• امروز : شنبه - ۲۰ تیر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 11 July - 2026

روی خط

سوزش عمله‌های قاتلان رهبر ایران از حماسه باشکوه تشییع / وعده مضحک منافقین به کسی که عملکرد بهتری در سمپاشی رسانه‌ای داشته باشد ضجه منافقین از حضور جهان در بدرقه‌ رهبر شهید ایران ضرورت پیوند خوردن دو مطالبه مردم آلبانی در خیابان‌ها / تا زمانی که لانه تروریست‌ها در مانز فعال است، آلبانی در معرض تهدید دائمی قرار دارد قیام خون‌خواهان امام شهید در جهان علیه تروریستِ قمارباز / هیچ پناهگاهی در این کره خاکی نداری امام‌جمعه اردبیل: تشییع رهبری، همه‌پرسی مقبولیت جمهوری اسلامی / مراسم باشکوه رهبر شهید انقلاب نشان می‌دهد که اردوگاه ترور شکست خورده است / به تروریست‌ها می‌گوییم که به اقیانوس جمعیت نگاه کنید، دق کنید و بمیرید آیا پاریس به میزبانی از تروریست‌ها پایان می‌دهد؟ آشنایی با کارگاه تولید آشغال‌های رسانه‌ای در لانه موش‌های تیرانا / گدایی یک تکه استخوان از سفره موساد، تنها هنر ته‌ماندگان منافقین در آلبانی است مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی می‌چرخد

خطای راهبردی دشمن و شکست مزدوران در برابر مقاومت ملی ایران

سرافرازی ملی

  • کد خبر : 55419
  • 02 اسفند 1404 - 12:17

یکی از پایدارترین خطاهای راهبردی دشمنان ایران، ناتوانی آنان در فهم «ایرانِ واقعی» است؛ خطایی که نه‌تنها در تحلیل‌ها، بلکه در تصمیم‌های کلان سیاسی، امنیتی و نظامی آنان به‌طور مستمر تکرار شده و هر بار هزینه‌های سنگینی را به خودشان تحمیل کرده است.

iran 1404

به گزارش فراق، مرور تجربه‌های چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که دشمنان ملت ایران، علی‌رغم برخورداری از شبکه‌های گسترده اطلاعاتی و اتاق‌های فکر فعال، همچنان در برآورد ظرفیت‌های این کشور و جامعه ایرانی دچار توهّم و سوءمحاسبه‌اند.

ماهیت این اشتباه محاسباتی، در نرسیدن دشمن به «هدف نهایی» نهفته است. تصمیم‌های خصمانه، صرفاً برای ایجاد مزاحمت یا تحمیل خسارت‌های مقطعی اتخاذ نمی‌شوند؛ هر اقدام، بخشی از یک طراحی بزرگ‌تر است که معمولاً به تغییر رفتار بنیادین، فروپاشی انسجام داخلی یا حتی ساقط‌کردن نظام سیاسی منتهی می‌شود. هرگاه این هدف محقق نشود، حتی اگر در مسیر آن آسیب‌هایی وارد شده باشد، باید گفت محاسبات دشمن از اساس غلط بوده است.

از نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این الگوی شکست تکرار شده است. عملیات نظامی مستقیم، جنگ تحمیلی، تروریسم سازمان‌یافته، تحریم‌های موسوم به «فلج‌کننده»، فتنه‌های سیاسی و جنگ‌های ترکیبی، همگی با این پیش‌فرض طراحی شدند که جامعه ایران تاب‌آوری لازم را ندارد و در نقطه‌ای معین فروخواهد پاشید. اما در هر مقطع، نتیجه برخلاف انتظار دشمن رقم خورد: اهداف اصلی محقق نشد و آنچه باقی ماند، فرسایش اعتبار و اقتدار تصمیم‌سازان متخاصم بود.

در نمونه‌های جدیدتر، طراحی‌های بلندمدت برای ناامن‌سازی و برهم‌زدن ثبات کشور، بار دیگر همین خطای تکراری را آشکار کرد. اقدامات نظامی، ترور فرماندهان و دانشمندان، عملیات روانی گسترده و فعال‌سازی شبکه مزدوران داخلی، نه هدف نهایی بلکه مقدمه‌ای برای آن بود؛ مقدمه‌ای که قرار بود جامعه را دچار شکاف، آشوب و ازهم‌گسیختگی کند و راه را برای فروپاشی هموار سازد. اما محاسبه اصلی دشمن، باز هم به بن‌بست خورد: جامعه ایران نه‌تنها فرو نریخت، بلکه انسجام، همبستگی و مقاومت خود را با وضوح بیشتری به نمایش گذاشت.

نکته راهبردی اینجاست که دشمن همواره روی واکنش مردم حساب ویژه باز کرده است. فرض بنیادین آن‌ها این بوده که فشار بیرونی، در نهایت به انفجار درونی منجر می‌شود. اما در بزنگاه‌ها، رفتار جامعه ایرانی معادله را برهم زده است. آنچه در میدان عمل رخ داده، نه شورش و واگرایی، بلکه همدلی، ایستادگی و تقویت پیوندهای اجتماعی بوده است. همین واقعیت، مهم‌ترین دلیل شکست مزدوران و شبکه‌های وابسته به دشمن در داخل کشور است؛ شبکه‌هایی که با تصور همراهی اجتماعی وارد میدان شدند، اما خود را در برابر اراده‌ای ملی و یکپارچه یافتند.

ریشه این ناکامی را باید فراتر از محاسبات صرفاً مادی جست‌وجو کرد. دشمن، ایران را با الگوهایی می‌سنجد که در دیگر کشورها جواب داده‌اند؛ الگوهایی مبتنی بر فروکاستن جامعه به متغیرهای اقتصادی، نظامی یا رسانه‌ای. اما ایران، واجد مؤلفه‌هایی است که در این دستگاه محاسباتی یا تعریف نشده‌اند یا به‌شدت دست‌کم گرفته می‌شوند: پیشینه تمدنی عمیق، هویت فرهنگی ریشه‌دار، پیوند تاریخی دین و زندگی اجتماعی، سرمایه اجتماعی نهفته در باورهای دینی، و نیروهای مسلحی که برخاسته از متن مردم‌اند، نه جدا از آنان.

در کنار همه این‌ها، رهبری نقش کانونی در تبدیل این ظرفیت‌های پراکنده به یک قدرت منسجم ایفا می‌کند. شناخت دقیق میدان، اعتماد واقعی به مردم، درک عمیق از هویت ایرانیـ اسلامی و هدایت هوشمندانه در شرایط پیچیده، موجب شده است که جامعه در لحظات بحرانی به‌جای فروپاشی، به انسجام برسد. این همان نقطه‌ای است که طراحی‌های دشمن، علی‌رغم پیچیدگی و سرمایه‌گذاری سنگین، از کار می‌افتد.

از منظر راهبردی، شکست دشمن فقط به معنای ناکامی در تحقق یک عملیات یا پروژه نیست؛ بلکه به‌معنای بی‌اعتبار شدن دستگاه محاسباتی اوست. وقتی قدرت‌هایی با تمام توان نظامی، رسانه‌ای و سیاسی وارد میدان می‌شوند و در نهایت ناچار به عقب‌نشینی و توقف می‌شوند، پیام آن فراتر از یک صحنه نظامی است: افول بازدارندگی روانی دشمن و فروریختن هیمنه‌ای که سال‌ها برای ساخت آن هزینه شده بود.

در چنین شرایطی، مفهوم «سرافرازی ملی» معنا پیدا می‌کند. سرافرازی نه به معنای نبود خسارت، بلکه به معنای ایستادگی در برابر پروژه‌ای است که قرار بود موجودیت و آینده کشور را هدف قرار دهد و در این هدف ناکام بماند. این درک، خود بخشی از قدرت ملی است؛ قدرتی که اگر به‌درستی تبیین و در حافظه جمعی تثبیت شود، می‌تواند محاسبات آینده دشمن را نیز پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر کند.

جمع‌بندی آنکه دشمنان ایران همچنان می‌کوشند با شبیه‌سازی‌های نادرست، این کشور را به نمونه‌هایی تقلیل دهند که در آن‌ها پروژه‌های براندازانه به نتیجه رسیده است. اما واقعیت این است که ایران، با مختصاتی منحصربه‌فرد بارها و بارها طراحی‌های خصمانه را خنثی کرده است. تا زمانی که این هویت، این پیوند اجتماعی و این مقاومت ملی حفظ شود که به یاری خداوند همیشگی خواهد بود، مزدوران دشمن محکوم به شکست‌اند و خطای راهبردی آنان همچنان تکرار خواهد شد.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=55419