علی رضوانی، از اعضای سابق منافقین که حالا در اروپا به سر میبرد، در اوایل دهه هفتاد به جرم نپذیرفتن اصل مسخره «انقلاب ایدئولوژیک مریم»، از نگاه سر خر باند خران، یک مهرهٔ مزدور شناخته شد.

به گزارش فراق، بر اساس همان منطق پوسیدهٔ سر خر که «هر که با ما نیست، بر ماست»، علی روانهٔ سیاهچالهای مخوف این جریان شد و طعم تلخ شکنجههایشان را چشید.
از آنجا که علی فیلمبردار این باند جنایتکار بود و از جلسات و ملاقاتهای خصوصی رجوی فیلمهایی ضبط کرده بود که پر از اطلاعات دردسرساز برای گروهک بود، خودِ سر خر شخصاً پا پیش گذاشت تا به خیال خامش علی را از رفتن منصرف کند.
او با همان حیله همیشگیاش، پیشنهادی سراسر وقاحت به علی داد: تو آزادی که به جز مریم، فهیمه اروانی و اعضای ستاد فرماندهی، با هر کس که دلَت خواست زندگی کنی. من همین امروز دستور میدهم همان نفری که میخواهی را بیاورند تا با تو زندگی کند. در بغداد برایت خانه میگیرم، بهترین امکانات را در اختیارت میگذاریم و خرجتان را هم میدهیم. برو زندگی خودت را بکن، اما فقط از جمع زبالههای خلق جدا نشو.
بعد از یک ساعت چانهزنی، رجوی ادامه داد: «اگر از خواهران ستاد فرماندهی هم خوشت آمده، من شخصاً با آنها صحبت میکنم. شاید دلشان به رحم آمد و پذیرفتند که بیایند با تو زندگی کنند.» آخر سر هم با حالتی متظاهرانه نظر علی را پرسید: «دربارهٔ این رویه چه فکر میکنی؟ پیشنهاد بدی نیست، هست؟»
اما علی، در برابر این وقاحت ایستاد و جواب دندانشکنی به سر خر باند خران داد: «من اهل معامله و کثافتکاری نیستم و نمیخواهم پیش شما خائنین بمانم.» و سپس پرده از چهرهٔ پلیدشان برداشت: «زن در دستگاه ایدئولوژیک تو، هیچی نیست جز یک ابزار و کالای جنسی. مگر این زنان حیوان و بخشی از اموال شخصی تو هستند که با این وقاحت پیشنهادشان را به من میدهی؟ تو که همیشه دَم از تساوی حقوق زن و مرد میزنی، پس حق انتخاب باید با خود زن باشد، نه با تو که برای قدرتت آنها را مثل برده خرید و فروش میکنی.»
انتهای پیام

































