قاضی دادگاه محاکمه تشکیلات تروریستی مجاهدین خلق گفت: باید توجه داشت که نباید شرایطی ایجاد شود که توبه به ابزاری برای فرار از مجازات تبدیل گردد و برای مجرمان حاشیه امن ایجاد کند. اما در صورتی که توبه پیش از اثبات جرم صورت گرفته باشد، اساساً سوءظنی نسبت به آن وجود ندارد.

حجت الاسلام امیررضا دهقانی در جلسه ۴۹ دادگاه محاکمه منافقین در خصوص ماهیت توبه توضیحاتی خطاب به وکیل متهمان که در رابطه با شهود جداشده از منافقین ابهاماتی داشت، ارائه داد و اظهار کرد: در خصوص ماهیت توبه واقعیت این است که ماهیت حد و حدود فقه امامیه و اسلامی، مجازاتی که حقالله محور آن است، هدف اصلی از توبه اعاده رابطه مجرم با خدا، بازدارندگی و اصلاح نفس مجرم است نه صرفا تنبیه مادی یا ایجاد مجازات.
قاضی دهقانی گفت: یعنی اگر جرمی سخت اثبات میشود با چهار بار اقرار که توضیح دادیم، چرا چهار بار؟ چرا چهار بار جلسه؟ چرا اتحاد مواضع؟ به جهت اینکه سختی در اثبات حتی به اقرار در این جرایم ماهیت قضایی با سوءظن نگاه میکند. معتقد است شاید بار اول بر اثر هیجانات بوده و بار دوم متوجه عواقب اعمال نیست، به جهت سوءظن و حفاظت عرض کردم در نظام قضایی اسلامی غیر نظام امامیه، یک دیوار بلندی به دور هر انسانی حتی بعد از اتهام وجود دارد و این دژ بزرگ حفظ حقوق متهم است و هیچکس به راحتی نمیتواند از این دژ عبور کند و به متهم حتی به متهم برسد حتی در جرائم حدی مانند محاربه.
قاضی دهقانی، گفت: نکتهای که در توبه وجود دارد و مجدد توضیح میدهم حتی اگر از این دژ با آن توضیحاتی که جلسه قبل دادم عبور کرد و به متهم رسید، توبه و بخششی که مقابل متهم وجود دارد؛ یک توبه قبل از قبض یا اثبات است، یعنی دستگاه قضایی و حاکم به این افراد مسلط نشده. این توبه نشاندهنده قطع فعل و اصلاح قلبی است.
وی گفت: اجرای حد هم برای اصلاح روحی و بازگرد مجرم دیگر ضرورت ندارد، زیرا خودش اصلاح کرده و اتفاقاً این دوره قبل از تسلط در نظامهای قضایی مشابه وجود دارد یعنی همکاریهایی که قبل از دستگیری متهمین یا مجرمین با نظامهای پلیسی یا قضایی انجام میدهند بسیار شبیه توبه قبل از تسلط است.
قاضی گفت: اگر فردی، مانند این اعضای جداشده، قبل از اعمال قدرت حاکمیت توبه کند، هدف اصلاح شخصی محقق شده و اساساً اجرای حد ضرورت ندارد.
وی گفت: شریعت، توبه را یک راه حقیقی برای اصلاح فرد میداند. توبه، رابطه فرد با خداوند را اصلاح میکند. نکتهای که بسیار مهم است و شاید به فهم بهتر این موضوع کمک کند، این است که دستگاه قضایی به عامل معنوی توجه دارد. وقتی گفته میشود توبه موجب سقوط حد میشود، این نکته بسیار مهم است؛ یعنی سقوط مجازات، نه صرفاً تعلیق یا تخفیف آن. البته ممکن است مسئولیت کیفری یا ضمانتهای مدنی همچنان باقی باشد، اما آنچه مورد تأکید است این است که در جرایم حدی، به دلیل بعد «حقاللهی» آنها در نظام قضایی اسلامی و قانون مجازات اسلامی ایران، هدف اصلی بازدارندگی و اصلاح جامعه است.
قاضی گفت: هدف اصلی اجرای حد، تحقق همین بازدارندگی و اصلاح است. توبه صادقانه نشان میدهد فرد از ادامه فساد و خشونت منصرف شده است. رابطه این موضوع با حقاللهی بودن جرم در همین نکته نهفته است. فقها بر این اساس استدلال میکنند و دکترین حقوقی نیز باید به آن توجه کند که مرکز انگیزه اصلی ارتکاب جرم، سرپیچی از خداوند است. توبه دقیقاً این مرکز اصلی را هدف قرار میدهد؛ یعنی اگر ارتکاب جرم بهعنوان سرپیچی از حقالله از بین برود، عامل معنوی ارتکاب نیز از میان میرود.
وی گفت: اصولاً مجازات یا پیگردهای مدنی برای بازگرداندن فرد بر اساس همان عاملی است که موجب ارتکاب جرم شده است. در جرایم حقاللهی، خداوند میفرماید این فرد از من سرپیچی کرده است؛ اگر جرم به افراد دیگر ضرر زده باشد، آن مسئولیتها به جای خود باقی است، زیرا توبه صرفاً جنبه الهی دارد و مسئولیت مدنی را از بین نمیبرد. آنچه مدنظر است این نکته است که افراد پس از توبه، انگیزه اصلی ارتکاب جرم را دیگر ندارند.
قاضی گفت: پس از توبه دیگر انگیزه اصلی ارتکاب را ندارد، به شرط آنکه توبه صادقانه باشد. بهویژه اگر توبه پیش از دستگیری و اعمال قدرت حاکمیت صورت گرفته باشد. به همین دلیل، در فقه امامیه، حاکم یا قاضی اختیار تشخیص دارد و زمان توبه بسیار مهم است.
قاضی دادگاه سپس گفت: با توضیحاتی که دادم ایراد به شهود را نمیپذیرم. با توجه به اینکه اکثر شهود و اعضای جدا شده قبل از تسلط توبه کردند. همانقدر که در نظام قضایی اسلام دژ مستحکم به دور افراد متهم گرفته میشود و حتی اگر خودش اقرار کند تا ۴ بار شهود شهادت ندهند با سوءظن به شهود و اقرارهای فرد متهم به موضوع نگاه میکند و باز هم از او میپرسد آیا توبه کردی یا خیر؟ پس از عبور از این دژ مستحکم نظام بخشش مطرح میشود. عمده اعضای جدا شده خودشان مراجعه کرده و تسلیم شدند. بنابراین دادگاه ایرادی در رابطه با شهود را نمیپذیرد.
قاضی با اشاره به نکتهای درباره توبه گفت: یک تفاوت در نظام قضایی اسلامی و قانون مجازات بین ثبوت عمل و حالت فاعل قرار میدهیم. یعنی اینکه سقوط عمل مثلاً اقرار یا شهادت نشان میدهد که این عمل واقع شده است. اما حالت فاعل یعنی در حال ارتکاب آن فاعلی که جرم را مرتکب شده است. آیا نادم است یا خیر؟
قاضی گفت: آیا انگیزه فساد وجود دارد یا خیر؟ این یک امر دیگری است. توبه زمانی اهمیت پیدا میکند که به آن هدف اصلی مجازاتها برسد. هدف اصلی مجازاتها اصلاح حالت فاعل است. این نکته را عزیزان توجه کنند در سیاست جنایی اسلامی به نظر قاضی، فوقالعاده اصلاح حالت فاعل مهم است و هدف اصلی مجازاتهاست در نظام جزایی که داریم. این حالت فاعل اگر تغییر کرد، توبه صادقانه پیش از قدرت بر او، پیش از دستگیری او و پیش از بازداشت او، مهمترین نشانه است برای اینکه این حالت فاعل تغییر کند.
وی گفت: هدفهای متفاوتی را در مجازاتها در حقالله و حقالناس در نظام قضایی در جزای اسلامی و قانون مجازات اسلامی داریم که دارای جنبه تربیتی و اخلاقی قوی است و بر بازگرداندن حالت فاعل تمرکز دارد؛ همان بحث روانی که پیشتر به آن اشاره شد. در نظام قضایی مدرن نیز، آنچه تحت عنوان «پرونده شخصیت» مطرح میشود، ناظر بر وضعیت فاعل جرم است. با این حال، به نظر اینجانب، هیچیک از این موارد در نظامهای حقوقی مدرن منتهی به سقوط کامل مجازات نمیشود، در حالی که در اسلام، بهویژه در جرایم حدی، اگر ندامت صادقانه محقق شود، سیاست جنایی اسلامی قائل به سقوط کامل مجازات است؛ حتی پس از اثبات جرم. این نکتهای است که معمولاً کمتر به آن توجه میشود.
قاضی گفت: البته باید توجه داشت که نباید شرایطی ایجاد شود که توبه به ابزاری برای فرار از مجازات تبدیل گردد و برای مجرمان حاشیه امن ایجاد کند. اما در صورتی که توبه پیش از اثبات جرم صورت گرفته باشد، اساساً سوءظنی نسبت به آن وجود ندارد. حالت فاعلیِ شخص بهگونهای است که قاضی دادگاه، بهویژه در برخی مجازاتها، مکلف میشود آثار آن را لحاظ کند. از همین رو، در سیاست جنایی نظام قضایی اسلامی، این موضوع اهمیت فوقالعاده و ماهیتی متفاوت دارد.
وی گفت: عمده این افراد و اعضای جداشده، کسانی هستند که پیش از تسلط قضایی، اطلاعاتی یا پلیسی بر آنها، خود را تسلیم کردهاند.
انتهای پیام

































