• امروز : شنبه - ۲۰ تیر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 11 July - 2026

روی خط

سوزش عمله‌های قاتلان رهبر ایران از حماسه باشکوه تشییع / وعده مضحک منافقین به کسی که عملکرد بهتری در سمپاشی رسانه‌ای داشته باشد ضجه منافقین از حضور جهان در بدرقه‌ رهبر شهید ایران ضرورت پیوند خوردن دو مطالبه مردم آلبانی در خیابان‌ها / تا زمانی که لانه تروریست‌ها در مانز فعال است، آلبانی در معرض تهدید دائمی قرار دارد قیام خون‌خواهان امام شهید در جهان علیه تروریستِ قمارباز / هیچ پناهگاهی در این کره خاکی نداری امام‌جمعه اردبیل: تشییع رهبری، همه‌پرسی مقبولیت جمهوری اسلامی / مراسم باشکوه رهبر شهید انقلاب نشان می‌دهد که اردوگاه ترور شکست خورده است / به تروریست‌ها می‌گوییم که به اقیانوس جمعیت نگاه کنید، دق کنید و بمیرید آیا پاریس به میزبانی از تروریست‌ها پایان می‌دهد؟ آشنایی با کارگاه تولید آشغال‌های رسانه‌ای در لانه موش‌های تیرانا / گدایی یک تکه استخوان از سفره موساد، تنها هنر ته‌ماندگان منافقین در آلبانی است مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی می‌چرخد

نمایشی از ایدئولوژی پوچ منافقین در مواجهه با یک کودک /  اینجا وجدان انسانی معنی ندارد

  • کد خبر : 55965
  • 24 خرداد 1405 - 12:31

چهارم ژوئن، روزی است که سازمان ملل به یاد کودکان بی‌گناه قربانی تجاوز (از جنگ لبنان ۱۹۸۲ تا هر خشونت دیگری) نامگذاری کرده است. اما در میان انبوه پرونده‌های ‌آزار کودکان در جهان، رفتار گروهک منافقین با کودکان تحت سرپرستی خود، نمونه‌ای کامل از یک جنایت سازمان‌یافته است که در رسانه‌های جمعی کمتر به آن پرداخته شده. برای درک این حقیقت، نیازی به گزارش‌های بین‌المللی نیست؛ کافی است روایت یک شاهد عینی از درون خود این گروهک منحوس را بخوانیم: داستان کودکی چهارساله به نام «رضا» که مادرش در عملیات تروریستی موسوم به «فروغ جاویدان» به هلاکت رسید.

kodak ashraf 5

بتول ملکی، از اعضای فراری منافقین، در کتاب «شقایق‌های زخمی» (صفحه ۷۵) تعریف می‌کند: «در پایگاه جلال‌زاده کار می‌کردم. آنجا بچه ۴ ساله‌ای بود که مادرش در عملیات فروغ جاویدان کشته شده بود… آن بچه را داده بودند به زنی به نام فخری.» این کودک را «رضا» صدا می‌زدند. بتول ملکی هر وقت به محل زندگی فخری می‌رفت، می‌دید که «رضا دم درب نشسته و مادرش را صدا می‌زند. همیشه گریه می‌کرد و او هم جرئت بغل کردن بچه را نداشت؛ چون مسئولین دعوا می‌کردند و توجیه‌شان این بود که اگر تو این کار را بکنی، بچه به تو عادت خواهد کرد.»

بتول ملکی اعتراض می‌کند که این بچه هر شب چند بار از خواب بیدار می‌شود و گریه می‌کند؛ اما جواب می‌شنود: «تو ول کن و زیاد در قید این جور چیزها نباش، خودش عادت خواهد کرد.» سؤال ملکی این بود: «بچه چه چیزی را عادت خواهد کرد؟ اینکه مادر ندارد؟» و این سؤال، تمام ایدئولوژی پوچ منافقین را به نمایش می‌کشد: آنها می‌خواستند یک کودک چهارساله را به بی‌مادری، تنهایی و فراموشی عاطفه عادت دهند و این یعنی قتل تدریجی یک کودک.

اما فاجعه بزرگتر آنجا بود که ملکی می‌گوید: «بعد از مدتی دیدم که از رضا هیچ خبری نیست!» این جمله کوتاه، قصه‌ای تلخ را کامل می‌کند: کودکی که چوب خطای پدر و مادرش را می‌خورد، ناگهان از کمپ‌ منافقین گم می‌شود و دیگر هیچ کس او را نمی‌بیند.البته ناپدید شدن «رضا» تنها یک نمونه از جنایات روی داده توسط این تروریست‌ها بود؛ هزاران کودک در کمپ‌های منافقین در عراق همین سرنوشت را داشته‌اند.

منافقین که در بیرون ماهیت خشن و درندگی دارند همواره درون خود نیز هیچ وجدان انسانی ندارند.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=55965