در فاصله سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱، دو گروهک تروریستی با نامهای «فرقان» و «مجاهدین خلق (منافقین)» دست به صدها ترور علیه مقامات عالیرتبه نظام، روحانیون برجسته و شهروندان عادی زدند که آنچه در ادامه میخوانید، روایت مستند از تبارشناسی، ایدئولوژی و جنایتهای این دو گروه بر پایه اسناد، مصاحبهها و اعترافهای اعضای سابق است.
به گزارش بخش تحقیق و تحلیل فراق، در تاریخ معاصر ایران، دو جریان که در تقابل با نظام جمهوری اسلامی قرار داشتند، الگویی مشابه با «خوارج» در صدر اسلام از خود بروز دادند؛ یکطرف «جاهلِ متنسک» (ظاهرسازِ نادان) و سوی دیگر «عالمِ متّهتک» (عالم پرده در) که بارها در احادیث مختلف از امامام معصوم درباره آن روایت شده است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «دو کس پشت مرا شکستند: دانشمندِ پرده در و عابدِ نادان. آن یکى با زشت کاریهاى خود مردم را از علمش باز مى دارد و این یکى با نادانىِ خود آنها را از عبادتش باز مى دارد.»
در دهه اول انقلاب، این دو گونه در قالب گروهک «فرقان» و سازمان «مجاهدین خلق» تجسم عینی یافتند؛ یکی با قرائتهای جاهلانه از قرآن و دیگری با استراتژی مسلحانه و ایدئولوژی التقاطی.
خوارجی به نام «فرقان»
«اکبر گودرزی» ، طلبهای ۲۵ ساله از روستای دوزان (نزدیک الیگودرز)، سرکردگی گروهی را بر عهده داشت که خود را «فرقان» مینامید. او در حالی که بیش از بیست جلد تفسیر برای اجزای قرآن نوشته بود، روحانیت را مستحق اعدام میدانست.
مرتضی الویری که با نفوذ در این گروه، آن را لو داد، در توصیف گودرزی گفته است: «زندگی زاهدانهای داشت. روی گلیم پارهای زندگی میکرد، در حالی که دویست تا سیصد هزار تومان پول نقد در خانهاش بود – آن را صرف کار گروه میکرد.»
اعضای فرقان به گودرزی «امام» میگفتند و ترور را «جهاد» مینامیدند. عزت شاهی ، از بازجویان آن دوره، میگوید: «فردی که آقای مطهری را شهید کرد، معتقد بود در قیامت اجر این جهاد را خواهد گرفت.»
ترور شهید مطهری؛ به روایت قاتل
استاد مرتضی مطهری، عضو شورای انقلاب، در اردیبهشت ۱۳۵۸ با شلیک محمدعلی بصیری – عضو گروه فرقان – به شهادت رسید. بصیری بعدها اعتراف کرد: «من استاد مطهری را نمیشناختم، ولی کینه عمیقی از روحانیت داشتم. داوطلب ترور یکی از روحانیون مهم شورای انقلاب شدم. بعد فهمیدم چه اشتباه بزرگی کردم.»
در محل ترور، برگه زردرنگی با خط قرمز گذاشته بودند: «فرقان» و در زیر آن: «خیانت شخص مرتضی مطهری در به انحراف کشاندن انقلاب تودههای خلق، بر همه روشن بود. لذا اعدام انقلابی انجام پذیرفت.»
ترور شهید مفتح
آیتالله محمد مفتح نیز در آذر ۱۳۵۸ هدف گلوله اعضای فرقان قرار گرفت. او از مسئولان کمیته استقبال از امام خمینی (ره) بود و پیوند میان روحانیت و دانشگاه را رقم زده بود.
برخی از اعضای فرقان بعداً توبه کردند. جمال اصفهانی ، رئیس اطلاعات کمیته، میگوید: «حدود دوازده نفر از زندان به جبهه رفتند و پنج نفر شهید شدند؛ از جمله شهید نورمحمدی.»
فهرست شهدای ترور توسط فرقان:
شهید مطهری، شهید مفتح، حاج مهدی عراقی، سپهبد قرنی، سید محمدعلی قاضی طباطبائی و …

گروهک منافقین؛ از مبارزه مسلحانه تا ترور کور
ساختار موسوم به مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ توسط محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان تأسیس شد. پس از انقلاب و در سال ۱۳۶۰، با همکاری ابوالحسن بنیصدر (رئیسجمهور معزول) وارد فاز نظامی تمامعیار شد.
طبق اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، این گروه طی سه ماه پس از آغاز رویارویی مسلحانه، موارد زیر را انجام داد:
– انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی (۷ تیر ۱۳۶۰)
– شهادت رئیسجمهور (محمدعلی رجایی) و نخستوزیر (محمدجواد باهنر) در ۸ شهریور ۱۳۶۰
– شهادت آیتالله قدوسی (دادستان کل کشور) در ۱۴ شهریور ۱۳۶۰
– شهادت آیتالله مدنی در ۲۰ شهریور ۱۳۶۰
مسعود رجوی، سرکرده زنباره این گروهک، در کتاب «جمعبندی یکساله» مورخ ۳۰ خرداد ۱۳۶۱، مرحله دوم ترورها را چنین تشریح میکند: «در مرحله دوم، دست و پای اجرایی حکومت اهمیت دارد. باید نرخ رشد عملیات به جایی برسد که پاسداری کار سادهای نباشد… در این مرحله، ترورهای کور در خیابانها و کوچهها صورت گرفت.»*

آمار رسمی ترورهای منافقین (۱۳۶۰-۱۳۶۱)
– تعداد کل ترورها: ۳۶۶ فقره
– درصد وقوع در تهران: ۹۴.۲ درصد
– نمونه ترورهای کور (بر اساس اسناد):
– ۱۳ مرداد ۱۳۶۱: ترور یک لاستیکفروش (حاج احمدی)
– ۶ شهریور ۱۳۶۱: به رگبار بستن یک لبنیاتی
– ۶ شهریور ۱۳۶۱: انفجار خودرو و شهادت ۷ نفر
– ۸ شهریور ۱۳۶۱: ترور یک خواروبارفروش
سودابه سدیفی ، مشاور بنیصدر، پس از دستگیری اعتراف کرد: «بنیصدر به رجوی پیام داد: باید شروع به زدن رأسهای آنها (حاکمیت) نمود، چارهای نیست. »
حسین نواب صفوی ، رابط بنیصدر با گروهک نیز گفت: «اگر نتوانیم مردم را بسیج کنیم، باید سران را از بین برد.»
منابع مورد استفاده در این گزارش
۱- جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران – رسول جعفریان
۲- مصاحبه با «جمال اصفهانی» – ماهنامه شهروند امروز، شماره ۴۴
۳- مرکز اسناد انقلاب اسلامی – تاریخچه سازمان مجاهدین خلق
۴- خاطرات عزت شاهی (به کوشش محسن کاظمی)
۵- کتاب «جمعبندی یکساله» – مسعود رجوی (مستندات داخلی سازمان)
۶- رفتار سیاسی شهید مطهری و انقلاب اسلامی – سید احسان جوانمرد
نکته پایانی: هر دو گروهک در آغاز با شعارهای دینی و مبارزه با استبداد قد علم کردند، اما در عمل به خوارجی نوین تبدیل شدند که امنیت ملی و جان شهروندان را هدف قرار دادند. آمار و اعترافات اعضای سابق، نشاندهنده شباهت ساختاری این جریانها با الگوی تاریخی «جاهل متنسک» و «عالم متّهتک» است.
انتهای پیام

































