ضجه و سوزش منافقین از حضور جهان در بدرقه رهبر شهید ایران
ضرورت پیوند خوردن دو مطالبه مردم آلبانی در خیابانها / تا زمانی که لانه تروریستها در مانز فعال است، آلبانی در معرض تهدید دائمی قرار دارد
قیام خونخواهان امام شهید در جهان علیه تروریستِ قمارباز / هیچ پناهگاهی در این کره خاکی نداری
امامجمعه اردبیل: تشییع رهبری، همهپرسی مقبولیت جمهوری اسلامی / مراسم باشکوه رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که اردوگاه ترور شکست خورده است / به تروریستها میگوییم که به اقیانوس جمعیت نگاه کنید، دق کنید و بمیرید
آیا پاریس به میزبانی از تروریستها پایان میدهد؟
آشنایی با کارگاه تولید آشغالهای رسانهای در لانه موشهای تیرانا / گدایی یک تکه استخوان از سفره موساد، تنها هنر تهماندگان منافقین در آلبانی است
مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی میچرخد
علت عربدهکشی نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران
وقتی سخنان مریم رجوی در مقابل جلسه استماع کمیته کنگره آمریکا در ارتباط با داعش را خواندم، یاد احمد چلبی افتادم که با دادن اطلاعات دروغ به سیا دست آمریکا را برای حمله به عراق مسلح کرد. خیانتی که بهای آن را مردم عراق با چند میلیون کشته و ویرانی کشورشان و از بین رفتن تمامی زیر ساخت های اقتصادی کشور به شکلی که هنوز بعد از گذشت ۱۲ سال از جنگ عراق نتوانسته است از زیر بار آن قد راست بکند.
گروهک منافقین در سایت خود اخیرا مدعی شده است که هماکنون ۹۰ درصد جمعیت کشور ایران درگیر بحران اعتیاد هستند» د بیش از ۷۰ میلیون نفر از جمعیت کشور معتاد هستند
مهران کاکاوند در سال ۱۹۹۱ از فرمانده هان دسته تانک ارتش دست ساز رجوی بود که در کشتار کردها در اطراف شهر جلولا و خانقین در داخل عراق فعالانه شرکت داشت و در اطراف شهر خانقین بعد از کشتار کردها با افتخار می گفت دسته تانکی که وی فرماندهی می کرده صدها کرد کشتار کرده است .
مگر ما جداشدگان چه حرفی برای مردم کوچه و خیابانهای پاریس و دیگر نقاط جهان داریم که این چنین برای فرقه رجوی مشکل ساز شدهایم. آری من و ما قسم خورده ایم که تا نابودی رجوی و فرقه کثیفش ثانیه ای آرام ننشینیم و تا به آخر یعنی تا نابودی نام و رسم و مرام رجوی ساکت ننشینیم و مریم قجر را هم همانند مسعود خائن به گور بفرستیم انشاالله
قبل از انقلاب ۵۷ در یکی از خیابانهای تهران نو ازدحام جمعیتی را دیدم ، روی حس کنجکاوی جلو رفتم و بدن تکه پاره شده ی ماموری را با وحشتی وصف ناپذیر دیدم. سوال کردم که چه اتفاقی افتاده؟ آنجا بود که نام مجاهدین خلق را مردم به زبان میاوردند. البته این گروه تروریستی را نمی شناختم و با خودم فکر میکردم اینها از کجا آمده اند؟ چه می گویند و هدفشان چه هست و چطور میشود که این آدمکشان براحتی در این مملکت جولان می دهند؟ تکه هایی از مغز و لباس مامور روی درخت پرتاب شده بود و دود غلیظی اطراف خانه ای را گرفته بود که بعداً متوجه شدم خانه تیمی خرابکاران بود. به سختی از میان انبوه جمعیت بیرون آمدم و مدت زمان زیادی ذهنم درگیر این صحنه دهشتناک بود.
سازمان در یک برهه ی زمانی (دهه ۶۰ شمسی) با توجه به اینکه تعداد مردان بیشتر از زنان بود و اکثریت مردان مشکل جنسی و عاطفی داشتند… و درخواستهای مکرر برای ازدواج با خواهران را به سازمان اعلام میکردند…. سعی بر این داشت که زنان را به عقد مسئولان سازمان در بیاورد …. سازمان با این کار ابلهانه فکر میکرد اگر زن مجردی نباشد… مردان رده پایین ناامید میشوند و دیگر دست از پافشاریشان مثلا ازدواج با فلان خواهر، می کشند!!
فرقۀ رجوی با پخش تراکتهای دروغ و تهمت علیه جدا شدگان در فرانسه و توهین به حق حاکمیت دولت فرانسه پرونده اش را سنگین تر ساخت
قاضی ضد تروریست فرانسه شکایت اینجانب را ضمیمۀ پروندۀ ابریشمچی کرد تا موقع محاکمۀ او مطرح شود
نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین
مریم رجوی پیرزنی که با برده فروشی ارتزاق می کند امروز بر اثر پیری به ازکارافتادگی نزدیک شده است.
البته خواهر مریم قول بهترین وکلا که ساعتی ۱۰۰۰ دلار می گیرند را به وی داده و تا شاید خیالش آسوده شود مگر مقاومت سراسری و سرگردان ما چلاق است و مگر آل سعود و عربستان عزیز می گذارند ما تنها بمانیم بهترین امکانات در بهترین مکان را برای عبور از این بلیه انقلاب تدارک می بینند تا دادگاهی شدن ما نیز از سر بگذرد آنچنان سیخی که از کباب میگذرد.
اما یک احتمال دیگر نیز به شدت مطرح است و آن این که مسعود رجوی به هلاکت رسیده است.
این احتمال از آن رو مطرح است که اگر او زنده بود قطعا باید در مقابل سقوط اشرف، فرار اعضا محاصره لیبرتی و… به عنوان رئیس منافقین موضع میگرفت ولی طی دو سال گذشته موضعی از او دیده نشده است. از این رو عدهای معتقدند یا او مرده و یا در یک تصفیه درون گروهی توسط مریم قجر سرش زیر آب شده است.
من یک آرزو بیشتر ندارم آرزویم اینست که تمام آن افرادی که الان در لیبرتی اسیر فرقه رجوی هستند اینها بیایند به دنیای آزاد و خودشان انتخاب کنند و بیایند به دنیای آزاد وصل شده و خودشان هر که خود می خواهند انتخاب کنند و خودشان آزادانه؛ ولی واقعیت اینست که ما که بیش سه دهه در سازمان بودیم تا کنون چه منفعتی داشتیم؟ آیا در عراق غیر از مزدوری و پادویی برای عناصر دون پایه در عراق کاری دیگر کردیم؟ آیا در عراق غیر از خدمات بی حساب و کتاب و بیخودی برای عشایری که به اصطلاح می خواستیم بگوییم که اینها پایگاه مردمی ما هستند در عراق کاری دیگر کردیم و منفعتی برای ما داشت؟ آیا رجوی بخاطر خیره سری پنجاه و دو تن را در اشرف به کشتن نداد؟ آیا همین الان نفرات بخاطر حداقل های پزشکی یکی و یکی در لیبرتی نمی میرند؟ چرا ما به آگاهی و اختیار خود مان خیانت کنیم و به چه دلیل؟