مادر شهیدان رضا، علی و حسن مظفر از شهدای دوران هشت سال دفاع مقدس در پاکدشت دعوت حق را لبیک گفت.
به گزارش فراق، حاجیه خانم کوکب اسکندری، مادر شهدای شاخص شهرستان پاکدشت که سه فرزند خود را در عملیات مرصاد تقدیم راه حق کرده بود، پس از سالها پرچمداری راه شهدا و بر اثر کهولت سن دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار فرزندان شهیدش پیوست.

گویی تقدیر چنین رقم خورده بود که این مادر استوار، پس از سالها فراق و دلتنگی، در ضیافتی آسمانی، دوباره دستان پر مهرش را بر شانههای حسن، رضا و علی بگذارد. اینک او در جوار رحمت حق، میزبان فرزندانش است که با نثار خون خود، حماسهای جاودان در تاریخ این سرزمین رقم زدند.
برای درک عظمت ایستادگی این خاندان، باید از پسِ پرده سالها، نگاهی دوباره به آخرین پرده نبرد تحمیلی، یعنی عملیات غرورآفرین مرصاد انداخت. عملیاتی که تنها شش روز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۶۷ رقم خورد و آزمونی بزرگ برای ملتی بود که طعم صلح را با خنجر خیانت میچشید.
در آن روزهای سرنوشتساز، منافقین که از پذیرش قطعنامه راضی نبودند و آن را به معنای پایان حیات ذلیلانه خود میدانستند، با تحریک صدام تکریتی، پیمانی شوم بستند. خائنین خلق با نام عملیاتی «فروغ جاویدان» و با پشتیبانی هوایی و لجستیکی صدام، از مرز خسروی وارد خاک ایران شدند. آنها با دلهای آکنده از کینه و خیال خام فتح تهران، در روزهای سوم تا پنجم مرداد ۱۳۶۷ به سمت شهر اسلامآباد غرب سرازیر شدند و جنایاتی را مرتکب شدند که واژهها از وصف آن عاجزند. آنان که داعیه حمایت از مردم را داشتند، وحشیانه مردم بومی منطقه و کاروانهای عشایری را قتلعام کردند؛ پیر و جوان، زن و کودک نمیشناختند.
اما نقطه اوج این خیانت، در تنگه چهارزبر و ارتفاعات بازیدراز، جایی در میانه راه کرمانشاه به اسلامآباد غرب رقم خورد. این تنگه استراتژیک، گذرگاه ورود فریبخوردگان به عمق خاک ایران بود. در اینجا بود که حماسهسازان واقعی، رزمندگان و بسیجیان و دلاورمردان هوانیروز و در راس آنها سردار رشید اسلام شهید صیاد شیرازی، پل ارتباطی دشمن را منهدم کردند و تانکها و نفربرهایشان را با قدرت آتش به کام مرگ کشاندند. عملیات مرصاد یک دفاع صرفاً نظامی نبود، بلکه دفاع از کرامت و غیرت ملی در برابر جریانی خودفروخته و اجارهای بود. رزمندگان اسلام با اتکا به قدرت الهی و غیرت ایرانی، ظرف ۴۸ ساعت کفتارها را تار و مارشان کردند و هزاران تن از آنان را به هلاکت رساندند تا مشت محکمی بر دهان متوهمان و وطن فروشان عالم باشد.
در این میدان نبرد سهمگین، سه برادر از خاندان مظفر، حسن، رضا و علی، دوشادوش دیگر رزمندگان در مقابل موج کفر و نفاق ایستادند. آنها نه فقط از خاک، که از ناموس و شرف یک ملت دفاع کردند و مظلومانه اما پیروزمندانه، در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۶۷ به دست شقاوتپیشهترین دشمنان میهن به فیض شهادت نائل آمدند.
مادر، این کوکب خاندان مظفری، سی و نه سال صبوری کرد. او که خود، کوهی از استقامت بود، حالا با چشمانی روشن و دلی آرام، راهی دیدار یارانش شد. فقدان این بانوی بزرگوار را به بازماندگان محترم، جامعه ایثارگران پاکدشت و همه دلدادگان راه شهادت، صمیمانه تسلیت میگوییم. مطمئنیم که در آن جهان باقی، دیدار مادر و سه فرزند، باشکوهترین جشن وصال است؛ همانجا که فرزندان دوباره در آغوش گرم مادر آرام میگیرند.
از درگاه ایزد منان برای آن مادر صبور، غفران واسعه الهی و همنشینی با حضرت امالبنین (س) و برای سه شهید والامقام، علوّ درجات و برای خانواده بزرگوار مظفر، صبری زینبی و پاداشی کریمانه آرزومندیم.
روحشان شاد و یادشان جاودان باد.

































