تاریخ : شنبه, ۱۶ مهر , ۱۴۰۱ Saturday, 8 October , 2022

نامه پر از درد و حسرت خانواده محمد رضاگویا

  • کد خبر : 6751
  • 03 اکتبر 2016 - 14:07

نامه پر از درد و حسرت خانواده محمد رضاگویا

goya-family

سلام به محمدرضای عزیزمان

این نامه را ماخواهران بخت برگشته درحالی می نویسیم که برای دیدنت روزشماری نه بلکه لحظه شماری می کنیم.
خودت به خوبی ازمیزان علاقه ما نسبت به خودت آگاه هستی.ماحتی تصور یک روز ندیدنت را نداشتیم.
ماتمام این سال ها برای التیام زخم های عمیق خودساعتها می نشستیم و ازخواب هایی که ازتودیده بودیم سرخوش بودیم . معمولا درخواب می دیدیم که قرارشده برگردی و تامدتها ذوق وشعف داشتیم.
عزیزدل ، نامه های زیادی به خصوص زمانی که ‌بسیارافسرده بودیم ودلتنگ تو بودیم برایت نوشتیم . بانوشتن نامه کمی آرام ترمی شدیم ولی متاسفانه هیچ جوابی ازطرف تو نمی گرفتیم.برای آزادی توتلاش زیادی کردیم ولی راه به جایی نبردیم.
ازانتقال تو ودوستانت به آلبانی خیلی خوشحال شدیم ولی خاطرجمع نیستیم مگرمی شود تودرمیان عده ای که ‌هیچ قرابت خونی وفامیلی باتو ندارند باشی وما دلخوش باشیم. جای تو بین ماخواهران ، دخترت شهرزاد ، مادر و تنها برادرت خالی است.
مادرکه روزهای پایانی عمرش راطی می کند. پدرهم بعدازاینکه ازآمدنت نا امید گردید به سرعت سلامتی خود را ازدست داد . بعد ازبستری شدن دربیمارستان پورسینا ، رضا را نشانش دادیم و به دروغ او را محمدرضا معرفی کردیم. پدربا دیدن رضا با چهره ای آرام دست ازاین جهان شست وبرای همیشه راحت گردید.
ولی مادر به هیچ وجه زیرباراین حرفها نمی رود. با اینکه بسیارنحیف و بی جان شده و توان حرف زدن ندارد ،سه بار درشبانه روز می گوید:« بامو…نامو »اگرزبان گیلکی یادت رفته معنی می کنم یعنی«آمد،نیامد».
آن وقت است که اشک های ما سرازیرشده و خدا را قسم می دهیم به هفتاد سال نمازشب خوانده پدر وبرای دل شکسته ما خواهران که بی شباهت به دل شکسته خانم زینب نیست که تو را به ما برگرداند .
مهم نیست که ایران بیایی یانه.هرجای اروپا وجهان غیرازآلبانی که بروی ما کنارت خواهیم بود .هیچوقت تو را تنها نخواهیم گذاشت . بیا به خودت و به ما که این ۲۸سال زندگی که نه مردگی کردیم . به دخترنازنینت فکر و سپس رحم کن.عزیز دل همه ما به امیددیدارت نشستیم.


نامه خانواده محمدرضا گویا

به کمیساریا ی عالی پناهندگان در کشور آلبانی

کمیساریا ی عالی پناهندگان در کشور آلبانی

سلام و درود بر آزادی خواهان جهان

‌ماخانواده محمدرضا گویا که وی ساکن کمپ گروهک رجوی در کشورآلبانی می باشد به استحضار می رسانیم : فرزند ما ۲۸ سال پیش درجنگ ایران وعراق به اسارت منافقین درآمد.

وی دراین مدت طولانی درکمپ اشرف وسپس درمحل لیبرتی کشورعراق تحت نظارت شدید این سازمان مخوف بود.

درطول این سال ها چندین بار به کشورعراق سفرکرده ولی فقط یک بارتحت تدابیرشدید امنیتی با حضورنیروهایی ازعراق ملاقات کوتاهی با ایشان داشتیم که سخنان کلیشه ای بین ما رد وبدل گردید.

دراین ملاقات متوجه شدیم ترس و واهمه شدید ازسران مجاهدین مانع تصمیم گیری ایشان شده است زیرا سازمان به او واسرای دیگراین طورتفهیم کرده بود که تمام اقوام و آشنایان اسرا درایران اعدام شدند و اگراین اسرا به ایران برگردند ، اعدام خواهند شد.

همچنین به آنها این طور گفتند که خانواده هایتان هیچ تمایلی به بازگشت شما ندارند . ما ضمن تکذیب این سخنان ازاین سازمان بشردوستانه خواهشمندیم شرایطی را فراهم نماید تا نامبرده را ببینیم یا حداقل ارتباط تلفنی با او داشته باشیم. همچنین امکان سفر و دیدارحضوری ما درآلبانی فراهم گردد.
ما از شما انتظار داریم که نگذارید بیش ازاین به خانواده ها ظلم شود، پدرما در حالی ازاین دنیا رفت که شب وروزدرآرزوی دیدارفرزندش بود .ما مطمئن هستیم که شما خواسته های انسانی وعاطفی ما را درک می کنید. منتظر اقدام های شما هستیم.

خانواده محمد رضا گویا

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=6751

نوشته های مشابه

31آگوست
نگرانی ما از وضعیت سلامتی «علی‌اکبر عظیمی» صد چندان شده است
برادر عضو آسیب دیده در فرقه رجوی خطاب به نخست وزیر آلبانی

نگرانی ما از وضعیت سلامتی «علی‌اکبر عظیمی» صد چندان شده است

25آگوست
«معصومه» جان حق این مادر دل شکسته یک تماس تلفنی نیست؟ / عزیز دلم فقط کافیه اراده کنی