ترور شخصیت شهید لاجوردی سالها قبل از ترور جسمی وی توسط منافقین، با هدف بیاعتبارسازیِ روشهای اصلاحی او و ایجاد شکاف در بدنه جامعه و نظام، به طور سیستماتیک اجرا شد.

به گزارش فراق، معاندین و ضدانقلاب، سالها پیش از ترور فیزیکی شهید لاجوردی در شهریور ۱۳۷۷، با جنگ روانی و شایعهپراکنی گسترده، به دنبال «ترور شخصیت» او بودند.
شهید لاجوردی که خود در دوران مبارزه با طاغوت، شکنجههای شدید زندان را تحمل کرده بود، پس از انقلاب با رویکردی اصلاحگرانه و تربیتی به زندانها نگاه میکرد. زهره سادات لاجوردی، دختر وی، روایت میکند که پدرش برای بازپروری زندانیان جوان منافق، ساعتها به گفتوگوی چهرهبهچهره و برگزاری جلسات بحث و مناظره میپرداخت. ایشان حتی برای اطمینان از توبه واقعی برخی زندانیان پروندهدار، خود را در معرض خطر قرار میداد: «اسلحه مسلح خود را عمداً در دید آنان میگذاشت و میگفت: میخواهم اگر قرار است خدای نکرده دست به جنایتی بزنند، من اولین کسی باشم که مورد تعرض قرار میگیرد.» بسیاری از این «توابان واقعی» بعدها در جبهههای دفاع مقدس شهید شدند.
همکارانش، مانند سیداسدالله جولایی، بر رفتار پدرانه و محبتآمیز او با زندانیان حتی با سابقه چندین ترور تأکید دارند. لاجوردی پایهگذار برنامههای آموزشی، فرهنگی، ورزشی و حرفهآموزی در زندانها بود و دستورالعملی برای «زندانبانی اسلامی» تدوین کرد که بر «انسان قابل تغییر» بودن زندانی تأکید داشت.
با این وجود، همین رویکرد انسانی و اصلاحی، هدف حملات شدید تبلیغاتی دشمن قرار گرفت. حسینعلی طاهرزاده، از دوستان دوران مبارزه لاجوردی، خاطرهای گویا نقل میکند: زمانی که به درخواست لاجوردی از زندان اوین بازدید میکرد، یکی از زندانیان دختر به او گفت: «لاجوردی ادعا میکند مسلمان است، ولی من را شلاق زده است!» در حالی که آن دختر حتی چهره لاجوردی را نمیشناخت. این، نمونهای از شایعات سازمانیافتهای بود که برای تخریب چهره او پراکنده میشد.
این جنگ روانی حتی به سطوح بالای نظام نیز کشیده شد. خاطرات یکی از مقامات امنیتی نشان میدهد که «منتظری» تحت تأثیر همین تبلیغات، در سال ۱۳۶۲ به لاجوردی اتهام میزند که نیروهای نظام، مردم را ترور و جنایت را به گردن منافقین میاندازند تا مجوز اعدام آنان را بگیرند! اتهامی که با خشم و مخالفت قاطع امام خمینی (ره) مواجه شد و ایشان بر ادامه مبارزه قاطع با منافقین تأکید کردند.
این اسناد و خاطرات به وضوح نشان میدهند که ترور شخصیت شهید لاجوردی – با برچسبزنیهای دروغین مانند «خشونتطلبی» – سالها قبل از ترور جسمی وی توسط منافقین، با هدف بیاعتبارسازیِ روشهای اصلاحی او و ایجاد شکاف در بدنه جامعه و نظام، به طور سیستماتیک اجرا شد.
این، روشی کلاسیک از جنگ روایتهاست؛ جایی که دشمن پیش از حذف فیزیکی یک چهره مکتبی، میکوشد جایگاه او را در دلها و اذهان تخریب کند. شهید لاجوردی، با همه ابعاد انسانساز و اصلاحگر وجودش، قربانی این توطئه بزرگ شد. امروز نمونههای پیشرفته این جنگ روایتی را به وضوح در جامعه مشاهده میکنیم.
انتهای پیام

































