سرنوشت کودکان در جریان فاسد منافقین، روایتی تلخ از کودکانی است که به بهانه جنگ از خانوادههای خود جدا شدند.

به گزارش فراق، محسن زال در کتاب «سازمان مسعود» به تشریح روندی میپردازد که در آن، جدایی کودکان از خانوادهها به یک الزام تشکیلاتی تبدیل شده و اعضا باید عاطفه خانوادگی خود را انکار میکردند.
محسن زال مینویسد:
«همه اعضا باید طوری وانمود کنند که گویی علاقه بین آنها و فرزندانشان بریده شده و در عوض، این عاطفه به سمت رجوی سمت و سو گرفته است؛ چنانکه در ظاهر، دیگر فرزندی در زندگی مادی آنها وجود ندارد.»
این اتفاق باید در ذهن آنها نیز بیفتد؛ گویی اصلا چنین فرزندانی به کار نبودهاند.
رجوی، سر خر منافقین در نشستی میگوید پرسش از وضعیت بچهها، رفتن در دام رژیم است و از این رو، پرسش از وضعیت آنان «مساله» و تناقض محسوب میگردد.
آری این گونه بچه در ادبیات سرخر منافقین به «خرچه» تبدیل میشود [مسعود در نشستی بچهها را خرچه میخواند] و علاقه به آن، جا ماندهای از دوران بورژوازی و بتپرستی به حساب میآید.
انتهای پیام

































