خاطرات جالب حمیده عرب از سفر کاروان خانواده ها به عراق
لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=6385
- ارسال توسط : feraghnews.ir
مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی میچرخد
علت عربدهکشی نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران
مبارزه با «بورژوازی» در حمامهای آلبانی / منافقین از دایره شمولیت انسان خارج شدند
تبیین تاریخی شهید بهشتی درباره انتظار خیر و کمک داشتن از دشمن
منافقین یک مشت تروریست فاقد هرگونه مبنای ذهنی و اعتقادی هستند
حضرت مهدی(عج) منتقم تمام خونهای بهناحق ریختهشده در عالم / منافقین در لباس مسلمانان با امام حسین(ع) جنگیدند
پاریس خرمهره منافقین را دادگاهی کرد
وقتی ماستی ریخت ولی جهان به کام کاسهلیسان نجاستخوار نگشت / سرکرده منافقین چطور به عراقیها خیانت کرد؟
من یک سیستانى هستم . عضو کوچکى از خانواده هاى دردمند اسیران دربند رجوى که با کاروانى بزرگ از شهرها و استانهاى مختلف عازم عراق شدیم. من همراه مادر و خواهرم به اتفاق همدردان بلوچ که آنان نیز از شهر خودشان یک روز تا مرکز استان را طى طریق کرده بودند راهى شدیم.تقریبا از شهرى که ما عازم شدیم تا مرز عراق سه شبانه روز در راه بودیم ولى خستگى راه ، من و همراهانمان را از هدفى که در پیش داشتیم مایوس نکرد. این خستگى بیشتر براى مادرم و همراهان پیر و دردمند نمایان بود ولى یک امید همه را صبور کرده بود .بالاخره بعد از سه شبانه روز به مرز رسیدم در پایانه همه ما به دنبال یک آشنا بودیم .همدردانمان قبل از ما رسیده بودند و همه منتظر رسیدن آخرین کاروان یعنى کاروان سیستان و بلوچستان بودند.