وقتی ماستی ریخت ولی جهان به کام کاسهلیسان نجاستخوار نگشت! / سرکرده منافقین چطور به عراقیها خیانت کرد؟
مریم قجر عضدانلو، میمون یزید
نقش منافقین در واقعه کربلا
احتمال استرداد سرکردگان منافقین به ایران
شرکت خدماتی منافقین با پولهای حاصل از مزدوری چه میکند؟
تصویر جدید لو رفته از عجوزه منافقین بدون گریم
مرگ اجباری در خیابانهای پاریس، تنها گزینهای که اختیاری بود!
چرا موش منافقین به خاطر مریم خودش را نسوزاند؟
۱۳ آبان، روزی است که جوانان انقلابی ایران، طومار جاسوسی و توطئه را در هم پیچیدند و به جهانیان اثبات کردند ملتی که طوق بردگی بیگانهگان را بر گردن خود نیاویزد، میتواند بزرگترین ابرقدرت زمانه را به زانو درآورد.
استقلال بهعنوان یکی از ریشهدارترین مطالبات ملت ایران، نه صرفاً شعاری سیاسی، بلکه راهبردی تمدنی و شرط بنیادین تحقق هویت، عزت و پیشرفت کشور است؛ مفهومی که از انقلاب اسلامی تا امروز محور مقاومت در برابر سلطهجویی قدرتهای جهانی بوده است.
تجربه مصاحبهشوندگان از زندگی چریکی چیزی مثل ساختن خانهای روی آب و به عبارت بهتر ساختن خانهای در دهانه آتشفشان است که هر لحظه انتظار فوران و دگرگونی در آن وجود دارد.
کشتار مردم به جرم ظاهر اسلامی آنها، اوج شقاوت و در عین حال درماندگی تشکیلات جنایتکار منافقین است و با هیچ عنوانی مگر «تروریسم کور» نمیتوان از آن یاد کرد.
«مسعود رجوی شبها با زنان و دختران تشکیلات نشست خصوصی برگزار میکرد و به آنان دستور میداد دور او جمع شده و او را در آغوش بگیرند. این ابلیس برای تسخیر زنان، باقیمانده چای خود را به آنان میداد تا به عنوان تبرک بنوشند!»
تروریسم امروز فراتر از یک پدیده امنیتی، به یک دکترین تهاجمی علیه بنیانهای نظم و توسعه کشورها تبدیل شده است.
سوءاستفاده از وجهه و موقعیت اهالی هنر یكی از حربههایی است كه تشكیلات تروریستی مجاهدین خلق برای كسب محبوبیت در بین ایرانیان خارج از كشور و جلب نظر هواداران آنها به سوی خود، به شدت آن را دنبال میكرد.
«کارشناسان میگویند آلبانی که زمانی کشور مبدا قاچاق جنسی بود، اکنون به کشور مقصد گروههای مختلف تبهکار تبدیل شده است که زنان را به این کشور حوزه بالکان میآورند.»
خدام گلمحمدی یکی از اعضای بریده تشکیلات تروریستی مجاهدین بود، که موقع تنظیف سلاح، فرصتی به دست آورد، بنزین روی خودش ریخت و با آتش زدن فجیع بدنش، به زندگی مشقتبارش در مقر منافقین پایان داد.
خدیجه اشرفالسادات مرتضایی، با نام هنری «مرضیه»، خوانندهای که روزگاری صدایش برای برخی خاطرهساز بود، سرانجامی جز انزوا و مرگ در غربت در پیوند با تشکیلات خائن و تروریستی منافقین نداشت.
در میان مکانیسمهای کنترل ذهن که در تشکیلات تروریستی منافقین به کار گرفته میشود، «نشستهای غسل» جایگاهی ویژه و شرمآور دارد.