• امروز : چهارشنبه - ۲۰ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 10 June - 2026
مروری بر بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران در مورد تاریخ و هویت آذربایجان  

آذربایجان خط مقدم جبهه ملت ایران / جوانان با این تاریخ پرشکوه بیشتر آشنا شوند / آبی که برای نعش منافقین گرم نشد

  • کد خبر : 54619
  • 02 دی 1404 - 12:58

«آذربایجان خط مقدم جبهه ملت ایران در مقابل متجاوزین و متجاسرین در طول تاریخ چند قرن گذشته تا امروز بوده است، و چه قدر بجاست که جوانان آذربایجانی، بخصوص جوانان و نوجوانان تبریزی با این تاریخ پرشکوه و باعظمت هر چه بیشتر آشنا بشوند.»

14040602 676092

به گزارش فراق، جمله آغازی، اول بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران در اجتماع اقشار مختلف مردم آذربایجان شرقی در تاریخ ۵ مرداد ماه ۱۳۷۲ در استادیوم ورزشی تبریز است که در آن به تاریخ پرشکوه و باعظمت آذربایجان اشاره فرمودند و جوانان آذربایجانی را به آشنایی بیشتر با این هویت توصیه نمودند.

چند روزی است که تروریست‌های دهه ۶۰  و مزدوران امروز با انتشار محتواهای مضحک سعی کردند از شعارهای جوانان آذربایجانی در حاشیه مسابقه فوتبال تیم تراکتور در ورزشگاه سهند تبریز که چند روز پیش رخ داد به نفع خود بهره برداری کنند، و از آن آبی برای نعش منافقین گرم کنند. به این انگیزه مروری بر بیانات قدیمی اما به روزِ رهبر معظم انقلاب اسلامی و توصیه‌های ایشان به جوانان آذربایجان داشتیم تا متوهمان و دشمنان این آب و خاک بدانند مردم و جوانان با غیرت آذربایجان نه تنها پهلوی را بی‌شرف می‌دانند بلکه دندان شکستن خائنین و منافقین را نیز بسیار خوب بلدند!

متن کامل بیانات به شرح زیر است:

آذربایجان در واقع خط مقدم جبهه ملت ایران در مقابل متجاوزین و متجاسرین در طول تاریخ چند قرن گذشته تا امروز بوده است، و چه قدر بجاست که جوانان آذربایجانی، بخصوص جوانان و نوجوانان تبریزی با این تاریخ پرشکوه و باعظمت هر چه بیشتر آشنا بشوند.  در گذشته‌ی دور در آن وقتی که کشور عزیز ما، مورد تهاجم همسایه شمالی آن روز ما، یعنی کشور روسیه قرار گرفت و به خاطر ضعف پادشاهان قاجار و بی‌لیاقتی رجال نظامی و سیاسی، گرجستان و هفده شهر قفقاز از ایران عزیز جدا شد، آن نیرویی که توانست لشکر روس را که سرمست از پیروزیها به جلو می‌آمد، بر سر جای خود متوقف کند، تبریز بود. تبریزیها جلوی لشکر مهاجم را توانستند بگیرند و یک بار این منطقه‌ی از ایران عزیز را نجات بدهند. در دوره بعد یعنی در دوران مشروطیت، چه در قضایای مشروطیت – اول و چه در دوران استبداد صغیر که دوباره مشروطیت در ایران جان گرفت – آن نیروی اصلی و محرّک از تبریز، مرکز آذربایجان، رها شد و آزادی را برای ایران بزرگ به بارآورد. این شهر پر از خاطرات مجاهدت و فداکاری است. و من از گذشتگان خود قضایایی را درباره‌ی‌حوادث تبریز شنیده‌ام که آنها خود شاهد آن قضایا بوده‌اند، چه در قضایای دوران استبداد صغیر که مرحوم شیخ محمّد خیابانی، مرد مبارز و روحانی آزاده این‌جا قیام کرد، و چه در دوران قبل از آن، که آغاز مشروطیت بود که همین محله‌های گوناگون تبریز، از جمله محله «خیابان»، منزل عالم بزرگ ساکن محله‌ی خیابان و کوچه‌ی «قره باغیها»، منزل (خیابان محله سی و قره باغ لار کوچه سی). عالم بزرگ آن روز تبریز، که جدّ ماست، پدربزرگ من، مرحوم حاج سیدحسین خامنه‌یی که می‌رفتند مردم، به خانه این عالم و درباره‌ی‌قضایای مشروطیت از او سؤال می‌کردند و او مردم را تشویق می‌کرد و در سال ۱۳۵۲ که من آمدم تبریز «مین اوشیوز اللی ایکیده، من اٌزوم گئتدیم إله او محلیه و او کوچیه، محله‌ی خیابان و قره باغلار کوچه سی. گئدیپ آختاریپ آتابابانون ائوی نی تاپیپ …. و زیارت المیشم. این بخشی از گذشته‌ی تبریز است، (خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم توجه بفرمایید).

بعد در دوران مشروطیت، سردار ملی و سالار ملی که باز سالار ملی یعنی باقرخان مال همان محله خیابان و کوچه قره‌باغی‌هاست، که الآن هم همان کوچه و همان محله و همان مسجد که در آن‌جا مردم اجتماع می‌کردند، به حال خود باقی است و موجود است. دوران سالهای بعد از دیکتاتوری رضاخانی که پیشه‌وری به کمک شوروی سابق، بر این منطقه تسلط پیدا کردند، آن نیرویی که توانست تبریز را و آذربایجان را نجات بدهد، آن نیرو، نیروی تبریزی است. هیچ نیروی دیگری نمی‌توانست اگر تبریزیها نبودند، تبریز را و آذربایجان را نجات بدهد. در دوران انقلاب، حرکت گردونه‌ی مبارزه ملت ایران، از چهلمی شروع شد که تبریزیها برای مردم قم گرفتند. فرزندان اسلام، فرزندان قرآن، فرزندان امام در این شهر توانستند پرچم مبارزه اسلام را بلند کنند و یکسره، آذربایجان و تبریز در خدمت انقلاب قرار گرفت. دانشجویش،روحانیش، کاسب بازاریش، زنانش، مردانش، اهل شهرش، اهل روستایش، کارگرانش، کشاورزانش حتی زبان گویایش مرحوم شهریار (رحمهالله‌علیه) در خدمت انقلاب، در خدمت قرآن و اسلام قرار گرفت. و دوران انقلاب وقتی ما نگاه می‌کنیم، عملکرد شما مردم، عملکرد یک جماعت مؤمن و مخلص و نمونه است، این را من از نزدیک دیده‌ام، دو شهید محراب این شهر، تقدیم انقلاب کرد، شیراز هم شهید محراب داشت، یزد هم شهید محراب داشت اما یک شهید محراب، تبریز دو شهید محراب در راه اسلام و قرآن قربانی داد. فتنه خلق مسلمان را خود تبریزها، همین جوانان حزب‌اللهی مؤمن توانستند در نطفه خفه کنند. آن وقتی که جنگ پیش آمد، جوانان لشکر عاشورا و سرداران شجاع تبریزی و آذربایجانی، شهید آقامهدی باکری، و شهید حمید باکری، و شهدای متعدد دیگر، از سرداران بزرگ لشکر اسلام از این سرزمین برخاستند، در میدانهای نبرد جان‌شان را قربان اسلام و قرآن کردند. این آذربایجان است.
و من در آن سفر قبلی که آمدم تبریز، هر جای این استان که قدم گذاشتم، دیدم مردم شعار واحدی را می‌دهند. همه می‌گویند: آذربایجان اویاخدی، اینقلابا دایاخدی. وقتی رفتم تهران از آن سفر خدمت امام راحل بزرگوارمان و استاد و مرشد عظیم‌الشأن‌مان، عرض کردم که آذربایجان، با همه‌ی وجود صدا می‌زند که: آذربایجان جانباز، خمینی لن آیریلماز درباره‌ی‌تبریز و آذربایجان اگر ساعتها هم من حرف بزنم، آن خاطرات عظیم، آن دیده‌ها و شنیده‌ها و دانسته‌ها و لمس شده‌ها تمام نخواهد شد.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=54619