• امروز : سه شنبه - ۲۱ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 13 October - 2026
عضو جداشده از تشکیلات منافقین در دادگاه ایران مطرح کرد:

افرادی که مخالف رجوی بودند را شبانه در کانکس کتک می‌زدند / ماجرای خود سوزی دختری به نام ندا حسنی

  • کد خبر : 54640
  • 04 دی 1404 - 10:12

عضو جداشده از تشکیلات مجاهدین خلق گفت: افرادی که مخالف رجوی بودند را شبانه به کانکس‌هایی می‌بردند و کتک می‌زدند.

court 2025 39 7

به گزارش فراق، صمد اسکندری، عضو جداشده از تشکیلات مجاهدین خلق در جلسه ۵۰ محاکمه منافقین در جایگاه قرار گرفت و با اشاره به سوابق حضور خود در این تشکیلات اظهار کرد: بیش از ۱۷ سال عضو سازمان بودم. در مرداد سال ۶۸ وارد کمپ اشرف شدم. بنده در نشست‌هایی با حضور رجوی شرکت داشتم در این نشست‌ها به جنایات انجام شده اشاره می‌کردند. در یکی از نشست‌ها مهوش سپهری، ژیلا دیهیم، زهره اخیانی، فرمانده‌های رده بالا بودند که خودشان می‌گفتند در عملیات‌ها هرکسی در مسیر آنها وجود داشت نابود می‌کردند.

وی گفت: در سازمان افرادی که مخالف رجوی بودند را شبانه به کانکس‌هایی می‌بردند و کتک می‌زدند. احمد واقف و مهدی ابریشمچی افرادی بودند که افراد را کتک می‌زند. خودم می‌دیدم که شبانه افراد را کتک می‌زند. این افراد فقط می‌خواستند از منافقین جدا شوند. مهوش سپهری خودش می‌گفت که در عملیات‌ها هیچ رحمی نداشت.

اسکندری افزود: من ۱۷ سال عضو سازمان بودم و می‌خواستم با خانواده خودم تماس بگیرم که به من اجازه نمی‌دادند و زمانی که محاکمه شدم وکیلی نداشتم.

قاضی پرسید: شما چه زمانی محاکمه شدید؟

اسکندری پاسخ داد: در نشست‌های توبه توسط خود رجوی محاکمه شدیم.

صمد اسکندری، عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق، گفت: رویا عباسی، فرمانده مرکز ۱۲ اشرف، شخصاً بنده را محاکمه کرد و گفت شما درگیر خانواده هستید؛ یا باید با مجاهدین باشی یا پاسداری؛ آن‌ها یک تابلو می‌کشیدند و یک طرف می‌نوشتند پاسدار و یک طرف مجاهد اگر مجاهد را انتخاب می‌کردی باید به خواسته‌های آن‌ها تن می‌دادی و اگر خلاف نظرشان کاری انجام می‌دادی، محاکمه می‌شدی. در این محکمه فقط یک حاکم وجود داشت و آن هم قاضی مطلق، خود مسعود رجوی بود. واقعیت این است که رجوی به هیچ‌کس هیچ حقی نمی‌داد، حتی وکیل داشته باشد.

این شاهد دادگاه در ادامه با اشاره به موضوع هیئت‌های عفو که در جلسه قبل مطرح شده بود، گفت: می‌خواهم در این‌باره تأکید و شهادت دهم. فردی بود به نام علیرضا طاهرلو، متولد تهران. او در ابتدای دهه ۶۰ به دلیل سمپات بودن با مجاهدین و فعالیت‌هایی مانند توزیع نشریه و جمع‌آوری مالی دستگیر و روانه زندان شد. او تا ابتدای سال ۷۰ در زندان بود و پس از آزادی، علیرغم اینکه عفو به او داده شده بود، فرار کرد و به کمپ اشرف آمد.

وی ادامه داد: بعد از گذراندن دوره پذیرش و ورود به مقر ما، چون واقعاً جذب تشکیلاتی نداشت و حقیقت مجاهدین را فهمیده بود در محفل‌هایی که با هم داشتیم به من صراحتاً گفت که به او گفته‌اند باید جلوی تلویزیون سیمای مقاومت بگوید این‌ها هیئت‌های مرگ بودند، نه هیئت‌های عفو. من از خودش پرسیدم واقعیت چه بوده؟ گفت واقعیت این نبود؛ حکم من سنگین بود اما عفو خوردم.

در این بخش، قاضی از شاهد پرسید: یعنی این شخص به شما گفت با اینکه این‌ها هیئت‌های عفو بودند، بنا به دستور چه کسی گفته‌اند این مطالب را بیان کند؟

اسکندری پاسخ داد: با دستور مستقیم خود رجوی. کاملاً برعکس و وارونه جلوه می‌دادند و هیئت‌های عفو را هیئت‌های مرگ معرفی می‌کردند. خود علیرضا طاهرلو به من گفت کسی که ده سال زندانی بوده، واقعیت این‌طور نبوده است گفت به ما گفتند فریب خوردید، این یک فرصت است که باید انتخاب کنی؛ فقط کافی است بگویی این‌ها را قبول نداری و بروی دنبال زندگی‌ات؛ من هم قبول کردم و عفو خوردم. اما بارها من را جلوی تلویزیون بردند و گفتند باید بگویی این‌ها هیئت‌های مرگ بودند.

قاضی سپس پرسید: این فرد الان کجاست؟

اسکندری در پاسخ گفت: این فرد چون هیچ جذب تشکیلاتی نداشت، دوستانی که آنجا بودند می‌دانند که در سال ۱۳۷۲ یک چک امنیتی انجام شد. شخص رجوی شک کرده بود که افرادی که از ایران می‌آیند، عناصر نفوذی هستند. به همین دلیل، علیرضا طاهرلو و تعدادی از افرادی که تازه از ایران آمده بودند، به‌طور خاص فقط به‌دلیل اینکه از ایران آمده بودند، در ضلع شرقی کمپ اشرف، در محلی به نام اسکان زندانی شدند.

وی افزود: علیرضا طاهرلو را به مدت چهار ماه به‌شدت شکنجه کردند. خودش گفت بارها او را کتک زدند و شکنجه کردند، اما وقتی ما حال آن‌ها را می‌پرسیدیم، به ما می‌گفتند این افراد در عملیات مرزی هستند.

این شاهد ادامه داد: مدتی بعد ما فرار کردیم، اما بعدها در سال ۱۳۸۸ زمانی که عراقی‌ها برای نجات اعضای منافقین تلاش می‌کردند به دستور فرمانده‌شان، کیومرث صالح‌پور، این فرد به‌دلیل فشارها و القائات تشکیلاتی، دست به خودسوزی زد. این هم یکی دیگر از جنایت‌های خود رجوی بود که با القائات ضدانسانی و غیراخلاقی، این فرد را مجاب کردند خودسوزی کند و در نهایت کشته شد.

صمد اسکندری، عضو جدا شده منافقین در ادامه گفت: ندا حسنی را مجبور کردند که خودسوزی کند. اگر مرگ با خودسوزی خوب است و شهادت شیرین است، چرا مریم رجوی این کار را نمی‌کند؟

وی افزود: در جلسه گذشته به درستی به موضوع جنایت علیه کودکان اشاره شد. در سال ۶۸ که بنده به آنجا رفته بودم چون هنوز این بدنه و موضوع خانواده و طلاق‌های اجباری پیش نیامده بود. خانمی به اسم غزاله اهل آذربایجان بود، همسر وی قربانی این گروهک شده بود. این خانم یک طفلی به اسم یاشار داشت که نهایتا سه سال سن داشت. این کودک رابطه بسیار عاطفی با من برقرار کرده بود. همزمان مادر این کودک هم از نظر احساسی و انسانی به من نزدیک شده بود. ما را صدا کردند و گفتند رابطه عاطفی و اجتماعی اینجا ممنوع است.

این عضو جدا شده منافقین ادامه داد: بعد از مدت‎ها من این مادر و کودک را ندیدم اما در سال ۷۳ غزاله را دیدم که گفت: به زور یاشار را از من جدا کردند و این خانم این حرف‌ها را می‌زد و عمیقا گریه می‌کرد. جنایاتی که در حق این کودکان می‌شد واقعی بود چون من به چشم خودم دیدم. منافقین جنایاتی مرتکب شدند که در تاریخ معاصر ما بی‌سابقه است و باید محاکمه شوند.

وی بیان کرد: بر اساس آیین دادرسی مدنی بحث حضانت فرزند سلسله مراتبی دارد و دادگاه باید برای حضانت کودکان رای بدهد. رجوی با زیر پا گذاشتن اصول بین‌المللی و انسانی بچه‌ها را به زور از مادرشان جدا کرد و تحویل افراد لاابالی در خارج داد. برخی از این بچه‌ها که بعدا مجددا به اردوگاه برگشتند چیزهایی را تعریف می‌کردند که من خودم شخصا اصلا برایم قابل قبول نبود. برخی از آنها می‌گفتند حتی برخی خانواده‌ها متاسفانه از آنها سوءاستفاده جنسی می‌کردند. بعضی از این بچه‌ها مثل محمدرضا فرزند قربان ترابی، شجاعت به خرج دادند و واقعیت‌ها را افشا کردند و اسناد آن موجود است.

قاضی دهقانی در پایان گفت: جلسه بعدی دادگاه روز ۹ دی ماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=54640