جنگ تحمیلی اخیر علیه ملت قهرمان ایران، بیش از هر چیز، نمایشی از «شکاف میان تصور و واقعیت» درباره قدرت ایران قوی بود.

آمریکا و رژیم صهیونیستی با این پیشفرض وارد میدان شدند که یک ضربه سریع، توازن راهبردی را بر هم میزند؛ اما آنچه رخ داد، حیرت اولیه، سپس سردرگمی و در نهایت استیصالی بود که اکنون در رفتار آنها قابل مشاهده است. تغییر لحن، عقبنشینی از ضربالاجلها و تلاش برای خروج دیپلماتیک، همگی گواه آن است که طرف آمریکایی در موقعیت شکست مطلق قرار دارد.
در این میان، اما یکی از ابعاد کمتر دیدهشده این شکست، افشای ورشکستگی «ابزارهای نیابتی» دشمنان ایران است. گروهکهایی نظیر منافقین (مجاهدین خلق) و پهلویچیها، که سالها بهعنوان ابزار علیه امنیت ملی ایران مصرف میشدند، در این جنگ به وضوح ثابت شدند که دیگر کارایی برای غرب ندارند. البته این مزدورها از گذشته هم نه یک تشکیلات و جریان سیاسی یا نظامی، بلکه صرفاً ابزاری در دست سرویسهای اطلاعاتی بیگانه (بهویژه موساد و سیا) بودهاند.
شکستهای مفتضحانه اخیرِ اربابان منافقین و پهلویچیها در این جنگ، پیام روشنی داشت: هر قدر دشمنان اصلی (آمریکا و اسرائیل) دچار استیصال شوند، مزدوران آنها نیز بیشتر به حاشیه رانده میشوند. تصویری که از پس پایان کامل این جنگ به یاری خداوند باقی خواهد ماند، نه فقط پیروزی ملت بزرگ ایران، بلکه افول کامل «الگوی نیابتی» و نابودی جریانهای خائن وابسته خواهد بود.
سرویس سیاسی فراق
انتهای پیام

































