• امروز : دوشنبه - ۱۵ تیر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 6 July - 2026

روی خط

ضجه و سوزش منافقین از حضور جهان در بدرقه‌ رهبر شهید ایران ضرورت پیوند خوردن دو مطالبه مردم آلبانی در خیابان‌ها / تا زمانی که لانه تروریست‌ها در مانز فعال است، آلبانی در معرض تهدید دائمی قرار دارد قیام خون‌خواهان امام شهید در جهان علیه تروریستِ قمارباز / هیچ پناهگاهی در این کره خاکی نداری امام‌جمعه اردبیل: تشییع رهبری، همه‌پرسی مقبولیت جمهوری اسلامی / مراسم باشکوه رهبر شهید انقلاب نشان می‌دهد که اردوگاه ترور شکست خورده است / به تروریست‌ها می‌گوییم که به اقیانوس جمعیت نگاه کنید، دق کنید و بمیرید آیا پاریس به میزبانی از تروریست‌ها پایان می‌دهد؟ آشنایی با کارگاه تولید آشغال‌های رسانه‌ای در لانه موش‌های تیرانا / گدایی یک تکه استخوان از سفره موساد، تنها هنر ته‌ماندگان منافقین در آلبانی است مروری بر حادثه خونین شنبه ۶ تیر ماه ۶۰ / طراح انفجار با وجود اعلان قرمز اینترپل در آلبانی می‌چرخد علت عربده‌کشی‌ نوکران نهان و آشکار آمریکا درباره مسائل ایران

پدر چشم انتظار مریم آزاد: بیش از ۳۰ سال است در فراق دخترم می سوزیم

  • کد خبر : 21649
  • 12 مرداد 1398 - 13:07

پدر چشم انتظار یکی از اسیران فرقه رجوی گفت: بیش از ۳۰ سال است که در فراق دخترم می سوزیم.

azad

به گزارش فراق، به نقل از انجمن نجات مرکز خراسان رضوی پدر مریم آزاد با حضور در دفتر انجمن نجات این مرکز همراه همسر و دختر دیگر خود در محل این انجمن حضور اظهار داشت: بنده متولد ۱۳۲۱ هستم و  عمرم را راننده کامیون در بیابان ها بودم.

او سریع صحبت را به سرگذشت مریم کشاند و افزود : مریم اصلاً سیاسی نبود با وساطت دایی اش با «محمد نوروزی» اهل اسفراین ازدواج کرد. این پدر رنج دیده گفت: محمد پسر خوبی بود ولی به مانگفته بود هوادار فرقه و حدود ۵ سال هم زندان بوده است.

او ادامه داد: مریم یکروز با محمد حرفش شد و از اسفراین به سبزوار بر گشت بهش گفتیم در زندگی زناشویی اختلاف پیش می آید ولی نباید سریع قهر کرد و ترک خانه کرد. به هر حال من و خواهرش او را بر گرداندیم. اما هیچ موقع به ما نگفت علت برگشتش به سبزوار چه بود. اما حالا حدس می زنم شاید با رفتن «محمد» نزد سازمان مخالف بوده است. ماجرا گذشت تا اینکه آنها از خانه رفته بودند، محمد یک نامه در خانه اش گذاشته و نوشته بود دنبال من و مریم نگردید. ما رفتیم و بعدها متوجه شدیم پیش مجاهدین در عراق رفته و مریم را هم برده است.
الان هم بیش از ۳۰ سال است هم چنان در فراق دخترم می سوزیم.

خواهر مریم هم در ادامه گفت: چند سال پیش مریم تماسی از آلبانی داشت از حرفهایش معلوم بود که خیلی دلتنگ است، مادرم خیلی گریه کرد.

مادر مریم آزاد نیز در تایید حرف های دخترش در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود گفت: مریم خیلی اظهار دلتنگی می کرد نمی دانم چطور می شود به او کمک کرد تا از آنجا نجات پیدا کند .

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=21649