• امروز : سه شنبه - ۲۴ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 15 September - 2026

روی خط

منافقین صدای رجوی را با هوش مصنوعی تولید کرده و به خورد اعضای طویله دادند روزی که آیت‌الله طالقانی صد لعنت به منافقین و فتنه‌گرها فرستاد / روایت تشرهای تند آیت‌الله به رجوی شامورتی بازی منافقین به دنبال لو رفتن مکان نگهداری از تاکسیدرمی رجوی؛ بازیگردان‌های طویله‌ مانز به فکر بستن راه جدایی نیروها هستند منافقین از این محراب وحشت داشتند گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت

شیون همیشگی منافقین برای لاشه سیاسی عناصری که هویت خود را به حراج می‌گذارند

محمد ملکی؛ مُهره‌ای که تمام قد در خدمت ماشین خیانت ایستاد

  • کد خبر : 56291
  • 07 مرداد 1405 - 14:54

گروهک تروریستی و دست‌نشانده منافقین، طبق عادت همیشگی، برای لاشه سیاسی عناصری که هویت خود را به حراج گذاشته‌اند، شیون و اشک تمساح راه می‌اندازد.

به گزارش فراق، محمد ملکی یکی این عناصر است که نه خود و نه خانواده‌اش، هیچ‌گاه هویت مستقلی نداشتند و تعریفشان از زندگی تنها در «تابعیت محض» از سردمداران نفاق معنا پیدا می‌کرد.

12

این مُهره فاقد ریشه و اصالت، که روزی در هیبت یک چهره به ظاهر دانشگاهی فرو رفته بود، در باطن چیزی جز یک بلندگوی اجاره‌ای برای پخش سموم دیکته‌شده از سوی اربابان منافق خود نبود. او مصداق بارز یک ابزار بود که چون طوطی، کلمات و اتهامات نخ‌نما شده اربابان خائنش را علیه ایران تکرار می‌کرد.

نکته مضحک و در عین حال رسواکننده، فقدان مطلق استقلال فکری در این مُهره و خانواده‌اش است. فرزندش عمار ملکی نیز، همچون پدر، خط سیر زندگی خود را با دنباله‌روی از نوکران بالفطره غرب در کانادا و فرانسه ترسیم کرده است. این خاندان وطن‌فروش، با ژست منتقد بودن که امروز نیز از آن‌ها کم نداریم، عملاً پل ارتباطی اربابان خارج‌نشین با پروژه‌های براندازانه در داخل بودند و از هیچ تلاشی برای خیانت علیه منافع ملت ایران و خوش‌خدمتی به دشمنان قسم‌خورده این آب و خاک دریغ نکردند.

Document4 0001

ملکی در اواخر عمر منحوسش چنان در باتلاق خودفروشی فرو رفته بود که حتی جسارت نگاه مستقل به مسائل را نداشت. او جرأت نکرد ذره‌ای از خط قرمزهای منافقین فاصله بگیرد و با حماقت تمام، بارها صحنه‌گردان مراسم تجلیل از مزدورانی شد که خون مردم ایران را ریخته بودند. او برای خوشایند گروهک تروریستی تحت حمایت صدام، چشم بر روی ۱۷ هزار شهید بی‌گناه بست و تنها زمانی دهان گندیده‌اش را گشود که لازم بود گزارشی دروغین و دیکته‌شده برای ضدایرانی‌ترین چهره‌های سازمان ملل بفرستد؛ گزارشی که بوی تعفن گنداب منافقین از سراسر آن می‌بارید.

این عنصر خودفروخته، وطن‌فروشی را به مثابه ارثی پدری نسل به نسل منتقل کرد؛ از دفاع از تروریست‌های مستقر در عراق گرفته تا سکوت در برابر خیانت‌های مسعود و همسر اشتراکی وی، همگی نشان از روحیه چاپلوسی وی و خانواده‌اش داشت. او یک پروژه سوخته و یک دستکش مخملی بر دستان تروریست‌های دهه شصت بود که پس از مرگ، جنازه سیاسی‌اش نیز همچنان توسط همان گرگ‌صفتان، برای فریب عوام، خرید و فروش می‌شود.

محمد ملکی و فرزندش، مُهره‌هایی بی‌اراده بودند که به خیال ضربه زدن به ایران، هویت خود را در مستراح سیاست‌های غرب شستند که در نهایت به فاضلاب آن‌ها نیز روانه شدند، اما ننگ وطن‌فروشی تا ابد بر پیشانی این خانواده باقی خواهد ماند.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=56291