• امروز : دوشنبه - ۱۵ تیر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 6 July - 2026

روی خط

ضجه و سوزش منافقین از حضور جهان در بدرقه‌ رهبر شهید ایران ضرورت پیوند خوردن دو مطالبه مردم آلبانی در خیابان‌ها / تا زمانی که لانه تروریست‌ها در مانز فعال است، آلبانی در معرض تهدید دائمی قرار دارد قیام خون‌خواهان امام شهید در جهان علیه تروریستِ قمارباز / هیچ پناهگاهی در این کره خاکی نداری امام‌جمعه اردبیل: تشییع رهبری، همه‌پرسی مقبولیت جمهوری اسلامی / مراسم باشکوه رهبر شهید انقلاب نشان می‌دهد که اردوگاه ترور شکست خورده است / به تروریست‌ها می‌گوییم که به اقیانوس جمعیت نگاه کنید، دق کنید و بمیرید آیا پاریس به میزبانی از تروریست‌ها پایان می‌دهد؟ آشنایی با کارگاه تولید آشغال‌های رسانه‌ای در لانه موش‌های تیرانا / گدایی یک تکه استخوان از سفره موساد، تنها هنر ته‌ماندگان منافقین در آلبانی است مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی می‌چرخد علت عربده‌کشی‌ نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران

چگونگی حل تناقضات در فرقه ی رجوی

  • کد خبر : 2263
  • 14 اردیبهشت 1394 - 6:46

چگونگی حل تناقضات در فرقه ی رجوی

MaryamGajar

خاطرات جدا شده از گروهک منافقین (ج خ)

یک روز برای اکبر رودینی داشتم خاطره تعریف میکردم که برای نهار مرغ داشتیم ناگهان اکبر رودینی حرفم را قطع کرد و با تعجب گفت مگه شما تو ایران مرغ داشتین که بخورین . سازمان طوری شستشوی مغزی میداد کسانی رو که تو اشرف بودند فکر میکردند ایران همیشه قحطی هست و کسی حتی نان برای خوردن ندارد ، بگذریم مسابقه فوتبال داشتیم و بین قرارگاهها جام گذاشته بودیم یک تیم هم بود که اکثرا بچه های خارج از کشور بودند بچه هایی که پدر مادرشون توی اشرف بودند و اونها در کشورهایی مانند فرانسه سویس سوئد و … بزرگ شده و به ۱۸ یا ۲۰ سالگی رسیده بودند همه رو به اسم دیدار با خانواده به اشرف اورده بودند و بعد  مثل بقیه با زور ماندگارشون کرده بودند توی مسابقه به همه تیمها گل زده و با نتیجه های ۵-۰ ۶-۰ ۳-۰ همه رو برده بودند نوبت تیم ما بود که باهاشون مسابقه بدیم قبل از مسابقه مربی گفت که با تیم حریف مدارا کنیم و فکر گل زدن نباشیم اونها خیلی قوی هستند و ما فقط باید به گل نخوردن دقت کنیم در حین بازی من تکلی زدم و توپ رو از حریف مقابلم گرفتم گوش چپ بازی میکردم به رفیقم پاس دادم ولی درست زد تو بغل دروازه بان بعد ۱۰ دقیقه منو تعویض کردند تیم ۳-۰ باخت شب وقتی فاکت میخوندم گفتم من جدی و خوب بازی میکردم از اینکه تعویض شدم به هم ریختم مسئولم گفت اونها از خارج اومدند زندگی راحتی داشتند بخاطر اینکه شاد باشند و به گذشته فکر نکنند میخواهیم تیم اونها اول بشه انگار که اونهایی که از ایران رفته بودند داخل  تشکیلات از جوب جمع کرده بودند تناقضم حل نشد با مسئولی مطرح کردم و حرفامو گفتم بهش خیلی راحت گفت اونها میتونند اعتراض بکنند و شاید حتی برگردند ولی تو نمیتونی .زیاد حرف بزنی میگن جاسوس اطلاعات هستی چون از ایران اومدی و انگ بهت میچسبه دیدم داره درست میگه خیلی راحت خفه شدم و تناقض من اینجوری حل شد  .

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=2263