۞ قران کریم :
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا / منافقین در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز برایشان یاوری نمی یابی. (نسا/145)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 22397
  • ۲۷ شهریور ۱۳۹۸ - ۹:۱۵
  • ارسال توسط :

اگر به ساختار فرقه رجوی نگاه کنیم متوجه می شویم که با بحران ها و مخاطرات جدی و حیاتی روبرو است. مهمترین آنها بحران نیروی انسانی است که مهمترین رکن یک ساختار تشکیلاتی محسوب می شود. اصولا یک ساختار تشکیلاتی بر پایه نیروی انسانی کارآمد استوار می ماند و می تواند به حیات خود ادامه دهد چیزی که فرقه رجوی از آن بی بهره است. بدنه اصلی فعال و موثر مجاهدین چه در لایه مسئولان رده بالا و رهبری و چه در لایه های پایین تر به شدت فرسوده است. بدنه سازمان اغلب از عوارض ناشی از کهنسالی رنج می برند که به علت فشار سخت کاری و شرایط بسیار بد زندگی این عوارض تشدید نیز شده اند. یک فرد ۵۰ ساله در فرقه رجوی بسیار فرسوده تر از فردی با همان سن و سال با شرایط کاری و زندگی عادی است. نکته مهم اینکه این بدنه فرسوده ترمیم و بازسازی نیز نمی شود. جذب نیروی جوان و فعال به صفر رسیده است و فرقه تنها خروجی دارد. خروجی هایی که یا از فرقه رجوی جدا می شوند یا به علت بیماری و ناتوانی از کارافتاده می شون دو یا پس از تحمل سالها سختی و رنج می میرند. فرقه را به مثابه کارخانه ای تصور کنید که نه محصولاتش خریدار دارد نه دستگاه های فرسوده و قدیمی اش قابلیت تعمیر و ترمیم دارند و نه دستگاه جدیدی به آن وارد می شود. این کارخانه محکوم به نابودی است.

هواداران فرقه که در خارج از کمپ اشرف ۳ و اکثرا در کشورهای اروپایی زندگی می کنند نیز انگشت شمار و منفعل هستند. برپایی تجمعات کم تعداد، پرتاب تخم مرغ و گوجه فرنگی و خوابیدن یکی دو پیرمرد و پیرزن در برابر خودروهای سیاسیون ایرانی را نمی توان فعالیت سیاسی نامید. حتی بسیاری از طرفداران فرقه نیز از آن نا امید شده اند و فقط به خاطر دریافت اندک مستمری ماهیانه ای که فرقه به آنها می دهد در بعضی تجمعات شرکت می کنند و گرنه قمار بر روی تشکیلاتی که از درون در حال متلاشی شدن است اشتباهی راهبردی است.

در هفته های گذشته انتشار خبر ابتلای مریم رجوی به بیماری سرطان بازتاب گسترده ای داشته و البته بحران یاد شده را برای سازمان جدی تر کرده است. زیرا با حذف مریم رجوی از سازمان دیگر نباید امیدی به باقی ماندن همین تشکیلات پیر و فرسوده نیز داشت.

سرطانی که دامن مریم رجوی را گرفته در واقع بیماری لاعلاجی است که کل فرقه را به ورطه نابودی خواهد کشاند. فرقه رجوی باید بپذیرد دوران آنها گذشته است. آن روزهایی که سروصدایی به پا می کردند نتوانستند جریانی اجتماعی و مورد قبول اکثریت جامعه ایرانی ایجاد کنند چه برسد به امروز. فرقه رجوی بهتر است سرنوشت خود را پذیرفته و در لابلای صفحات سیاه و تاریک تاریخ به خواب ابدی فرو رود. خواب ناآرامی که روزی به پاسخگویی نسبت به جنایت ها و خیانت ها در برابر دستگاه عدل الهی منتهی خواهد شد.

انتهای پیام / انجمن نجات مرکز کرمان

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.