• امروز : چهارشنبه - ۳۰ اردیبهشت - ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 20 May - 2026

روی خط

 افشاگری جدید از اقدامات گروهک درمانده منافقین در آلبانی؛ فریب کودکان و روستاییان با الگوی داعش / درخواست فعالان مدنی از پلیس ضدتروریسم و کلیسای کاتولیک برای مقابله با شیاطین «مانز» تأیید رهبری، حق وتوی رئیس‌جمهور و موارد سلبی؛ آنچه باید از کارکرد واقعی شورای عالی امنیت ملی بدانید تبارشناسی گروهک‌های فرقان و نفاق؛ روایت قاتلان و شاهدان از ترورهای دو گروه نادان اعتراف عامل رژیم صهیونی به جعلی و نمایشی بودن منافقین / آن‌ها گرگ‌هایی در لباس مبدل هستند آلبانی تاوان «حماقت سیاسی» سرانش را می‌دهد / کشوری فقیر که قربانی آمریکای تروریست شد / منافقین اندازه کمترین حیوانات موذی اهمیتی برای ایران ندارند افشاگری الجزیره از خط تولید ویدئوهای جعلی از زنان ایرانی پیرماده‌های منافقین از جان مدارس آلبانی چه می‌خواهند؟ روزنامه صهیونی آخرین میخ را بر تابوت روایت دروغین سیا و موساد درباره ایران کوبید / شکست راهبردی دشمنان در برابر اراده ملی و یکپارچه

روایتی قابل تأمل از مدل جذب فرقه رجوی در دهه ۷۰

  • کد خبر : 537
  • 17 مرداد 1402 - 13:42
ashraf monafegin

در تهران در یک کارگاه خیاطی مشغول کار بودم که یک خانمی تماس گرفت و گفت که بیا ترکیه، دوستت با تو کار دارد.

به گزارش فراق، تاملی کوتاه بر مدل جذب آخرین افرادی که وارد فرقه رجوی شدند نشان می‌دهد برخی اقشار بی‌اطلاع جامعه که البته از تحصیلات چندانی برخوردار نبودند، تنها به تطمیع‌های مالی و سفر به اروپا به پادگان تعطیل شده اشرف وارد شدند.

اغلب این افراد پس از ورود به سازمان بلافاصله پشیمان می‌شدند اما تنها با ترس ۸ سال زندانی شدن در ابوغریب به صورت نمایشی به پذیرش در سازمان رضایت می‌دادند.

در بخشی از خاطرات یکی از جداشده‌های فرقه رجوی در این خصوص آمده است:

در تهران در یک کارگاه خیاطی مشغول کار بودم که یک خانمی تماس گرفت و گفت که بیا ترکیه، دوستت با تو کار دارد، من هم رفتم ترکیه. بعد دیدم آنجا یک صحبتهایی از رجوی و از اینجور صحبتها می‌کنند که من قبول نکردم، بعد دو نفر که آنجا بودند، صحبت می‌کردند و می‌گفتند که برویم آنجا و بعد از دو سه ماه به شما کیس سیاسی می‌دهند، بعد می‌روید کشورهای اروپایی کار می‌‌کنید و می توانید در عرض مثلاً دو سال پول خوبی در بیاورید و از این حرفها که ما هم گول خوردیم و قبول کردیم و رفتیم به عراق.

رفتیم عراق دیدیم یک سری چیزهایی می گویند که اصلاً با عقل آدم جور در نمی آید. می گفتند خانواده نداریم، نمی توانی با خانه ات تماس بگیری که ما قبول نکردیم و گفتیم بر می گردیم. آنها گفتند باید دو سال پیش ما بمانی و هشت سال هم در زندان ابوغریب که ما از ترس زندان و از این طور حرفها، قبول کردیم و گفتیم می رویم داخل، بالاخره سر یک فرصت مناسبی فرار می کنیم از این جا، که نشد.

تا زمان جنگ آمریکا و عراق که آمریکا به عراق حمله کرد و بعد سازمان آمد و بعد از مدتی گفت که هر کس می خواهد برود، می تواند برود. ما هم همان فردایش درخواست نوشتیم که می خواهیم جدا شویم و برویم که بعد از دو سه هفته ما را فرستادند پیش آمریکائی ها و حدود ۱۷ ماه پیش آمریکائی‌ها بودیم که آنجا بعد آمدند و گفتند که هر کس می‌خواهد برود ایران می‌تواند برگردد. ما هم نامه نوشتیم برای یکی از سرهنگ‌های آمریکایی که ما می‌خواهیم برگردیم ایران و قبول کرد.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=537