مادران، قربانیان فراموش شده – قسمت ۵و۹
محبوبه حمزه – کشور کانادا
آقای مصطفی محمدی، پدر سمیه، پس از اعدام یکی از بستگان همسرش٬ در دهه هفتاد همراه با خانواده از ایران خارج شد. او برای سهولت پروسه پناهندگی٬ کیس هواداری سازمان مجاهدین خلق را انتخاب کرد و از آن پس٬ به دلیل دینی که نسبت به سازمان احساس می کرد٬ در کشور کانادا به عنوان یکی از هوادارن سازمان مجاهدین خلق فعالیت نمود.
خانم محبوبه حمزه مادر سمیه محمدی در نامه ای به دخترش نوشته است:
دل نوشته خانم محبوبه حمزه به دخترش سمیه محمدی
دخترکم سمیه ام تولدت مبارک
خانواده ی محمود ذوالقدری ساکن یکی از روستاهای حومه ی قزوین و خانواده ای بسیار صمیمی و مهربان هستند. چند برادر در یک خانه ی قدیمی بسیار بزرگ، همراه با مادر زندگی می کنند. محمود فرزند دیگر این خانواده است که اکنون در لیبرتی و یکی از اسیران تفکرات فرقه ی تروریستی رجوی می باشد.
ما که حدود چهار سال پشت درب ها و سیاج های اشرف همراه با خانواده های دیگر به تحصن نشسته بودیم و در چند همایش بزرگ که همراه خانواده های عراقی برگزار شد شرکت داشتیم؛ شاهد بودیم که اگر ما خانواده ها و سربازان عراقی مانع نمی شدیم همان تعداد خانواده ها که حدودا صد نفر بیش نبودند سیا ج ها را پاره کرده و به داخل اشرف یورش می بردند ولی ما چون از نیرنگ ها و خیانت های این فرقه ی دجال آگاه بودیم با خواهش و التماس مانع شدیم. چون می دانستیم این فرقه به محض این که تحت فشار قراربگیرد به نفرات دستور خواهد داد تا با دیوار انسانی یا بهتر بگویم با کشتن یا با آتش زدن خودشان و یا با خود زنی هایی که انجام می دهند جان فرزندانمان را به خطر بیاندازد. دیدیم که سرکرده این فرقه با تصمیم های نادرست خود اشرف را که زمانی ناموس خود می دانست ترک کرد و تعداد زیادی از فرزند انمان را به عمد باقی گذاشت و به کشتن داد. همچنین در یک شوی تلویزیونی مسخره، تعداد دیگری را با ترفند تحصن خشک روانه بیمارستان کرد.
لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=6469
- ارسال توسط : feraghnews.ir

دخترم سمیه در سال ۱۹۹۸ به عراق رفت که در آن زمان در سن نوجوانی بود و فهمیدم که به سبب تبلیغات و شایعات دروغی که سازمان در کانادا پخش کرده بود به طرف سازمان گرایش پیدا کرده است. بعد از آن فهمیدم که سازمان اقدام به جذب دختران و پسران جوان بین ۱۲ تا ۲۰ سال کرده است و با فریب و نیرنگ ویزای آن ها را گرفته و سمیه و جمعی از دوستانش در بین این فریب خوردگان از سال ۱۹۹۸ بودند .
از حکومت عراق می خواهم تا به من در خروج فرزندم از این تنگنایی که در آن وجود دارد کمک کند و من به حکومت عراق تعهد می دهم که دخترم بی گناه است و هیچ فعالیت ضد مردم عراق ندارد جز این که او از طرف مافیای سازمان مجاهدین خلق با خدعه جذب شده است. این مافیا هیچ بویی از انسانیت نبرده است.”


آقا مسعود، برادر محمود ذوالقدری در ادامه می گوید: مدت چند ماهی از برادرم خبری نشد.
ما جمعی از خانواده های افراد محصور در اردوگاه لیبرتی، اکنون در عراق به سر می بریم و برای ملاقات با عزیزان و فرزندان مان دیروز یکشنبه ۲۴ ژانویه مقابل این اردوگاه مستقر شدیم و با گروه اعزامی از جانب ملل متحد که برای بازدید از لیبرتی آمده بودند، روبرو گردیدیم.































