• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

روی خط

گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید ماده خفاشی به نام «مهناز» به سمت دربان اولی برای محافظت از تاکسیدرمی رجوی رسید / منافقین «مردار سیاسی» هستند حساب‌های اینستاگرام فعالان آلبانیایی در بحبوحه اعتراض‌های«ضد دولتی» بسته شد 

23 سال انتظار در طولانی‌ترین شب سال

پیام مادر ثریا عبداللهی به فرزند خود و اسیران فرقه رجوی در طولانی‌ترین شب سال / تو «امیراصلان» من هستی

  • کد خبر : 49788
  • 02 دی 1403 - 10:11

مادر، تنها کسی است که در این دنیا، با مشاهده تمام حالات فرزندش، روح، جسم و بند بند وجودش را به او تقدیم کرده و عاشقانه بوسه‌بارانش می‌کند.

abdollahi 2

به گزارش فراق، ثریا عبداللهی، یکی از این مادران عاشق و سفیر مادران انجمن نجات است که برای وصال با تنها فرزندش، به معنای واقعی کلمه، بند بند وجودش را تقدیم کرده است.

شب یلدای امسال باز هم بهانه‌ای شد تا این فرشته زمینی دوباره بی‌قرار فرزندش شود و نجوای مادرانه‌ای سر دهد.

به گزارش فراق، دل‌نوشته این مادر چشم‌انتظار را در فراق فرزندش می‌خوانیم و آرزو داریم که امیراصلان حسن‌زاده، با خواندن این متن، بتواند خود را از سیاه‌چاله‌های فرقه ضد خانواده رجوی نجات دهد.

«بیست و سه سال است که شب یلداها همزمان با سالروز تولد پسرم، به سوسوی شمع چشم دوخته‌ام تا شاید سال دیگر، شمع را اصلانم خودش فوت کند. دریغا از امروز و فردا و از این ماه و آن ماه و از این سال و سال دیگر…

امیراصلان جانم، شمع چهل و سومین بهار زندگیت را دیشب خاموش کردم و باز امیدوار به سال دیگر، اما فرزندم بدان، شمع عمرم من هم در حال آب شدن است. دیگر دارد خیلی دیر می‌شود.

دیشب جایت کنار سفره شب یلدا چقدر خالی بود. چه دعاهایی که با خواهرت نخواندیم و چه گریه‌هایی که با هم نکردیم…. که ان‌شاءالله سال دیگر به همراه همسرت در خانه دوستانت، جشن تولد و یلدا را بگیریم. امیدوارم با توکل به خدا و با قدرت و تصمیم خودت، بتوانی مسیر حق را پیدا کنی. فقط باید قدرت تصمیم‌گیری را داشته باشی که می‌دانم داری. تمامی دوستانت را هم تشویق کن و از آن سیاه‌چاله نجاتشان بده که تو امیراصلان من هستی. پسرم، خودت را از این تارها و افکار منفی فرقه و اخبار کذب رها کن. امیرجان، من و خواهرانت همه با جان و دل منتظرت هستیم.»

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=49788

ثبت دیدگاه

  1. الهی عزیزم ان شاءالله فرزندتون بسلامت بیاد و این فراق تموم بشه خدا بهتون صبر بده