آلبانی در آتش خشم
رجوی چگونه «دامن آمریکایی» پوشید؟
اعدام و مصادره اموال در انتظار هرگونه همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی / قانون با شدیدترین مجازاتها به دنبال خائنین است
هزینههای سنگین میزبانی اجباری از منافقین بر دوش مردم آلبانی / شهروندان آلبانیایی: اگر تروریستها را اخراج نکنید، مالیات نمیدهیم / «بمب ساعتی» در قلب بالکان!
عقد تفاهمنامه «مبارزه با تروریسم» در آلبانی توسط کشوری که تروریست به آلبانی تحمیل کرد
نقش راهبردی زنان در امنیت اعتقادی و فرهنگی
روایت خانوادههای قربانی تروریسم در کتاب «فرشتهها گریه نمیکنند» / وقتی جنایتِ بیرحمانه گروهک منافقین خانه یک کارگر را به جهنمی از آتش تبدیل کرد
اکران آنلاین نمایش «ترور» بهزودی آغاز میشود
اطلاعات جدیدی از ماجرای بازگشت دوباره «رحمان محمدیان» به آغوش فرقه رجوی به دست رسیده که نشان میدهد نامبرده در ماههای اخیر با فرقه ارتباطگیری کرده بود.
مجاهدین به اصطلاح خلق! یا همان منافقین که با شعار دفاع از خلق قهرمان به پا خاسته بودند پس از کشتار هزاران خلق ایرانی، از کشور گریخته و در بیابانهای عراق زیر سایه و قامت صدام آرام گرفتند.
داستان زندگی مادر ثریا عبداللهی روایتی تلخ و در عین حال الهامبخش از عشق مادرانه، استقامت و مبارزه با ظلم میباشد. او بیش از دو دهه است که برای رهایی تنها پسرش، امیراصلان حسنزاده، از چنگال فرقه رجوی تلاش میکند. این فرقه که با وعدههای فریبنده شغل و پناهندگی در اروپا، جوانان را به دام […]
صد البته که برای من شخص عبدالرحمان هیچ ارزشی ندارد که به او بپردازم، ولی به عنوان یک فرزندکه پدرم اسیر فرقه رجوی است، کینهام به شخص رجوی ملعون بیشتر و عزمم برای انتقام گیری از وی جزمتر شد.
فرقه رجوی از روز گذشته نامهای از طرف شخصی به نام «عبدالرحمان محمدیان» را مدام در رسانههای خود بزرگنمایی میکند؛ شاید برخی این شخص را بشناسند و یا نه، اما من به اختصار خدمت شما عرض میکنم که موضوع چیست.
امروز مطلبی در رسانه منفور فرقه تروریستی رجوی خواندم که در آن رحمان محمدیان، یکی از نجات یافتههای فرقه خزعبلاتی از تجربیات خود در طول سال های اخیر بیان کرده بود. بنده کاری به دروغ و چشم پوشیدن محمدیان بر شرافت و مردانگی خود ندارم اما از آن جا که در این متن علیه خانوادههای […]
خدا را شکر میکنم که دوباره به زندگی برگشتم و توانستم آزادانه با خانوادهام ارتباط برقرار کنم.
فرقه رجوی هر ساله همزمان با 14 اسفند ماه، سالروز درگذشت دکتر مصدق برای خود بساط نیرنگ و فریب تدارک میبیند.
آیا تا به حال کابوسی وحشتناک شما را گرفتار کرده و زندگیتان را به تباهی کشانده است؟ ممکن است پاسخ شما به این سوال متفاوت باشد، اما برای من و تکتک کسانی که روزگاری را در آن مکان وحشتناک سپری کردیم، هرگز فراموش نمیشود. زیرا لحظه به لحظه در آنجا با دردهای بیدرمان دست و […]
در تشکیلات رجوی، هیچچیز جز بدبختی، بیچارگی، دوری از خانواده و محدودیتهای فراوان وجود نداشت. اما در سال ۲۰۱۷ که از این تشکیلات جدا شدم و وارد دنیای آزاد شدم، معنای واقعی زندگی را فهمیدم. امروز هر لحظه از زندگیام را دوست دارم. زندگی با تمامی شادیها و غمهایش برای من معنی پیدا کرده است.
من در نشستهای مختلفی از مسئولین سازمان مجاهدین خلق شنیده بودم که میگفتند: ما از هیچ دولت، شخصیت و ارگانی نمیترسیم، ما فقط از بریدههای خودمان میترسیم چراکه از همه چیز ما خبر دارند و داخل مناسبات بودهاند.