گروهک تروریستی منافقین که امروز خود را همسو با کردها جا میزند، ۴۵ سال پیش پدر و پسری از این تبار را به گلوله بست که تمام عمر خود را برای عزت، علم و دین مردم کُردستان صرف کرده بودند.

به گزارش فراق، همزمان با تلاش مذبوحانه گروهک تروریستی منافقین برای موجسواری بر احساسات کردهای شریف و بازتعریف خود به عنوان «مدافع حقوق کردها»، مرور پرونده سیاه این گروهک جنایتکار، پرده از تناقضی عمیق برمیدارد. جریانی باطل، مزدور و خائن که امروز بر طبل دروغین حمایت از کُرد میکوبد، در سالهای ابتدای انقلاب اسلامی، قامتهای رفیع علمی و دینی اهل سنت را که سرمایههای واقعی کردستان بودند، آماج تیر کینه خود قرار دادند.
شهیدان ملاعلی جلالیزاده و مسلم جلالیزاده، پدر و پسر کردزبان، نماد پیوند ناگسستنی «علم و عمل» و «دین و انقلاب» در کردستان بودند. پدری عالم به علوم دینی، مبارز علیه استبداد پهلوی و فرزندی دانشآموخته حقوق قضایی دانشگاه تهران، هر دو برخاسته از متن جامعه کُرد و صدای واقعی مردم محروم ژاورود. اما وقتی منافقین جایگاه این دو چهره محبوب را دیدند، تنها یک راه حل مقابلشان دیدند: ترور.
از تبلیغات پوشالی تا گلولههای بزدلانه
سرکردگان این گروهک تروریستی که امروز برای فریب افکار عمومی شعار حقوق کردها سر میدهند، در شب نوزدهم تیرماه ۱۳۶۰، پدر و پسری را که پس از اقامه نماز عشا و بازگشت از مسجد محله قطارچیان سنندج، قصد ورود به خانهشان را داشتند، از کمینگاه به رگبار بستند. ملاعلی جلالیزاده، عالم شافعی مذهب که اجازه افتاء از مفتی کردستان داشت و به جرم مبارزه با رژیم پهلوی هفت ماه در زندانهای ساواک شکنجه شده بود، و فرزندش مسلم که با تفسیرهای قرآنی خود در صدا و سیمای مرکز کردستان، دسیسههای تفرقهانگیز منافقین را خنثی میکرد، در یک شب به شهادت رسیدند.
اینکه سازمان منافقین، یک روحانی برجسته اهل سنت را که از طرف بیش از صد هزار کرد شافعی مذهب نامه پشتیبانی به امام خمینی (ره) نوشته بود، آماج گلوله قرار دهد، عمق کینه این گروهک با «کرد واقعی» را آشکار میکند. ملاعلی جلالیزاده کسی بود که در دوران خفقان پهلوی، خوانین محلی و اشغالگران خارجی را به چالش کشید و معیشت مستضعفان کرد را فریاد زد.
افشای ماهیت ضدانسانی منافقین
نکته عبرتآموز در این جنایت، نحوه برخورد منافقین با نخبگانی است که حاضر به بازی در زمین بیگانگان نشدند. وقتی منافقین از همراهی این عالم دینی ناامید شدند، چون دیدند نفوذ کلام او هویت ضددینی و نفاق آنان را نزد مردم کرد افشا میکند، اقدام به ترور فیزیکی کردند. این سناریو امروز هم در قامت «دفاع از کردها» تکرار میشود؛ همان جریانی که دیروز متفکران کرد را ترور میکرد، حالا به دروغ دایه مهربانتر از مادر شده است.
مسلم جلالیزاده نیز، دانشجوی حقوق قضایی دانشگاه تهران، الگویی از نسل جوان کرد بود که با سلاح منطق و استدلال، تفرقهافکنی منافقین میان مسلمانان را رسوا میکرد. ترور او دقیقاً در همان مقطعی رخ داد که صدا و سیمای کردستان از برنامههای قرآنی او برای روشنگری افکار عمومی بهره میبرد. منافقین نه فقط این پدر و پسر، بلکه نماد «پیشرفت» و «آگاهی» در کردستان را به شهادت رساندند.
امروز همان گروهک که دستش به خون عالمان و نخبگان کرد آلوده است، با ژستهای عوامفریبانه از حقوق کردها دم میزند. پرسش اینجاست: کدام وجدان بیداری میپذیرد که قاتلان «ملاعلی و مسلم جلالیزاده» صدای کردها باشند؟ کردستان بزرگ، مردانی چون این پدر و پسر شهید را به یاد دارد که در خط مقدم مقابله با فتنه منافقین ایستادند و با خون خود، وطنفروشان را برای همیشه رسوا کردند.
پیکرهای این دو مجاهد کردزبان، درحالی در «بهشت محمدی» سنندج در کنار هم آرام گرفتهاند که منافقین هنوز هم در تقلای تطهیر چهره جنایتکار خود، سعی دارد بر زخمهایی که خود بر پیکر ملت کُرد وارد کرده، سرپوش بگذارد. تاریخ، اما فراموشکار نیست؛ کسانی که تیر کینه بر سینه دو کردِ دانشمند و انقلابی نشانه رفتند، هرگز نمیتوانند با شعارهای توخالی، از حافظه مردم کردستان پاک شوند.
انتهای پیام

































