامی

جریان فاسد