• امروز : چهارشنبه - ۲۰ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 10 June - 2026
عضو جداشده از تشکیلات مجاهدین خلق:

دولت عراق از منافقین علیه مردم خودش استفاده می‌کرد / کشتن زنان و کودکان بی‌گناه در جریان عملیات فروغ جاویدان

  • کد خبر : 54624
  • 03 دی 1404 - 10:03

عضو جداشده از تشکیلات مجاهدین خلق گفت: دولت عراق از گروهک منافقین علیه مردم خودشان استفاده می‌کرد.

court2025 39 10

به گزارش فراق، فتح‌الله اسکندری، در جلسه ۵۰ محاکمه منافقین در دادگاه ایران اظهار کرد: یک روز بعد از عملیات مرصاد، ما را از زندان برای شرکت در این عملیات وارد خاک ایران کردند. در مسیری که ما را می‌بردند، می‌دیدیم که پمپ بنزین شهر اسلام‎آباد ایران به آتش کشیده و یا مزارع مردم که اکثراً گندم‌زار بودند را به آتش کشیده بودند یا خودرو‌های شخصی مردم که از دست اینها فرار کرده بودند را سوزانده بودند.

وی گفت: من بودم، خیرالله ذاکری، ناصر محمدی و جواد خوینی بودند و اولین نفر که فرار کرد آقای ذاکری سرباز پیوسته بود که لحظه‌ای طول نکشید که در بی‎سیم‌هایشان اعلام کردند، فردی که فرار کرد را کشتیم. دو نفری که با ما بودند با من فاصله داشتند مثلاً من در دسته یک بودم. آن‌ها در دسته دو و سه بودند. فردی به نام سعید بود. فرمانده تیپ ۴۰۰ سازمان بود که دستور داد، این دستگیر کنیم و عقب بفرستیم چراکه دوستاش همگی فرار کردند ولی از جواد خوینی تا حالا خبری نشده است.

وی گفت: زمانی که دستم را بستند و پشت کامیون نظامی با کشته شده‎هایشان بار زده و به عقب جبهه فرستادند، یک لحظه دیدم که از پشت سرم کسی روی زمین صدایم می‌کند، برگشتم دیدم ناصر است که شدیدا مجروح شده بود. کفشش را درآورده و دستانش را از پشت بسته بودند و چهار- پنج نفر از اعضای منافقین بالای سرش مسلح ایستاده بود و بعد از آن تاریخ از این آدم هم هیچ خبری نشد.

وی گفت: بعد از چندین ماه در کتابی که سازمان منتشر کرده بود، این افراد را به عنوان شهید خود اعلام کرده بود. در صورتی که این افراد را خودشان کشته بودند. به طور مثال نفر اول خیرالله ذاکری را که کشتند فاصله‌ام با او خیلی کم بود.

قاضی دهقانی، گفت: این افراد را خود سازمان می‌کشت؟

وی گفت: بله، زمانی که ذاکری را کشتند در بی‎سیم از فرمانده تیپ گردان ۴۰۰ شنیدم که گفتند فردی را که فرار کرد، کشتیم.

فتح‌الله اسکندری، از اعضای جدا شده گروهک منافقین، تصریح کرد: در این شرایط مردم بی‌پناه بودند و آنها که ادعا کردند برای خلق می‌جنگند کوچکترین کمکی به این مردم نمی‌کردند. مثلاً فردی خودرویش خراب شده بود و نمی‌توانست از جاده خارج کند، آنها این خودرو‌ها را با تانک یا ماشین زرهی از جاده پرت می‌کردند تا مسیر خودشان باز شود. رجوی در رابطه با فتح تهران خودش هم می‌دانست که نمی‌تواند چنین غلطی بکند ولی به این نیاز داشت چرا که در جمع‎بندی عملیات فروغ جاویدان منافقین در اشرف، می‌گوید: درست است که ما در این عملیات پیروز نشدیم ولی ما در عراق بیمه شدیم. این مهم‌ترین هدفی بود که مسعود رجوی بعد از این عملیات به آن اقرار کرد.

وی ادامه داد: دولت عراق از این گروهک علیه مردم خودشان استفاده می‌کرد. بخاطر همین با کشته شدن اعضای زیاد سازمان محبوبیت بیشتری در دولت عراق پیدا کردند. بعد از این بود که دولت عراق تسلیحات سنگین به منافقین داد. به گفته شخص مسعود رجوی، عراقی‌ها یک تیپ رزمی زرهی خود را حذف کرد و تمامی تجهیزاتش رو به منافقین داد.

 قاضی سوال کرد: شما خودتان دیدید افرادی از تیپ‌ها یا گردان‌ها به سمت مردم غیرنظامی شلیک کنند و مردم را شهید کنند؟

این شاهد عینی، پاسخ داد: وقتی از مرز در حال ورود به ایران بودیم تعداد زیادی از ماشین‌هایی که متعلق به مردم عادی بود (مثل ژیان و نیسان) را کنار جاده دیدم که کاملا آسیب دیده بودند و در کنار این ماشین‌ها، جنازه‌های مردم شخصی که مثلاً کودک و زن بودند وجود داشت. آنها حتی در تاریکی شب یک گله گوسفند که به آنها نزدیک می‌شد را به رگبار آتش بسته بودند. لاشه‌های گاو و گوسفند کنار جاده ریخته بود. من این موارد را با چشم خودم دیدم. یا مثلاً پمپ بنزین شهر اسلام‌آباد را کاملا سوزانده بودند و چیزی از آن باقی نمانده بود.

وی ادامه داد: سال ۷۲ مسعود رجوی یک نشستی را تحت عنوان نشست حوض. در این نشست جلوی چشم رجوی و با حضور بیش از ۴۰۰ نفر یک شخص به نام جواد زائریان را شکنجه دادند. یکی از خواهرانش نیز به نام فاطمه زائریان از کشته شده‌های رجوی بود. با شروع جلسه، رجوی شروع کرد از امام حسین (ع) تعریف کردن و از اینکه امام حسین (ع) در شب عاشورا چراغ‌ها را خاموش کرده و از یارانش خواسته که اگر کسی نمی‌خواهد در جبهه او باشد می‌تواند آزادانه راهش را انتخاب کند و برود. مسعود رجوی می‌خواست از این فرصت برای تثبیت جایگاه خودش استفاده کند. در آن جلسه همه چراغ‌ها را خاموش کرد و گفت حالا هر کس که نمی‌خواهد با ما باشد برود در حالی که آن ساختمان کاملا توسط نیرو‌های عراقی و نیرو‌های سازمان محاصره شده بود.

فتح‌الله اسکندری، از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، گفت: چراغ‌ها را روشن کردند و اعلام شد که اگر کسی می‌خواهد برود، اعلام کند. یکی از اعضا به نام جواد دستش را بالا برد و گفت که می‌خواهد برود. با اشاره مسعود رجوی، تیم‌هایی که از قبل آماده شده بودند تا اگر کسی قصد داشت علیه مسعود رجوی موضع بگیرد بلایی سرش بیاورند که برای دیگران درس عبرت شود.

اسکندری ادامه داد: در جمع، آن فرد را به‌قدری کتک زدند که برخی از مسئولان دور او را می‌گرفتند تا دیگران نتوانند دخالت کنند. در حالی که از سوی فرماندهی صحنه، با اشاره دست به افراد مشخص‌شده دستور داده می‌شد که او را بزنند. این فرد از حدود ساعت ۱۱ شب تا نزدیک اذان صبح، به‌طور مداوم مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. این یکی از جنایت‌هایی بود که در حضور مستقیم مسعود رجوی اتفاق افتاد. علاوه بر مسعود رجوی، تقریباً اکثر مسئولان ارشد سازمان مثلا مهدی ابریشمچی، شیلا دیهیم، سپیده ابراهیمی، زهره اخیانی، مهوش سپهری و حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از اعضای سازمان در محل حضور داشتند.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا این افراد در ضرب‌وشتم دخالت داشتند یا دستور انجام آن را صادر کردند، اظهار کرد: یک فرمانده صحنه مشخص وجود داشت که اگر چنین اتفاقی رخ داد چه کسی فرماندهی را برعهده گیرد، فرید دیوانی، فرمانده صحنه بود. با اینکه بروز می‎داد من مراقبم سایرین ضربه نزنند، اما من شاهد بودم که با اشاره دست به افرادی که از قبل آماده شده بودند، دستور می‌داد که او را بزنند. زمانی که اشاره می‌کرد، افراد جلو می‌رفتند و ضرب‌وشتم را انجام می‌دادند. این اقدامات کاملاً برنامه‌ریزی‌شده و در قالب شکنجه اعضا انجام می‌شد.

اسکندری ادامه داد: در درون تشکیلات، برای این اقدامات از اصطلاحات خاصی استفاده می‌کردند. می‌گفتند ما داریم مانع می‌شویم، یعنی اجازه نمی‌دهیم فرد طعمه حکومت ایران شود و مدعی بودند که دارند او را نجات می‌دهند در حالی که با ضرب‌وشتم شدید استخوان‌های فرد را می‌شکستند و بلایی سرش می‌آوردند که دیگر حتی جرأت نکند بگوید نمی‌خواهد در سازمان بماند.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=54624