• امروز : جمعه - ۱۷ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 9 October - 2026
عضو سابق و نجات‌یافته از گروهک منافقین تشریح کرد:

ماجرای یک نامه جعلی که نوجوان ۱۶ ساله را به جهنم منافقین کشاند / افشای هویت شکنجه‌گری به نام «اکبر معینی»

  • کد خبر : 56664
  • 04 مهر 1405 - 12:58

عضو سابق و نجات‌یافته از گروهک منافقین در دادگاه محاکمه منافقین، ماجرای فریب و سردرآوردن خود از کمپ منافقین را تشریح کرد.

court2026 55 1

به گزارش فراق، مصطفی بهشتی، در جلسه ۵۵ دادگاه محاکمه منافقین به‌عنوان مطلع در جایگاه حاضر شد و گفت: متولد ۲۱ آبان ۱۳۶۲ در تهران هستم. در ۲۳ مهر ۱۳۸۰، زمانی که ۱۶ سال داشتم، یکی از عوامل مرتبط با منافقین با دو نامه جعلی به در منزل ما در شهرری آمد و مدعی شد که برادر بزرگ‌ترم که در ترکیه مشغول به کار است، از من خواسته برای کار به ترکیه بروم.

وی افزود: من به دلیل علاقه به زیارت کربلا و همچنین با این تصور که قرار است پس از رفتن به ترکیه برادرم را ببینم، با آنها همراه شدم. ابتدا به سنندج و سپس از طریق مسیر‌های کوهستانی به ترکیه منتقل شدم. دو روز در ترکیه بودم که دو نفر از هواداران گروهک منافقین آمدند و من را تحویل گرفتند.

بهشتی ادامه داد: در آنجا مرتب درباره برادرم سؤال می‌کردم و آنها می‌گفتند برادرت درگیر کارهایش است و به‌زودی او را می‌بینی. سپس با این بهانه که قصد دارند من را برای زیارت کربلا ببرند و پس از آن نزد برادرم برگردانند، من را به عراق منتقل کردند.

این نجات‌یافته گفت: پس از ورود به عراق، فردی به نام پروین که بعد‌ها متوجه شدم زهره شفایی است، من را تحویل گرفت. پس از زیارت کربلا، من را به کمپ گروهک منتقل کردند. در آنجا وقتی دیدم افراد به زبان فارسی صحبت می‌کنند، مشکوک شدم. به من گفتند اینجا کمپ پناهندگی است و در حال حل کردن مسائل پناهندگی شما هستیم.

وی افزود: در نهایت من را به محلی در کمپ منتقل کردند و در اتاقی قرار دادند که تقریباً هیچ امکاناتی نداشت. پس از مدتی دو نفر وارد اتاق شدند که یکی از آنها اکبر معینی بود و شروع به ضرب و شتم و توهین به من کردند. آنها مدعی بودند که من از طرف ایران فرستاده شده‌ام و اطلاعات دارم؛ در حالی که من تا آن زمان حتی نمی‌دانستم منظور آنها از «رژیم» و «سپاه» چیست.

بهشتی اظهار کرد: هرچه توضیح می‌دادم که برای دیدن برادرم به ترکیه آمده‌ام و توسط آنها به عراق منتقل شده‌ام، قبول نمی‌کردند. حتی از من می‌خواستند روی کاغذ بنویسم که از طرف ایران اعزام شده‌ام و اعتراف کنم، در حالی که اساساً نمی‌دانستم درباره چه چیزی صحبت می‌کنند.

وی ادامه داد: حدود ۲۰ روز بعد، برادرم را در همان محل دیدم. از دیدن او شوکه شدم و به او گفتم تو اینجا چه کار می‌کنی. او نیز گفت که نامه‌ای برای من و همسرش ارسال نکرده و از من نخواسته است به ترکیه بیایم. آنجا متوجه شدم نامه‌هایی که با آنها من را از خانه خارج کرده بودند، جعلی بوده است.

این جداشده از گروهک منافقین گفت: پس از مدتی ما را به ارتش موسوم به آزادی‌بخش و سپس به کمپ منتقل کردند. من هر روز به محل پذیرش می‌رفتم و درخواست می‌کردم که اجازه دهند به ایران و نزد پدر و مادرم برگردم.

بهشتی افزود: در نهایت به یکی از مسئولان زن گروهک مراجعه کردم و گفتم می‌خواهم برگردم و نزد خانواده‌ام باشم. او به من گفت مشکلی نیست و می‌تواند دستور دهد من را سوار خودرو کنند و تحویل استخبارات عراق بدهند.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=56664