این شبها زنها در اجتماعات خیابان صدرنشیناند. این را حتما از زبان خیلی از رسانهها و تحلیلگران شنیدهاید. و البته پرسش از علتش را: این جلوه از بعثت مردم چرا انقدر پررنگ است؟

مثل بسیاری از جلوههای دیگر حضور مردم در این ایام و در ایام جنگ تحمیلی دوم، ما با یک پدیده جدید بیسابقه روبرو نیستیم، بلکه ظرفیتی همیشگی بنا بر موقعیت تازهای ظهور جدیدی پیدا کرده است. چنانکه رهبری در روز ۱۲ بهمن وقتی حرف از مبعوثشدن مردم میزند به تکرار پدیده اشاره میکند و میگوید قبلا چنین شده این بار هم شد و دوباره هم خواهد شد! یعنی اساسا بعثت یک چنین اتفاقی است.
در بخش نبوت طرح کلی، رهبر شهید انقلاب در توصیف بعثت گفته کسی مبعوث میشود که یک درونمایه قوی دارد که او را برای به دوشکشیدن مسوولیت مستعد میکند. بهزعم من یکی از آن استعدادها که در زنان غلبه دارد، امکان خلق اثر بزرگ در میدانهای کوچک است که پیش از این هم بوده اما چون در خیابان رقم نخورده به چشم نیامده اما دستاوردهای بزرگی داشته است.
زنها از خیر کوچک نمیگذرند برای همین مشمول سنت الهی هم میشوند و مسیر انجام کارهای بزرگ برایشان فراهم میشود. مثلا خیلیها در روزهای اول تجمعات خیابانی به کمبود پرچم اشاره میکردند. در چنین موقعیتی زنان چه میکنند؟ وقتی دیدند هیچ نهادی دستشان را نمیگیرد از همان ظرفیت پیرامون با کمکهای مردمی پول هر تعداد پرچمی که بتوانند را جور میکنند و از اولین بازار میخرند و با وسواس کامل دانهدانه توزیعش میکنند. و این کار وقتی ضریب میخورد در تعداد بیشتری از جمعهای زنانه دو اتفاق رخ میدهد: افراد از درون احساس کنشگری و اثرگذاری دارند، در میدان هم باری از دوش نهادهای فرهنگی برداشتهاند.
یکی از بهترین مثالها برای نشاندادن این ظرفیت که به تمامه ادا شد، اما هرگز صورتبندی نشد و به اشاره کامل درنیامد مربوط به ایام بحران کروناست. در آن ایام اغلب کشورهای صنعتی با مشکلات عمدهای مواجه بودند از جمله بحران کمبود ماسک؛ و دولت هم منتظر نشسته بود تا با ورود کرونا به ایران با این بحران مواجه شود. زنها چه کردند؟ تا شنیدند ماسک در کشور نایاب شده به این فکر کردند که چطور مشکل را حداقل در خانه خودشان برطرف کنند. چرخ خیاطیهای خانه را راه انداختند و با پارچههای بلااستفاده خانه برای خانواده خودشان ماسک دوختند. الگو را در گروههای مجازی گذاشتند و بقیه هم همین کار را در خانه کردند. بعد چرخ خیاطیها منتقل شد به مسجد و کمکم پارچهها از بازارهای تعطیل به مسجدهای فعال منتقل شد و مشکل ماسک در حد محله رفع شد. بعد کار به دوختن گان پزشکی هم رسید. و از تجمع اینها یک مساله مهم در کشور حل شد. نکته این است که در نقطه صفر کسی نگفته بود چگونه مشکل ماسک مملکت را حل کنم. که اگر میگفت هرگز چرخ خیاطی خانه و تکه پارچه توی کمد به کار نمیآمد. اما هر زنی اول به محیط خودش فکر کرد، کوچک به کار آمد، بزرگ پشت سرش خلق شد. چنانچه با درمانهای خانگی بار زیادی از هجوم به بیمارستانها و صف بیماران در پیادهروها و تشدید بیماری از همین تجمعات برداشته شد.
دولت محل خلق اثرهای کلان است که در مواقع بحران یا جنگ دچار برخی کجکارکردیها میشود. هرچقدر بارش سنگینتر باشد در این مواقع امور بیشتری زمین ماند. اگر در موقعیت غیربحران از ظرفیتهای کوچک حل مساله حفاظت شود در چنین شرایطی به هم میپیوندند و حل مساله میکنند.
حالا که این استعداد به چشم آمده و در میدان دارد به بهترین شکل خودش را نشان میدهد، وقت آن است که بیش از گذشته به رسمیت شناخته شود و برای روزهایی که دیگر دفاع خیابانی لازم نبود مصادیق دیگری پیدا کند و همچنان در امر وطنداری امکان مشارکت خلق کند و امتداد داشته باشد.
فاطمه رایگانی
انتهای پیام

































